وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ

و ما بعد از تورات در زبور (داود) نوشتیم همانا بندگان شایسته وارث زمین خواهند شد

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ

و ما بر آنيم كه بر مستضعفان منت نهیم و آنان را پيشوا و وارث زمین گردانيم

جامعه مهدوی چگونه جامعه‌ای است؟ 

عمده مباحث پیرامون منجی عالم بشریت، در باره علامات ظهور یا شرائط هنگامه ظهور یا چگونگی ظهور منجی عالم بشریت مطرح می‌شود اما ویژگی جامعه مهدوی که یکی از مباحث بسیار مهم و ضروری است کمتر مورد توجه قرار گرفته است 

مقدمه اول: بی خردی و بی ایمانی

امروز بشر با تمام پیشرفت و تمدنی که به دست آروده است؛ از دو ناحیه رنج می‌برد؛ یکی از ناحیه طبیعت و دیگری از ناحیه خود، به همین خاطر هم با خود درگیر است و هم با طبیعت درگیر است

اگر بشر با تمام مواهب طبیعی و خدادادی، با تمام رشد و ترقی، با تمام پیشرفت و تمدن، با تمام علم ودانش؛ هنوز با فقر و گرسنگی، با دروغ و نیرنگ، با فساد و فحشا، با قتل و غارت، با اعتیاد خانمان سوز دست و پنجه نرم می کند و وضعیتی بهتر از دوران توحش ندارد؛ بخاطر این است که نه از ناحیه خرد و نه از ناحیه ایمان به رشد کافی نرسیده است

اگر بشر با تمام پیشرفت و تمدنی که بدست آورده؛ هنوز با بیچارگی و بدبختی دست و پنجه نرم می کند و گوئی در مقدمــه زندگــى مانده و درجا می زند و در حقیقت دوران طفولیت خود را می‌گذراند؛ به دلیل بی خردی و بی ایمانی است

اگر امروز بشر با بحران معنویت، بحران اخلاق، بحران هويت، بحران تعقل، بحران معرفت، بحران فرهنگ، بحران روانی، بحران آرامش روبرو است؛ بخاطر بی‌خردی و بی‌ایمانی است

اگر پیشرفت های بدست آمده؛ بشر را به آرامش لازم نرسانده و هر روز بیشتر از دیروز آرامش بشر را به خطر انداخته است بخاطر بی‌خردی و بی‌ایمانی است

اگر امروز تمام ثروت دنیا در سه مقوله جنگ، عیاشی و اعتیاد مصرف می شود؛ بخاطر بی‌خردی و بی‌ایمانی بشر است

امروز ضعف عقل بشر را به بدبختی و بیچارگی و ضعف ایمان بشر را به فلاکت و انحتاط کشانده است

مقدمه دوم: امکان حکومت جهانی

امروز دانشمندان بر این باورند که بافت نظام طبیعی به گونه‌ای است که یک حاکمیت را طلب کرده و تضاد و تخالف سلامت این بافت را تهدید می‌کند، باوری که در راستای وعده همه ادیان الهی مبنی بر ظهور منجی و مصلح جهانی است

امروز پیشرفت تکنولوژی، دنیا را به دهکده‌ای کوچک تبدیل کرده است به صورتی که اداره یک پارچه آن، از سوئی از دیروز راحت‌تر و از سوی دیگر از امروز ضروری‌تر است؛ حالتی كه همواره ابرقدرت‌ها را در تصاحب آن به وسوسه انداخته است و جامعه شناسان را به طرح یک حاکمیت ایده‌آل واداشته است

همواره بشر در آرزوی زندگی ایده‌آل، خانواده ایده‌آل، خانه ایده‌آل، فرزندان ایده‌آل، دختران؛ شوهران ایده‌آل، پسران؛ همسران ایده‌آل، فرزندان در حسرت پدر و مادر ایده‌آل بوده و هست، و این آرزو از دیر باز تا كنون بوده است  

جامعه شناسان مجموعه این آرزوها را با عنوان جامعه ایده‌آل، یا آرمان شهر یا مدینه فاضله مطرح کرده اند  

ایده مدینه فاضله؛ فکر و اندیشه بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان و مکاتب مختلف را به خود مشغول کرده و هر کدام طرحی را تدوین کرده اند  

افلاطون در رساله جمهوری، كهن ترین طرح مدینه فاضله را و فارابی در كتاب آراء، طرح مدینه فاضله دینی را ارائه کرده است. آگوستین در شهر خدا، توماس مور در ناكجاآباد و فرانسیس بیكن در آتلانتیس، طرح‌هائی را برای مدینه فاضله ارائه داده‌اند 

مکاتب الهی در ارائه الکوی مدینه فاضله از همه مکاتب و از همه دانشمندان و اندیشمندان پیش قدم بوده‌اند و این در حالی است که اسلام مدینه فاضله واقعی و حقیقی، عملی و اجرائی را به عنوان عظیم‌ترین تحول تاریخ بشر، در قالب حکومت جهانی و تمدن مهدوی به بشریت هدیه داده است 

آنچه مدینه فاضله اسلام را  از سایر ایده‌ها متمایز و ممتاز ساخته، ویژگی‌های این جامعه آرمانی است 

مدینه فاضله و آرمانی اسلام یا حکومت جهانی و تمدن مهدوی

رنج‌ها و آسیب‌های رسیده به بشر، ظلم‌ها و ستم‌های تحمیل شده بر بشر، فساد و فحشای هُوار شده بر گرده بشر، دروغ و نیرنگ های رسوخ کرده در زندگی بشر، بی‌عدالتی‌های حاکم بر جامعه بشری و بحران‌های به وجود آمده؛ جان بشر را به لب می آورد

در این هنگام جامعه بشری که تار و پود هر تمدنی هستند؛ برای تحولی بنیادین، برای رسیدن به جامعه‌ی آرمانی، برای تحقق یک تمدن واقعی و ماندگار و برای رشد و بلوغ کافی خود را آماده می کنند

از آن جائی که حکومت جهانی و تمدن مهدوی، با اهداف عالیه خلقت و رسالت عالی انبیاء الهی مطابقت دارد و با قوانین هستی و طبیعت هماهنگ است؛

با شكوفائی استعدادها و ظرفیت‌ها؛ زمینه رشد و بلوغ بشر را فراهم می سازد

با بارور کردن گنجینه‌های عقل عملی و نظری؛ عقول بشر را کامل می‌کند

با آشنائی با حقایق هستی و واقعیت‌های خلقت؛ ایمان و اعتقاد را در درون انسان راسخ و استوار می‌سازد

با تربیت صحیح، انسان را به کرامت و بزرگواری، بشر را به رشد و تعالی، شهروندان را به جایگاه حقیقی و جامعه را به یک تمدن واقعی و همه بشریت را به سرمنزل مقصود رهنمون ساخته و سعادت دنیا و آخرت را برای بشریت به ارمغان می آورد

حکومت جهانی و تمدن مهدوی که سرفصل شکوفایی و اول رشد و تعالی بشر است؛ اصــل كتــاب زندگــى را به روی بشر ‌می‌گشاید و بشر را از مقدمــه زندگــى عبور می‌دهد

دنیا با آمدن مصلح جهانی تازه شروع می‌شود و بشر با آمدن اش زندگی واقعی را تازه شروع می‌كند و آقاوار زندگی می‌کند

بشر در پرتو دین، رهبری و حکومت جهانی آن بزرگوار با استفاده از همه ظرفیت‌های مادی و معنوی، به امنیت و آرامش، به آبادانی و رفاه، به پیشرفت و تمدن حقیقی، به کمال و عدالت واقعی می‌رسد

در حکومت جهانی و تمدن مهدوی، تمام همت بشر در خدمتِ پیشرفت و تمدن واقعی و حقیقی قرار می‌گیرد، تولید علم، تولید فناوری، تولید بنیادین، تولید صنعت پاک، برای خدمت به خلق، به اوج خود می‌رسد و 27 حرف دیگر علم برای بشر نمایان می‌شود، اندیشه‌های ناب و علوم و فنون به اوج شكوفایی می‌رسد و جامعه آرمانی و مدینه فاضله اسلامی شکل می‌گیرد

در این شرائط بشر از همه بیچارگی‌ها و بدبختی‌های هُوار شده بر گرده او نجات می‌یابد، از جور رنج‌های کشیده خلاص می‌شود و امنیت واقعی برای بشر محقق می‌گردد

وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا 

ویژگیهای مدینه فاضله و آرمانی اسلام یا حکومت جهانی و تمدن مهدوی

نتایج حکومت جهانی و تمدن مهدوی یا آن چه در حکومت جهانی و تمدن مهدوی اتفاق می افتد

در چنین جامعه‌ای، قوانین دست و پاگیر و پیچیده، سازمان‌های عریض و طویل و بیهوده، دیوان سالاری‌های اشرافی و فرسوده، مجریان نالایق و پرهزینه، دستگاه‌های گسترده قضائی و انتظامی رخت برمی‌بندد 

در چنین جامعه‌ای، امتیازات، امکانات، مسئولیت‌ها بر اساس شایسته سالاری تقسیم می‌شود

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ

برای رسیدن به پست و مقام، لابی گری و تخریب و بی عدالتی تمام می‌شود

در چنین جامعه‌ای، مصالح عموم حاکم است، کسی برای رسیدن به منافع شخصی جوسازی نمی‌کند

در چنین جامعه‌ای، همه شهروندان مجری قانون هستند، حضور یا عدم حضور مجری قانون برای افراد جامعه در انجام وظیفه تفاوتی ندارد

در چنین جامعه‌ای سلایق بر تدوین قانون حکفرمائی نمی‌کند، ادقام‌ها و تفکیک‌های وزارتخانه‌ای تمام می‌شود

در چنین جامعه‌ای هر کسی و هر چیزی در جایگاه خود قرار می‌گیرد، به بازی‌گر، هنرمند و به بوق، دزدگیر گفته نمی‌شود، نقش آفرین‌های اصلی صحنه زندگی و جامعه، هنرمند به حساب می‌آیند نه بازیگران نقش

در چنین جامعه‌ای مسئولیت بر دوش رنج کشیدگان صالح و مستضعفین شایسته قرار می‌گیرد و افراد زورگو، سلطه گر، یاقی، زیاده خواه، برتری جو، اشراف و مدعی نقش ندارند

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ

در چنین جامعه‌ای اساس کار بر تولید استوار است شغل های کاذب و واسطه گری جایگاهی ندارد

در چنین جامعه‌ای همه در برابر هم احساس مسئولیت می‌کنند

کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ

دیگر به تو چه یا به من چه شنیده نمی شود 

انسان در حکومت جهانی و تمدن مهدوی

انسان در حکومت جهانی و تمدن مهدوی با رشد و کمال واقعی به کرامت و بزرگواری می‌رسد در نتیجه  

زندگی‌اش بر راستی و صداقت استوار می‌شود، از دروغ متنفر است  

زندگی‌اش بر درستی استوار می‌شود، از نیرنگ و فریب گریزان است 

زندگی‌اش بر شرافت و عزت استوار می‌شود، از ذلت و خاری گریزان است

زندگی‌اش بر پاکی، عفت و حیا استوار می‌شود، از ناپاکی، بی‌عفتی و پلشتی گریزان است

به وعده‌ها و قرارهایش پایبند است، وعده خلافی نمی‌کند

به حق خود قانع است، رانت خواری، رشوه خواری نمی‌کند

تلاش‌گر است از طنبلی، کسلی، بی حالی و بی نشاطی متنفر است

به قانون احترام می‌گذارد، به سمت خلاف و تخلف و جرم نمی‌رود 

به حقوق دیگران احترام می‌گذارد، از خیانت، مردم آزاری و دست درازی به مال مردم و پایمال کردن حقوق مردم گریزان است  

در آن هنگام  

در این هنگام زمین و آسمان مسخر انسان شده و جهان سرشار از مواهب طبیعی و معنوی می‌شود و انسان‌های شایسته به زیر آورند چرخ نیلوفری را 

سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً

بشر به آبادانی زمین می‌پردازد، زمین ذخائر خود را نمایان می‌سازد، طبیعت دست از خساست و ناسازگاری برمی‌دارد و همه بر اساس شایستگی و تلاش از مواهب طبیعی برخوردار می‌شوند

باران رحمت سرتا سر زمین را آبیاری می‌کند، دیگر زمین خشک و بی‌آب و الف یافت نمی‌شود، مردم برای چندنار آب به جان هم نمی‌افتند، با حفر چاهای غیر مجاز، به سفره‌های آب زیر زمینی دست درازی نمی‌شود و نظام آب‌های زیر زمینی بهم نمی‌خورد

درختان مثمر، سرشار از میوه‌های رنگارنگ و سالم دل باغبانان را شاد می‌کند، باغبان برای گران‌فروشی، با مواد شیمیائی میوه نارس را بجای میوه رسیده به بازار عرضه نمی‌کند 

کاشت محصول تعادل پیدا می‌کند، گرانی صیفی جات در یک سال و ارزانی در سال بعد به حدی که دور ریختن آن به صرفه تر از بردن به بازار باشد پایان می‌پذیرد

غذای سالم و مفید در دست‌رس قرار می‌گیرد، مواد شیمیائی و خطرناک از سفره‌های مردم جمع می‌شود، دیگر اسید به عنوان آبلیمو به خورد مردم داده نمی‌شود  

با رعایت بهداشت؛ سلامتی به جامعه باز می‌گرد، دردهای ناعلاج و بیماری‌های خاموش و خطرناک از جامعه رخت برمی‌بندد 

محیط زیست با طراوت وصف ناشدنی جلوگر می‌شود، دیگر ریزگردها مردم را آزار نمی‌دهند، صنایع عصر قجر فضا را آلوده نمی‌کند و مردم از رنج هوای آلوده آسوده می‌شوند 

دیگر برای امرار معاش دست به سوی دیگران دراز نمی‌شود، رنج بیکاری کسی را آزار نمی‌دهد 

حسن صفرزاده تهرانی