بازخوانی قیام و نهضت حضرت اباعبدالله الحسین بخش سوم

بازخوانی قیام و نهضت حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلامُ با بررسي سخنان آن بزرگوار

بخش سوم: شکایت نزد پیامبر گرامی اسلام

حضرت اباعبدالله الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلام در كنار قبر رَسُول اكرم صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّمْ

بنابه نقل خطيب خوارزمى همان شب كه امام عَلَيْهِ‌السَّلامُ از مجلس وليد خارج گرديد به حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و در كنار قبر آن حضرت قرار گرفت و با اين جملات به زيارت آن حضرت پرداخت:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّه اَنَا الحُسَيْنُ بْنُ فاطِمَةَ فَرْخُكَ وَابْنُ فَرْخَتِكَ وَسِبْطُكَ الَّذى خَلَّفْتَنِى فى اُمَّتِكَ، فَاشْهَدْ يا نَبِىَّ اللّه اَنَّهُمْ خَذَلُونى وَلَمْ يَحْفَظُونى وَهذِهِ شَكْواىَ اِلَيْكَ حَتّى اَلْقاكَ.

درود بر تو اى رسول خدا! من حُسَيْنُ فرزند تو و فرزند زاده شایسته و محبوب تو هستم كه مرا براى هدايت و رهبرى امت، جانشين خود قرار داده اى، اى پيامبرخدا! اينك امت تو مرا تضعيف نموده و مقام معنوى مرا نادیده گرفته اند و اين است شكايت من به پيشگاه تو است تا هنگامی که به ملاقات تو بشتابم.

فَرْخ و فَرْخَة: شاخه درخت، كنايه از هر فرزند دوست داشتنى. سِبْط: قطعه اى از بدن انسان و به فرزند و نوه نيز گفته مى شود. خَذَلُونى: از خذل  دست از يارى كشيدن.

نكته‌ها و برداشت‌ها: 

  1. حضرت اباعبدالله الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلام رَسُول گرامي اسلام صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وسَلَّمْ را مورد خطاب قرار داده و ضمن تشريح وضعيت اسف بار جامعه اسلامي، از دست امت شكايت كرد؛
  2. آن بزرگوار در شكايتش، بدون توجه به حقوق شخصي خود بلكه بخاطر ناديده گرفتن حقِ معنوي امامت، از دست امت شكايت كرد؛
  3. آن بزرگوار در شكايت از كلماتي استفاده کرد كه بار حقوقي بيشتري داشته باشد، لذا آن بزرگوار در معرفي خود از كلمات “پاره جگر و قطعه بدن رسول الله” استفاده كرد، تا نشان دهد كه ظلم نه در حق خود، كه در حق پيامبر روا داشته‌اند و چون ظلم در حق پيامبر از عواقب بدتري برخوردار است، غاصبين را با هشدار جدي روبرو سازد؛
  4. از آن جا كه در ظاهر، دوست و دشمن، براي رسول الله، جايگاه رفيع قائل بودند، آن بزرگوار در محضر حضرت، از بين هزاران فضلت، فقط خود را سبط و پاره تن رسول الله معرفي كرد، تا شايد كساني كه در دل ذره‌اي ايمان به رسول الله دارند متنبه شده و از راه كج رفته خود باز گردند؛
  5. گرچه بسياري از مسلمانان، در مورد امامت و رهبري حضرت اباعبدالله الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلام يد واحد نبودند اما بر سفارش پيامبر گرامي اسلام مبني بر وجوب دوستي و رعايت حرمت حضرت و دوري از آذار و اذيت آن بزرگوار، اتفاق نظر داشتند، لذا آن بزرگوار از اين زمينه استفاده كرد و در محضر جدش رسول الله فرمود “سفارش شما را در حق من مراعات نكردند” تا شايد از اين رهگذر عواطف مسلمانان را تحريك کرده و با حمايت رهبري امت، راه سعادت و رستگاري را طي نمايند؛
  6. آن بزرگوار در كنار قبر جد بزرگوار با جمله‌اي كوتاه، اما پر مغز، تبعيت از فرمايشات پيامبر گرامي اسلام، حفظ جايگاه امامت، اطاعت و پيروي از رهبري امت و رعايت حقوق امامت و رهبري را مايه سعادت مسلمين و راه نجات جامعه معرفي می‌کند؛
  7. آن بزرگوار عمل نكردن به فرمايشات پيامبر گرامي اسلام، عدم رعايت جايگاه امامت و رهبري، سرپيچي از رهبري امت و رعايت نكردن حقوق امامت را سبب بدبختي و شقاوت جامعه اسلامي معرفي كرده و وضع خفت بار حاكم بر آن زمان را دليل بر بي‌توجهي جامعه به آن‌ها دانسته است.

    حسن صفرزاده تهرانی
 

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.