واقعه مباهله

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

رَسُول گرامي اسلام صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وسَلَّمْ پس از مكاتبه با سران جهان، نامه‌اى به اُسقف نَجْران (1) نوشت و در آن نامه ساكنان نجران را به آيين اسلام دعوت كرد. مضمون نامه پيامبر چنين است:

بِسْم إله إبراهيم وإسحاق وَ يَعقوب. من مُحَّمد رسول الله إلى أسْقُف نَجْران وأهل نَجْران: فإنّي أحْمَدُ إليكُم الله إله إبْراهيم وَإسحاق ويعقوب أمّا بعد فإني أدعوكم إلى عبادة الله من عبادة العباد، وأدعُوكم إلى ولاية الله من ولاية العباد.

به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب، از محمد پيامبر خدا به اسقف نجران. خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مى‌كنم و شما را از پرستش بندگان نهى كرده و به پرستش خدا دعوت مى‌نمايم.

وقتى اسقف نجران نامه را خواند با يكى از ياران بلند مقام خود به مشورت پرداخت. وى گفت: شما از وعده خدا به ابراهيم آگاهيد و مى دانيد كه از صلب اسماعيل پيامبرى برانگيخته خواهد شد. شايد كه اين مرد همان پيامبر باشد. اسقف با افراد ديگر نيز به مشورت پرداخت. سرانجام شورا نظر داد كه هيئتى به عنوان نمايندگان نجران به مدينه برود و از نزديك با محمد تماس بگيرد. هيئت نمايندگى با لباس هاى فاخر، در حالى كه انگشترهاى طلا بر دست و صليب بر گردن داشتند وارد مدينه شدند ويكسره به مسجد پيامبر رفتند. با اين كه پيامبر با كليه هيئت‌هاى اعزامى به مدينه با چهره باز روبرو مى‌شد اين بار آثار ناراحتى در چهره او آشكار گردید وعلت آن بر كسى معلوم نبود. علت را از حضرت على عليه السلام جویا شدند و آن بزرگوار چنين فرمود: شما بايد با لباس‌هاى ساده بدون زر و زيور به حضور پيامبر بار يابيد، در اين صورت پيامبر از شما با روى باز استقبال خواهد كرد.

اعضاى هيئت نمايندگى وضع خود را عوض كردند و با لباس هاى ساده و بدون انگشتر طلا به حضور رسول گرامى شرفياب شدند که با چهره گشاده و حسن استقبال پيامبر روبرو گشتند. قبل از آغاز مذاكره اجازه خواستند كه در مسجد پيامبر در برابر ديدگان مسلمانان رو به مشرق بايستند و نماز بخوانند. پيامبر نيز در آن شرايط با انجام مراسم آنان موافقت كرد و آنان همگى به نيايش پرداختند و پس از  نيايش وارد مذاکره با پیامبر گرامی اسلام شدند.

ابتدا پيامبر گرامی اسلام آنان را به اسلام دعوت کرد و آنان گفتند “قد كنّا مُسلمين قبلك” ما از قبل مسلمان بودیم.

پيامبر گرامی اسلام فرمود: كَذِبتُمْ، يمنعكم من الإسلام ثلاثُ: عبادتكم الصليب، وأكلكم لحمَ الخنزير، وزعمُكُمْ أنّ لله ولداً.

آنان در جواب گفتند: المسيح هو الله لأنه أحيا الموتى، وأخبر عن الغيوب، وأبرأ من الأدواء كلِها، وخلَق من الطين طيراً

پيامبر گرامی اسلام فرمود: هو عبد الله و كلِمته ألقاها إلى مريم

آنان در جواب گفتند: المسيح ابن الله لأنّه لا أبَ له. او فرزند خدا است چون پدر نداشت

در این هنگام آیه نازل شد

إنَّ مثَلَ عِيْسى عِنْدَ الله كَمثَلِ آدَمَ خلَقَهُ مِنْ تُراب. آل عمران: 59

كيفيت آفرينش عيسى مانند آفرينش آدم است كه او را از خاك آفريد

يعنى اگر دوشيزه بودن مريم نشانه فرزند خدا بودن عيسى است، پس بايد درباره آدم نيز اين سخن را گفت زيرا او نيز بدون وجود والدين پا به عرصه گيتى نهاد.

نمايندگان در برابر منطق رسول گرامى اسلام استدلالى نداشتند ولى از اعتراف خوددارى كردند.

در این هنگام آیه مباهله نازل شد و پيامبر گرامی اسلام آنان را به مباهله دعوت کرد (2):

فَمنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءكَ مَنِ العِلْم فَقُلْ تَعالَوا نَدْعُ أبْناءنا وَأَبْناءكُمْ وَنساءنا وَنِساءكُمْ

وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ الله عَلى الْكاذِبيْن. آل عمران: 61.

هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

هیئت تجرانی پيشنهاد پيامبر ذا پذیرفتند و قرار شد در روز معينى آماده مباهله شوند.

روز مباهله پیامبر گرامى اسلام در ميان مسلمانان مؤمن‌ترین و پاکترین و عزیزترین افراد را برای مباهله همراه خود برد یعنی حضرت على، فاطمه، حسن و حسين علیهم‌السلام، حسن در دست پيامبر و حسين در آغوش و فاطمه در کنار و على پشت سر آنها حركت كردند.

وقتى به ميعادگاه مباهله وارد شدند فرمود: “إذا دعوتُ فأمِّنوا” هر موقع من دعا كردم شما آمين بگوئید.

هيئت نمايندگى مسيحيان نجران قبل از ورود پيامبر به مذاكره پرداختند و بزرگ آنان گفت: اگر ديديد محمد با شكوه مادى و قدرت ظاهرى پا به مباهله نهاد، بدانيد كه او يك فرد عادى است و اگر با شكوه معنوى و وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادى با ما روبرو شد او يك فرد راستگوست، وبه اندازه‌اى به گفته خود ايمان دارد كه حاضر است خود و عزيزان خويش را در معرض فنا ونابودى قرار دهد.

وقتى هيئت مسیحی وارستگى پيامبر را مشاهده كردند، اسقف نجران گفت: چهره‌هايى را مى‌بينم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از خدا بخواهند كه بزرگترين كوه ها را از جا بكند، كوه‌ها فوراً كنده شوند، هرگز صحيح نيست ما با اين قيافه‌هاى نورانى و با اين افراد با فضيلت به مباهله برخيزيم زيرا بعيد نيست كه همگى نابود شويم و دامنه عذاب، ديگر مسيحيان روى زمين را فرا بگيرد. سرانجام هيئت مسیحی با اصرار بر باقی‌ماندن بر آیین خود؛ قبول کردند در امنیت حكومت اسلامى زندگى کنند و هزینه آن را پرداخت نمایند.  

بر این اساس بین پیامبر گرامی اسلام و هيئت مسیحی قرارداد صلح تنظیم گردید.

استاد علاّمه طباطبايى به استناد روایت امام صادق علیه‌السلام در این باره فرمايد:

مباهله يكى از معجزات باقى اسلام است و هر فرد با ايمانى به پيروى از نخستين پيشواى اسلام مى‌تواند در راه اثبات حقيقتى از حقايق اسلام با مخالف خود به مباهله بپردازد و از خداوند جهان درخواست كند كه طرف مخالف را كيفر بدهد و محكوم سازد.

در حديثى حضرت صادق عليه‌السلام مى‌فرمايد آنجا كه به يكى از ياران خود مى‌گويد: مخالفان خود را به مباهله دعوت كن و قبلاً روزه بگير و غسل كن و دعايى را يادآور مى شود كه طرف بخواند آنگاه مى افزايد چيزى نمى گذرد كه عذاب طرف را فرا مى گيرد.

  1. بخش با صفاى نجران با هفتاد دهكده، در نقطه مرزى حجاز و يمن قرار دارد، و در موقع طلوع ستاره اسلام اين نقطه تنها منطقه مسيحى نشين در حجاز بود كه به عللى از بت پرستى دست كشيده و به آيين مسيح گرويده بودند.
  2. مقصود از مباهله اين است كه همگى در وقت معيّن در صحرا به دعا و نيايش پردازند و هر كدام مخالف يكديگر را نفرين و لعنت كند و عذاب الهى را براى طرف مخالف طلب كند.

به مناسبت 24 ذی‌القعده روزه مباهله

آیت الله جوادی آملی:

جریان مباهله واقعه بسیار مهمی است چرا که از اجزای رکنی ولایت و امامت است ولی متأسفانه در پیش ما خیلی جلال و شکوه ندارد و از غریب‌ترین ایام زندگی ما است و این در حالی است که ما اجزای غیر رکنی را خیلی محترم می‌شماریم و واجب رکنی را رها کرده‌ایم

غدیر جزء واجبات رکنی امامت است، مباهله جزء واجبات رکنی ولایت است، با سالروز ازدواج حضرت امیر و فاطمه زهرا علیهم السلام فرق می‌کند. مثل اجزای نماز است، در نماز یک واجب رکنی داریم یک واجب غیر رکنی. سالروز ازدواج حضرت امیر و فاطمه زهرا علیهم السلام جزء واجبات است و باید بزرگ شمرده شود اما واقعه غدیر و از آن مهم‌تر واقعه مباهله جزء واجبات رکنی ولایت است و اهمیت‌اش بیشتر است چرا که در واقعه مباهله خداوند صریحاً از وجود مبارک علی بن ابیطالب به عنوان جانِ پیغمبر یاد کرده است

نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ

بر همین اساس وجود مبارک امام رضا علیه السلام در برابر مأمون در افضلیت علی بن ابیطالب علیه السلام به فرمایش پیامبر که فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه استدلال نکرد و به آیه مباهله استدلال ‌فرموید چرا که جایگاه آیه مباهله بسیار بالاتر است. ذات اقدس الهی وجود مبارک حضرت امیر را به منزله جان پیغمبر حساب کرده است و این یک مطلب بسیار عظیمی است و از مفاخر ماست و ما متأسفانه از این مفاخر خبری نداریم. نه رساله‌‌ای، نه مقاله‌ای، پایان‌نامه‌ای و نه همایش علمی برگزار نمی‌کنیم.

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.