ضرورت برپائی مجالس و مراسم عزاداری

عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام

فصل اول 

چرا باید ياد و خاطره سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام را زنده نگه داشت؟ 

  1. زنده نگهداشتن یاد و خاطره جانفشانی‌های آن بزرگوار مصداق تعظیم شعائر الهی است: وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
  2. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار مصداق وَذَکِّرْهُمْ بِأَيامِ اللّهِ است. بعضي از زمان‌ها بخاطر آن که در آن ظرف زماني، كار خدائي اتفاق افتاده است؛ به خداوند نسبت داده شده و از آن به ایام الله یاد می‌شود و باید آن‌ها را یادآوری کرد. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي بِآياتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَيامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِکَ لآياتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ. یادآوری نشانه‌ها و آیات وظيفه كساني است كه مي‌خواهند به دو وصف صَبَّارٍ شَکُورٍ متصف گردند
  3. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار مصداق مودت اهل بیت است: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى
  4. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار مصداق احیای امامت و ولایت است: امام رضا عَلَيْهِ‌السَّلام مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحیَی فیه أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ
  5. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار حق شناسی از آن بزرگوار است. حس حق شناسي يكي از مقدسترين خواسته‌هاي فطري بشر است که خداوند در نهاد همه انسان‌ها قرار داده است. در همه جوامع بشری مرسوم است كه از وقايع اثر گذار گذشته خود ياد كرده و كساني‌كه به آنان خدمت كرده‌اند و واقعه و رویداد ارزشمندی را خلق کرده اند را بزرگ ‌­شمارند، به ايشان احترام بگذارند و برای آنان مراسم بزرگداشت و یادبود بگیرند 
  6. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار در حقيقت زنده نگه‌داشتن ارزش‌ها است، زنده نگه‌داشتن كرامت و بزرگواري است زنده نگه‌داشتن حماسه‌ها و رشادت‌ها است. پاسداشت ارزش‌هائی است که آن واقعه و رويداد را خلق کرده است
  7. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار برای اثرگذاری در آینده است. حوادث گذشته هر جامعه‌اي مي‌تواند در سرنوشت آينده آن جامعه اثر بگذارد، تجديد آن خاطره‌ها در واقع، نوعي بازسازي آن وقايع است تا مردم از آن‌ها بهره گيرند، اگر واقعه‌ي تاريخي در جاي خود منشأ آثار و بركاتي بوده است، يادآوري و بازسازي آن نيز مي‌تواند مراتبي از آن بركات را در پي داشته باشد
  8. در سايه زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار است كه درس هاي بسيار ارزشمند عاشورا و کربلا سينه به سينه از نسل‌هاي گذشته به نسل‌هاي آينده منتقل شده است 
  9. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار برای عبرت‌گیری است. بزرگداشت یک واقعه و رویداد در گذشته، عبرت گيري از حوادث گذشته را به دنبال دارد، بزرگداشت احوال پيشينيان نوعی بررسی نقاط قوت و ضعف است برای آینده تا مردمان نقاط قوت را بكارگيرند و از نقاط ضعف پرهيز نمایند. قرآن كريم پس از نقل داستان‌هاي پيامبران و اقوام گذشته مي فرمايد: لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأولِي الألْبَابِ. يوسف 111: در قصه ها و داستان‌هاي گذشتگان براي صاحبان عقل و خرد عبرتي است. حضرت علي عَلَيْهِ‌السَّلامُ خطاب به فرزند گراميشان در نامه 31 نهج البلاغه چنين مي‌فرمايد: قضاياي گذشته را چراغ راه آينده کن و از رهگذر گذشته به آينده استدلال کن، چرا كه حوادث عالم شبيه يکديگرند و وقتي در گذشته حاثه‌ايي اتفاق افتاده باشد شبيه آن در آينده نيز ممكن است اتفاق بيفتد، اگر در گذشته دقّت کني مي تواني براي آينده از آن عبرت گيري
  10. زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگوار جلوگیری از طلبکاری مسببان آن واقعه دلخراش است. اگر شیعیان؛ عاشورا را زنده نگه نمی‌داشتند و در برابر جنایات یزیدیان سکوت می‌کردند؛ بنی‌امیه و خاصه یزیدیان طلبکار می‌شدند و ما امروزه باید غرامت کشته‌های یزید در کربلا را هم می‌دادیم. همان‌گونه که یهودیان نجات یافته به دست ایرانیان؛ وقتی به قدرت رسیدند؛ طلبکار شدند و 75 هزار ایرانی را به قتل رساندند و هر سال وقیحانه جشن می‌گیرند (جشن پوریم) 

 

چرا براي بزرگداشت نهضت عاشورا از بحث و گفت‌وگو استفاده نمي‌شود؟ 

عواملي‌كه در رفتار آگاهانه انسان نقش دارد دو نوع عوامل است: یکی عوامل شناختي مانند استدلال‌هاي عقلي و تجربي و یکی عوامل دروني و رواني مانند احساسات، تمايلات، گرايش‌ها، ميل‌ها، غرايز و عواطف

شناخت، به طور قطع، تأثير بسزايي در رفتار انسان دارد، ولي اين يگانه عامل مؤثر نيست بلكه عوامل دروني و رواني، بيشتر در رفتار انسان تأثير مي‌گذارند و ميل به حركت را در انسان پديد مي‌آورند

هرگز دانستن در انسان ميل ايجاد نمي‌كند اگر گسي بداند يك ماده غذائي براي او مفيد است اما ميل نداشته باشد از آن غذا استفاده نمي‌كند. شنيدن يا اطلاع داشتن هركز كار ديدن صحنه را نمي‌كند، گفته‏ ها، شنيده‏ ها و دانسته‏ ها هرگز كار مشاهده يك حادثه را نمي‌كند. آگاهي از حال مريض، كار ملاقات با بيمار را انجام نمي دهد، آگاهي از حال محرومان، كار بازديد حضوري از محرومان را انجام نمي دهد

ما هنگامي راه امام حُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلام را مي‌پيمائيم كه احساسات ما برانگيخته شود. برپائي مراسم در حُسَيْنُه‌ها و تكايا، راه‌اندازي هيئت‌ها و دستجات سينه زني، احساسات را تحريك و تأثير پذيري از نهضت حضرت اباعبدالله الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلامُ را به دنبال مي‌آورد 

چرا براى تحريك احساسات، از مراسم شاد استفاده نمي‌شود؟ 

با خنديده و شادى هيچ وقت حماسه‌آفرینی نمی‌شود، خنديده و شادى هيچ وقت نمى‌‏تواند انسان را در برابر سختى‌ها مصيبت‌ها نگه دارد، هيچ وقت آدم را شهادت طلب نمى‌كند، به دفاع براي پيروزي وانمي‌دارد، اين قبيل مسائل عشق ديگرى مى‌ خواهد كه از سوز و اشك و شور پديد مى‏‌آيد نه از جلسات شادي 

چرا براي بزرگداشت نهضت عاشورا بايد عزادارى كرد؟ 

من بَكاء اَو اَبكاء او تباكي للحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلامُ فله الجنة

مجلس عزاي حُسَيْنُي که مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است؛ حزن مردم را برمي‌انگيزاند، اشك‌ها را از ديده‏ها جارى مي‌سازد، شور و عشق در دل‏ها پديد مي‌آورد و انسان‌ها را به حرکت درمی‌آورد  

حادثه‏اى كه بزرگترين نقش را در تاريخ اسلام ايفا كرده است، حادثه‏اى كه مسير تاريخ اسلام را عوض كرد و به همه آزادگان عالم درس آزادگی و عزت داده است باید با كارى متناسب با آن حادثه زنده نگه‌داشته شود تا حزن مردم برانگيخته شود، اشك از ديده‏ها جارى کند، شور و عشق در دل‏ها پديد آورد و آن چیزی جز عزادارى نیست

عزادارى سيد و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلامُ مردم را به حركت وا‌مي‌دارد، انقلاب به وجود مي‌آورد، طاغوت را درهم مي‌شكند، دفاع مقدس را مي‌آفريند 

اين كه حضرت امام خميني احیاگر مکتب نجات بخش عاشورا در عصر حاضر بر برپائي عزاداري‌هاي محرم و صفر اصرار داشت و مي‌فرمود: محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه‌داشته است برای همین حقیقت است که این شور و این برانگيختن احساسات و عواطف دينى مردم جز در ايام عاشورا پدیدار نمى‏شود

نتیجه و خلاصه بحث: زنده نگه داشتن یاد و خاطره سید و سالار شهیدان در گرو برگزاری شایسته مجالس سوگواری و مراسم عزاداری است 

فصل دوم آداب و شرائط، حدود و ثغور عزاداري یا منشور اخلاقی عزاداری

زنده نگه داشتن یاد و خاطره سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام در گرو برگزاری شایسته مراسم و مجالس سوگواری است و برگزاری شایسته مراسم و مجالس سوگواری به رعایت آداب و شرائط، حدود و ثغور عزاداری است که در سه بخش ارائه می گردد

بخش اول آداب عزادار

  • عزادار باید به وظائف دینی خود اهمیت بدهد

دقت در انجام شایسته واجبات و اهتمام به ترک محرمات و توجه به انجام مستحبات و دوری از مکروهات یکی از مهم ترین فلسفه قیام و یکی از فلسفه‌های اصلی برگزاری مجالس آن بزرگوار است. حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام حتی در میان معرکه در رعایت مستحبات و ترک مکروهات اصرار می‌ورزید و بر این اساس است که در زیارت‌نامه آن بزرگوار می‌خوانیم: أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَطَعْتَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِين

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی متدین است؛ در انجام واجبات و ترک محرمات و حتی رعایت مستحبات و ترک مکروهات دقت دارد در نتیجه مجالس و مراسم عزا را بگونه‌ای برگزار می‌کند که واجبی ترک نشود و حرامی مرتکب نگردد

  • عزادار باید با راز و نیاز در دل شب شایستگی لازم را کسب کند

ارتباط با خالق هستی تضمين کننده استحکام و اقتدار نيروهايي است که مي‏ خواهند حماسه بيافرينند، این ارتباط هرچه قوي‌تر و عميق‌تر باشد جهاد در مقابل دشمنان كارسازتر و شهادت در راه خدا پر ثمرتر خواهد بود. معنويّت و عرفان توسّل و فناء في‏ الله و محو در معشوق شدن است که ماجراي عاشورا را با عظمت، پُرشکوه و ماندگار کرده است، شکوه جهاد و شهادت آفريده و مخلوق عرفان و معنويت است. از این رو می‌بینیم سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام از ابتدا تا انتهی بر ارتباط با خالق هستی اهتمام جدی داشته است. مناجات آن بزرگوار در شروع نهضت: اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ. اَللّهُمَّ اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْكِرُ الْمُنْكَرَ وأساءلُكَ يا ذَاالْجَلالِ وَالاْ كْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِيهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَكَ رِضىً وَلِرَسُولِكَ رِضىً تا اقدام آن حضرت در شب عاشورا: نُصَلِّىَ لِرَبِّنَا اللَّیْلَهَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لَهُ وَ تِلاوَهَ کِتابِهِ وَ کَثْرَهَ الدُّعاءِ وَ الاِسْتِغْفار تا مناجات آن بزرگوار در گودی قتلگاه: الهی رِضاً بِرِضِاکَ، صَبراً عَلی قَضائِک یا رَبَّ لا الهَ سِواکَ و تا سفارش آن حضرت به خواهرش زینب سلام الله علیها که فرمود: يا اُخْتِي لاتَنْسِينِي فِي نَافِلَةِ الَّليل، دلیل بر این ادعی است. یکی از اساسی‌ترین راه‌های زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام همین ارتباط با خالق هستی است. امام صادق سه چشم گریان

بزرگ‌ترین عزادار حضرت اباعبدالله الحسین امام سجاد است که بیشترین دعا از آن حضرت است، صحیفه سجادیه که حاوی بیش از 50 دعا است از آن بزرگوار است

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی معنوی است و با راز و نیاز با حضرت حق خاصه در دل شب جایگاه معنوی خود را ارتقا می‌بخشد و شایستگی لازم را در خود بوجود می‌آورد و در مجالس عزا از ارتباط با خالق هستی غافل نمی‌شود

  • عزادار باید با حرکات وزین؛ شایستگی خود را در پیروی از امام نشان دهد

عزادار باید شأن و منزلت خود و مجلس و مراسم سوگواری را به شایستگی رعایت کند و آن را از آن چه وهن شیعه و اسلام است آن را دور می‌کند. مگر ممکن است برای بزرگداشت رهبری که از پیام‌رسان نهضت‌اش می‌خواهد کاری نکند که قدر و منزلت‌اش کاسته شود دست به هر کاری زد؟! حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام در شب عاشورا به حضرت زینب سلام الله علیها می‌فرماید: لاَتَقُولُوا بِاَلْسِنَتِكُمْ مَا يَنْقُصُ عَنْ قَدْرِكُمْ این فرمان برای همه کسانی است که می‌خواهند پیام آن بزرگوار را به آیندگان برسانند و اختصاص به حضرت زینب سلام الله علیها ندارد، کما این که اختصاص به گفتار هم ندارد؛ بلکه هر رفتاری که در رابطه با زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن حضرت می‌باشد را شامل می‌شود، بنابر این تمامي برنامه‌هاي عزاداري از زمان و مكان تا شكل و صحنه از استفاده تمثال و آلات سوگواري تا راه‌اندازي دستجات، از دعوت عزاداران تا پذيرائي و حتی پارک خودرو، بهداشت محیط، باید شأن عزادار و شأن مجلس سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام حفظ شود. به طور مثال مقام معظم رهبری می‌فرماید: این که خواننده‏ى جلسه‏ى مداحى، از آهنگ‏هاى غربى یا آهنگ‏هاى مجالس لهو آن هم به شكل غلط و نابلد استفاده کند از شأن عزاداری بدور است.

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی اخلاقی است؛ ضمن حفظ شأن و منزلت خود؛ مراسم و مجالس عزا را شایسته برگزار می‌کند و آن را از آن چه وهن شیعه است دور نگه‌می‌دارد 

  • عزادار باید به مقررات را رعایت کند

عزادار باید به قوانین احترام بگذارد و مقررات را رعایت کند

بخش دوم آداب برگزاری مجالس عزاداری

  • مجالس عزاداری و مراسم سوگواری باید توسط کارگزاران خبره و کارآزموده برگزار شود 

کسانی می‌توانند مراسم سوگواری را شایسته برگزار کنند که دانش ديني داشته و در برنامه ریزی، راه اندازی، هدایت، اداره و برگزاری مراسم مذهبی دوره دیده، خبره و کارآزموده باشند  

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان تخصص‌گرا است؛ در برنامه ریزی، راه اندازی، هدایت و اداره مراسم مذهبی از کارشناسان مذهبی و ترجيحا از روحانیون استفاده می‌نماید

  • در برگزاری مجالس و مراسم عزاداری باید از منابع معتبر استفاده شود

بزرگداشت نهضت و قیام کربلا و زنده نگهداشتن ياد و خاطره سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام، به عزاداري مستند است، محتوای مراسم سوگواری باید مستند و برگرفته از منابع معتبر باشد. بیان وقايع و حوادث عاشورا باید با دليل و با حجت شرعي ارائه گردد تا مراسم از خرافه و بدعت و از آفت و آسیب حفظ شود. منبع شناسی، نخستین شرط سخنران، ذاکر، مرثیه‌سرا، مجری و كارگزار مراسم عزاداری است. شخصی خدمت صاحب کتاب ارزشمند مقامع رسید و عرض داشت: در خواب می‌بینم با دندان خود، گوشت بدن مبارک حضرت سید الشهدا عَلَيْهِ‌السَّلام را می‌کنَم! آن بزرگوار به او فرمود: روضه خوانی؟! گفت آری، فرمود: ترک کن، یا از کتب معتبره نقل کن   

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی منطقی است و آموزه‌هاي ديني را با سند و دليل می‌پذیرد در نتیجه محتوای مجالس عزا را از منابع معتبر تأمین می‌کند تا شعائر دین از خرافه و بدعت به دور باشد 

  • مجالس عزاداری باید طبق دستور برگزار شود

در آموزه های دینی غدیر و عاشورا دو بال یک پروازند و پیوند ناکسستنی دارند، عاشورا از رهگذر غدير زنده نگهداشته می‌شود و عزاداری از رهنمودهای امامت الهام می‌گیرد. عزاداری که یک عمل عبادی و توقیفی است و باید طبق دستور رسیده از رهبران دینی صورت گیرد تا سبب تقویت دین و امامت گردد 

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی متعبد است و از تعبد و تبعيت پذیری عالی برخوردار است در نتیجه عزاداری را طبق دستور انجام می‌دهد تا مجالس و مراسم از خرافه و بدعت بدور باشد

  • در مجالس عزاداری باید اعتدال رعایت شود

در همه برنامه‌های سوگواری سید وسالار شهیدان باید به ظرفیت حاضرین توجه شود. باید در سخنرانی، در روضه‌خوانی، در سینه‌زنی، ‌ در زنجیرزنی، در راه‌اندازی دسته، در خرج‌دادن، در نذرکردن، در پخش صدا، در زمان و در مکان باید اعتدال رعایت شود

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی متعادل است در همه برنامه های سوگواری سید وسالار شهیدان اعتدال را رعایت می‌کند

  • مجالس عزاداری باید در مراکز مذهبی برگزار شود  

برگزاری مراسم مذهبی در بیرون از مراکز مذهبی، قداست و معنويت‌اش را از دست می‌دهد و این خلاف عرفی است که به دلیل قابل کنترل نبودن حركات و سکنات و التزام نداشتن متولیان آن در اکثر موارد؛ به خلاف شرع منجر می‌شود. برپائي خيمه براي عزاداري سيد و سالار شهيدان در شهری که به اندازه كافي حسينيه و مسجد دارد جفا به مراکز دینی و مذهبی است 

نتيجه: عزادار حسینی با مراکز مذهبی پیوند ناکسستنی دارد، مجالس سوگواری را در مراکز مذهبی برگزار می‌کند

بخش سوم محتوای مجالس عزاداری

  • مجالس عزاداری باید محتوائی برگزار شود 

هدف و فلسفه برگزاری مجالس عزاداری آشنائی با معارف و دانش دینی است که وقتی با عشق و علاقه به اهل بیت عصمت وطهارت اجین شد، تا عمق جان عزادار نفوذ کرده، او را به انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات وامی‌دارد و به مکارم اخلاق متخلق می‌سازد و سرانجام او را به شاه‌راه سعادت و رستگاری رهنمون می‌سازد. در مجالس عزاداری باید عمیق‌ترین مسائل دینِ، اساسی‌ترین آموزه‌های دینی بیان احكام ضروري، تصحيح اعمال و اذكار نماز، آموزش قرآن كريم بیان گردد. باید با عمق بخشی به مجالس عزاداری باید فلسفه قیام، تاریخ تحلیلی قیام، تبیین وظیفه شیعه نسبت به نهضت حسینی، داستان های عاشورا، اتفاقات اثر گذار و پاسخ شبهات اعتقادی در قالب سحنرانی و  اشعار محتوائی و مرثیه‌های منطقی تبیین شود. با نگاهی به سیره پیامبر گرامی روشن می‌شود که مجالس دینی باید مانند کلاس محتوائی برگزار شود: وَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى‌الله ‌عَلَيْهِ ‌وَآلِهِ ‌وسَلَّمْ فَإِذَا فِي‏ الْمَسْجِدِ مَجْلِسَانِ مَجْلِسٌ يَتَفَقَّهُونَ وَ مَجْلِسٌ يَدْعُونَ اللَّهَ تَعَالَى وَ يَسْأَلُونَهُ فَقَالَ كِلَا الْمَجْلِسَيْنِ إِلَى خَيْرٍ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَيَدْعُونَ اللَّهَ وَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَيَتَعَلَّمُونَ وَ يُفَقِّهُونَ الْجَاهِلَ هَؤُلَاءِ أَفْضَلُ بِالتَّعْلِيمِ أُرْسِلْتُ ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُمْ: در مدينه روزى پيامبر صَلَّى‌الله ‌عَلَيْهِ ‌وَآلِهِ ‌وسَلَّمْ وارد مسجد گرديد، چشمش به دو گروه افتاد؛ يك گروه به عبادت و ذكر خدا، و گروه دیگر به تعليم و تعلم مشغول بودند حضرت از ديدن هر دو گروه مسرور و خرسند گرديد و به همراهانش فرمود: کار هر دو گروه شایسته است و هردو بر خیر و سعادتند لكن من براى تعلیم فرستاده شده ام پس خودش به طرف همان گروه كه به تعليم و تعلم اشتغال داشتند، رفت و در حلقه آنان نشست

نتيجه: عزادار حسینی به فراگیری آموزه‌های دینی اهتمام می‌ورزد در نتیجه مجالس عزاداری را محتوائی برگزار می‌کند تا بر دانش دینی شرکت کنندگان افزوده شود

  • در مجالس عزاداری باید ابعاد سیاسی نهضت و دین تشریح شود 

همان گونه كه حركت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام يك قیام تمام عيار سياسي است، مراسم عزاداري كه بزرگداشت همان قيام و نهضت است بايد يك حركت كاملا سياسي باشد و به تعبيري ديگر عزاداري يك حركت سياسي بر گرفته از آموزه‌ها و آرمان‌هاي ديني است و از سياست تفكيك پذير نيست. جدا کردن عنصر سیاست از مجالس سوگواري جدائي قيام حضرت از اهداف و روح قيام است. مگر مبارزه حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام با ظلم و فساد در برابر حاكم وقت، قیام سیاسی نبود؟ اگر عاشورا كاري به سياست ندارد پس شعار‌هاي سياسي و حماسي عاشورا را چه كسي بيان كرده است و در كجا بايد تجلي پيدا كند. نهضت تفكيك ناپذيري عزاداري از سياست از شعارهای آن بزرگوار در طول نهضت به خوبی روشن است   

اِنَا للّهِ وَ اَنّا اِلَيْهِ راجِعُون وَ عَلَى اْلا سْلامِ السَلامُ اِذا بُلِيَتِ اْلاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللّه صلّى اللّه عليه و آله يَقُولُ اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى الِ ابى سُفْيان فَاِذا رَاَيْتُمْ مَعاوِيَة عَلى مِنْبَرِى فَابْقَرُوا بَطْنَهُ وَقَد رَآهُ اَهْلُ الْمَدِينَة عَلَى الْمِنْبرِ فَلَمْ يَبْقَرُوا فَابْتَلاهُمُ اللّه بِيَزِيدَ الْفاسِقِ 

وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلاصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّمْ، اُرِيدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ، وَاَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ 

مَنْ رَاى سُلْطاناً جائراً مُسْتَحِلاًّ لِحَرامِ اللّه ناكِثاً عَهْدَهُ مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّه يَعْمَلُ فى عِبادِاللّه بالاثْمِ وَالْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل، وَ لاَ قَوْل، کانَ حَقّاً عَلَى اللهِ اَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ 

اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِا للّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ اِلا بَرَماً نکبت 

أَلا وَ إِن الدعِي بْنَ الدعِي قَدْ رَکزَ بَينَ اثْنَتَينِ: بَينَ السلةِ وَالذلةِ، وَ هَيهاتَ مِنا الذلةُ، يأْبَي اللهُ‏ لَنا ذلِک وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيةٌ. هان بی‌نَسَبِ پسر بی‌نَسَب 

لعن های زیارت عاشورا چیزی غیر از تبین مواضع سیاست امت است؟

مقام معظم رهبری می‌فرماید: هیئتِ امام حسینِ سكولار نداریم! هركس علاقهمند به امام حسین است، یعنى علاقهمند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. این‏كه در مجلس روضه یا هیأت عزادارى مراقب باشند كه وارد مباحث سیاسى نشود، این غلط است. یكى از خصوصیات ائمه‏ى طاهرین این بوده كه همه‏ى آن‏ها مبارزین و مجاهیدن فى سبیل الله بودند   

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان کاملاً سیاسی است، از حق و حقيقت به عنوان وظيفه ”ولو بلغ ما بلغ“ دفاع می‌نمايد، از ظالمان و فاسدان متنفر است، با ظلم و ستم، فساد و انحراف، مبارزه می‌كند و براي اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان رهبران ديني جامعه جانفشاني می‌كند و در برپائی مجلس عزا؛ بعد سیاسی دین را رها نمی‌کند 

  • در مجالس عزاداری بُعد حماسي عاشورا باید نمایان شود  

واقعه عاشورا و صحنه کربلا دارای دو بُعد است: یکی بُعد جنایت و شقاوت با قهرمانی جانیان بشریت، پدر بزرگهای تکفیریها، داعشیها و آلسعود، در این بُعد جانیان بشریت پیروز و سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام، مظلوم و مصیبت دیده است و دوم بُعد حماسه و افتخار، عزّت و عظمت، کرامت و بزرگوار است با قهرمانی سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام، در این بُعد آن بزرگوار پیروز، سربلند و عزتمند است و جانیان بشریت  مقهور و شکست خوردهاند. بُعد حماسي نهضت و قیام سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام و واقعه عظیم کربلا و عاشورا، صد برابر بر جنبه جنایی آن می‌چربد. بُعد حماسي نهضت و قیام آن بزرگوار است که اسلام را زنده نگه داشته است. بعد حماسی حرکت آن بزرگوار است که ماجراي عاشورا را با عظمت، پُرشکوه و ماندگار کرده است. بعد حماسی حرکت آن بزرگوار است که دل میلیون ها آزاده را به خود مشغول کرده است و رهبران آزاده دنیا را متأثر کرده است. بعد حماسی حرکت آن بزرگوار است که رهبری قیام‌های ارزشمند بشری را به عهده گرفته است. آن چه باعث و سبب افتخار بشریت است و بشریت باید به آن ببالد، بُعد حماسي نهضت و قیام آن بزرگوار است. بی توجهی به بُعد حماسی این واقعه عظیم و پرداختن به بُعد جنایت و مظلومیت، خود جنایت است به حرکت ارزشمند آن بزرگوار. یکی از جنایت‌هائی که به حرکت آن بزرگوار واقع شده است؛ پرداختن به بُعد جنایت و مظلومیت و رها کردن بُعد حماسی نهضت است، روشی که در بسیاری از عزاداری‌های ما رسوخ کرده است، ما در حقیقت در عزاداری هم به آن بزرگوار ظلم کردیم ما در ذکر مصیبت هم به حرکت و قیام آن بزرگوار ظلم می‌کنیم. اگر به مقاتل معتبر خوب دقت کنیم می‌بینیم در ذکر مصیبت‌ها سخن از ظالم است نه سخن از ظلم. آن بعد مظلومیت هم اگر خوب مورد توجه قرار گیرد می‌بینیم آمیخته به حماسه است

حضرت اباعبدالله الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلام در ابتدای حرکت در مدینه منوره دو سخن دارد یکی با جد بزرگوارش و دیگری با خداوند تبارک و تعالی که هر دو بُعد نهضت و قیام در این دو فرمایش نمایان است. در گفتار با پیامبر بعد مظلومیت و در مناجات با خدا بعد حماسه نهضت نمایان است

گفتار آن بزرگوار با پیامبر گرامی اسلام: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّه اَنَا الحُسَيْنُ بْنُ فاطِمَةَ فَرْخُكَ وَابْنُ فَرْخَتِكَ وَسِبْطُكَ الَّذى خَلَّقْتَنِى فى اُمَّتِكَ، فَاشْهَدْ يا نَبِىَّ اللّه اَنَّهُمْ خَذَلُونى وَلَمْ يَحْفَظُونى وَهذِهِ شَكْواىَ اِلَيْكَ حَتّى اَلْقاكَ. درود بر تو اى رسول خدا! من حُسَيْنُ فرزند تو و فرزند زاده شایسته و محبوب تو هستم كه مرا براى هدايت و رهبرى امت، جانشين خود قرار داده اى، اى پيامبرخدا! اينك امت تو مرا تضعيف نموده و مقام معنوى مرا نادیده گرفته اند و اين است شكايت من به پيشگاه تو است تا هنگامی که به ملاقات تو بشتابم  

مناجات حضرت اباعبدالله الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلام با خداوند تبارک و تعالی: اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ. اَللّهُمَّ اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْكِرُ الْمُنْكَرَ وأساءلُكَ يا ذَاالْجَلالِ وَالاْ كْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِيهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَكَ رِضىً وَلِرَسُولِكَ رِضىً. خدايا! اين قبر پيامبر تو محمد صلى اللّه عليه و آله است و من فرزند دختر پيامبر تو هستم و براى من پيش آمدى رخ داده است كه خود مى دانى. خدايا! من معروف و نيكى را دوست دارم و از بدى و منكر بيزارم، اى خداى ذوالجلال و الاکرام به احترام اين قبر و كسى كه در ميان آن آرمیده است از تو می‌خواهم راهى را در پيش روى من گذارى كه سبب خشنودى تو و پيامبر تو است  

نمونه فرمایشات حماسی سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام  

اَيُّهَا اْلاَميرُ اِنّا اَهْل ُبَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنا فَتَحَ اللّه وبِنا يَخْتِمُ وَيَزيدُ رَجُلٌ شارِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ 

اِنَا للّهِ وَ اَنّا اِلَيْهِ راجِعُون وَ عَلَى اْلا سْلامِ السَلامُ اِذا بُلِيَتِ اْلاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللّه صلّى اللّه عليه و آله يَقُولُ اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى الِ ابى سُفْيان فَاِذا رَاَيْتُمْ مَعاوِيَة عَلى مِنْبَرِى فَابْقَرُوا بَطْنَهُ وَقَد رَآهُ اَهْلُ الْمَدِينَة عَلَى الْمِنْبرِ فَلَمْ يَبْقَرُوا فَابْتَلاهُمُ اللّه بِيَزِيدَ الْفاسِقِ 

يا اَخِى لَوْلَمْ يَكُنْ فِى الدُّنْيا مَلْجَاء وَلا مَاءْوىً لَما بايَعْتُ يَزيدَبْنَ مُعاوِيَةَ 

خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقلادَةِ عَلى جِيدِالفَتاةِ وَما اَوْلَهَنِى اِلى اَسْلافى اِشْتِياقِ يَعْقُوبَ اِلى يُوسُفَ 

اَلا وَمَنْ كانَ فينا باذِلاً مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِاللّه نَفْسَهُ فَلْيَرْحَل مَعَنا فَاِنَّى راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْشاءَاللّه  

سَاءَمْضى وَما بِالْمَوْتِ عارٌ عَلَى الْفَتى   اِذا ما نَوى حَقّاً وَجاهَدَ مُسْلِماً 

وَاِنْ تَكُنِ اْلاَبْدانُ لِلْمَوْتِ اُنْشِأَتْ، فَقَتْلُ اِمرءٍ بِالسَّيْفِ فيِ اللّهِ افضَلُ 

لاوَاللّه اُعْطيهِمْ بِيَدى اِعْطاءَ الذَّلِيلِ وَلااَفِرُّ مِنْهُمْ فِرارَ الْعَبِيدِ 

مَنْ رَاى سُلْطانا جائراً مُسْتَحِلاًّ لِحَرامِاللّه ناكِثاً عَهْدَهُ مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّه يَعْمَلُ فى عِبادِاللّه بالا ثْمِ وَالْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَلا قَوْلٍ كانَ حَقّاً عَلَى اللّه اَنْ يُدْخِلهُ مَدْخَلَهُ 

اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِ اللّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ اِلا بَرَماً  

أَلا وَ إِن الدعِي بْنَ الدعِي قَدْ رَکزَ بَينَ اثْنَتَينِ: بَينَ السلةِ وَالذلةِ، وَ هَيهاتَ مِنا الذلةُ، يأْبَي الله‏ُ لَنا ذلِک وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيةٌ 

القَتْلُ أَوْلَى مِنْ رُكُوبِ العَارِ  وَالعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ 

مَوْتٌ في عِزٍّ خَيرٌ مِنْ حَياه في ذُلٍّ 

يا شيعَةَ آلِ أَبي سُفْيانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا أَحْرارًا في دُنْياكُم 

إن کانَ دينَ مُحَمَد لَمْ يسْتَقِمْ إلاّ بِقَتْلي فِياسُيوفُ خُذيني 

سخنان حضرت زينب در گودي قتلگاه كه فرمود تقبل منا هذا القربان و جواب به ابن زياد كه فرمود ما رأيت الا جميلا دربردارنده بعد حماسي نهضت است  

بُعد حماسي در تمام مراسم، در تمام سخنرانی‌ها، در تمام عزاداری‌ها، در تمام مرثيه‌خوانی‌ها، در تمام نوحه‌خوانی‌ها، در تمام سينه‌زنی‌ها، در تمام زنجيرزنی‌ها، بايد پررنگ‌تر و نمايان‌تر از بعد مظلوميت باشد خاصه آن كه بزرگ قهرمان آن بُعد؛ سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام هست و این همان توصيه‌اي است كه حضرت امام به آقاي آهنگران كرد و به ایشان فرمود حماسی بخوان  

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی حماسی و انقلابی است و در پیروی از آن بزرگوار حماسه می‌آفریند و در مجالس و مراسم سوگواری‌‌اش بعد حماسی نهضت عاشورا نمایان است

  • در برگزاری مجالس عزاداری باید عزتمندي قیام و رهبري قيام تبیین شود

همه حرکات و سکنات سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام از هنگام شروع قیام تا حركت به سمت مكه و از مكه تا کربلا حکایت از عزتمندي و سازش ناپذيري رهبري نهضت دارد

در دارالعماره مدینه: اَيُّهَا اْلاَميرُ اِنّا اَهْل ُبَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنا فَتَحَ اللّه وبِنا يَخْتِمُ وَيَزيدُ رَجُلٌ شارِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ

هنگام حركت به سمت مكه: لا وَاللّه لا اُفارِقُهُ حَتّى يَقْضِيَ اللّهُ ماهُوَ قاضٍ 

در برخورد با عبيدالله جعفي: وَما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً 

در جواب‌ها و شعارها: لا وَاللّهِ، لا اُعطی بِیدی إعطاءَ الذَّلیلِ، وَ لا أفِرُّ فِرارَ العَبیدِ. وَ هَیهاتَ مِنّا الذِّلَّةُ 

در گودي قتلگاه: يا شِيعَةَ آلِ أَبَیِى سُفْيانَ اِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِيْنٌ وَكُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا اَحْراراً فى دُنْياكُمْ 

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است    که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

نه ظلم کن به کسی نه زیر بار ظلم رو    که این مرام حسین است و منطق دین است

نتيجه: عزادار حسینی یک انسان به تمام معنی عزتمند است؛ مراسم و مجالس عزاداری‌اش حکایت از عزت قیام عاشورا دارد  

فصل سوم آسیب شناسی عزاداری

اگرچه سنگ بر سندان کوفتن است   اما وظیفه‌ی من فاش گفتن است

مقدمه 

لكلِ شيءٍ آفةٌ

هر حرکت عظیم و اثر گذاری، به تدریج دست خوش انحراف می‌شود گر چه آن حرکت عظیم و اثر گذاری یک دین و یک آئین باشد. تاریخ پر است از انحراف ادیان، حضرت عليٌّ عَلَيْهِ‌السَّلام مي‌فرمايد: لكلِ شيءٍ آفةٌ. اگر شعائر دین مانند واقعه غدیر، واقعه مباهله، مراسم با شکوه حج، عزاداری بر سید و سالار شهیدان، عاشورا، اربعین حسینی و … با كوتاهي يا تندروي‌هائي روبرو بوده است، به همین دلیل است. افراط و تفرط يا کوتاهی و تندروی، بالاترین ضربه را به شعائر دینی زده و آسيب‌هاي فراواني بر شعائر دين وارد كرده است و این یکی از نگرانی های رهبران دینی است و اگر پیامبر گرامي اسلام صَلَّى‌الله عَلَيْهِ وَآلِهِ وسَلَّم می‌فرماید: شَیَّبَتْنی سُورَةُ هُود، لِمَکانِ هذِهِ الْآیَة‌ِ فَاسْتَقِمْ کما اُمِرَتْ وَ مَنْ تابَ مَعَک بخاطر همین نگرانی‌ها است 

آن چه بر شیعه تحمیل شد 

عزاداري با تحريف دین، بر شیعه تحميل شد، عزاداري با افراط و تفریط در شعائر دين، بر شیعه تحميل شد، عزاداري با دخالت های بی‌جا، با تنگ نظری ها، با یله و رها گذاشتن ها، بر شیعه تحميل شد و ما سوگوار شدیم. مراسم مذهبي که به عنوان وسيله ترويج دين و زنده نگهداشتن اسلام به حساب می‌آید، از اهداف خود دور افتاد و وسیله تحریف دین شد و خود جاي هدف را گرفته است   

متأسفانه در برگزاری مراسم مذهبی، كاري به حرف و منطق ائمه نداریم، کاری به اسلام و آموزه های دین نداریم، کاری به راز ونیاز، مناجات، شب زنده داری و نماز شب نداریم، یک تشیع قلابی درست کردیم، یک اهل‌بیت قلابی درست کردیم، یک اسلام بي‌روح و بي‌محتوا درست کردیم، اسلام و تشیع را خلاصه کردیم در چراغانی کردن و سیاه پوش کردن، اسلام و تشیع را خلاصه کردیم در عزاداری و زیارت و بس  

حفظ کیان اسلام 

یکی از حرکات عظیم و اثر گذار که سبب حفظ کیان اسلام شده است؛ عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام است. جایگاه رفیع عزاداری و تأثیر بی بدیل آن در حفظ اسلام، دشمنان قسم خورده اسلام را برآن داشت تا با تلاش گسترده با عزاداري مقابله کنند و چون نتوانستند با آن مقابله کنند؛ در پی تحریف آن برآمدند 

عزاداری باید توقیفی باشد 

عزاداری یک عبادت استحبابی است آیا از نظر اسلام، عبادات، اعم از واجب یا مستحب، توقیفی نیست؟ بدین معنا که اصل عبادت و چگونگی آن، باید توسّط ادلّه شرعی اثبات شود، در غیر این صورت، عملی که به عنوان عبادت انجام می‌شود، نه تنها مطلوب نیست، بلکه بدعت محسوب می‌شود و انجام آن ممنوع و حرام است و برای اصل کیان اسلام و تشیع خطر آفرین می‌باشد

چند سوآل

آیا برای بزرگداشت نهضت اباعبدالله الحسین هر اقدامی پسندیده است؟ 

آیا برای عزاداری سید و سالار شهیدان به هر عملی می‌شود دست زد؟ 

آیا در عزاداری و بزرگداشت سید و سالار شهیدان بدعت و خرافه جا دارد؟  

آیا برای عزاداری سید و سالار شهیدان می‌شود بدن را خون انداخت؟ 

آیا برای اظهار محبت به سید و سالار شهیدان می‌شود روی زمین خزید و عوعو کرد؟ 

آیا بزرگداشت نهضت اباعبدالله الحسین به طبل و دهل، الم و کتل آن چنانی است؟ 

آيا عملي كه از ناحیه دين وارد نشده و مأثور نیست را مي‌شود به اسم دين انجام دهد؟ 

آيا در انجام عمل مستحب، مي‌توان عمل واجبي را ناديده گرفت؟ 

آيا در انجام عمل واجب یا مستحب مي‌شود مرتکب حرام شد؟ 

آيا در هنگام انجام عمل واجب یا مستحب مي‌توان دیگران را آزار و اذیت كرد؟ 

آیا با الغای اين كه به دستگاه حسين نمي‌شود ايراد گرفت، هر حرکت خلاف يا دون شأن را می‌شود توجیه کرد؟ 

آیا به بهانه محبت به اهل بيت عصمت و طهارت، می‌توان با سخنان بی اساس و حركت‌هاي نسنجيده، احساسات ديگر مذاهب را تحريك كردن و به اختلافات دامن زدن مانند: ما بی خیال سیلی زهرا نمی شویم ما با سنی برادر نمی‌شویم یا در جشن و مراسم عیدالزهرا بگوئیم همه چیز مباح است و لعن و نفرین بر اولی و دومی برای خرسندی فاطمه زهرا سلام الله علیها

آیا آن کسی که حرکات خلاف عرفى که از مظاهر حزن واندوه نسیت، سابقه‏ اى در عصر ائمه عليهم‌السلام و زمان‌هاى بعد از آن نداشته، تأييدى هم به شکل خاص يا عام از معصوم عليه‌السلام در مورد آن نرسيده و در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏ شود، انجام می‌دهد! عزادار است 

آیا آن کسی که سر در آخُر کج فهمی خویش کرده و متحجرانه لعن می‌فرستد و دشمن را در ایجاد فرق تکفیری و داعش و حمایت آن ها کمک می‌کند! عزادار است؟ 

آیا آن کسی که به دفاع از سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام، خود را جر می‌دهد و چاک چاک می‌کند اما از دشمنان واقعي دين مانند اسرائیل اعلان انزجار نمی کند! عزادار است ؟

آیا زنده نگهداشتن حماسه و نهضت حسيني به تبل‌هاي آن چناني است؟ به برپائي جلسات تا نيمه شب و قضا شدن نماز صبح است؟ به قمه زدن و زنجير به گردن انداختن و پاي برهنه در زمستان در برف و باران رفتن و يا در ميان آتش قدم زدن یا روی زمین خزیدن و عوعو کردن نيست؟ آیا اين ها همه مخالف راه و روش حضرت اباعبدالله الحُسَين عَلَيْهِ السَّلامُ نیست؟

زنده نگهداشتن حماسه و نهضت حسيني به راه اندازي هيئت و دسته جات عزاداري تنها نيست! به برپائي مجالس عزاداري و درست كردن تكاياي تنها نيست! به سينه زدن و زنجر زدن، به عَلَم و كُتل و بيرق تنها نيست! به خرج دادن و نذري دادن تنها نيست! این‌ها گرچه لازم است اما همه وظيفه نيست، اين ها وسيله براي زنده نگهداشتن نهضت عاشورا است 

زنده نگهداشتن حماسه و نهضت حسيني به زير بار ظلم نرفتن است، با ظالمان همراه نشدن است، با آنان سازش نكردن، مبارزه چشم گير با ظلم و فساد داشتن است، دفاع جانانه از حق و حقيقت به عنوان وظيفه و عمل واقعي به دين و ”ولو بلغ ما بلغ“ است، به دفاع جانانه از حریم اهل بیت عصمت و طهارت است 

عزادار واقعی و مدافع واقعی اهل بیت عصمت و طهارت کسی است که مقتدران در مرز اسرائیل ایستاده و فریاد مرگ بر کفر و نفاق را با سردادن در عمل ثابت می‌کند 

اگر مردی الغدیر بنویس   

شیعه ترین افراد در طول تاریخ کسانی بودند مثل جناب ابوذر و سلمان و بعضی دیگر که در زمان خود حضرت علی علیه السلام بوده اند و محبتشان به خاندان اهل بیت بیشتر از من و شما بوده که سلمان به درجه ” منا اهل البیت ” رسیده است ولی این افراد در آن زمان به خاطر این جریانی که شما بی خیالش نمی شوید سکوت کردند چرا که تبعیت از امام را واجب تر از هر کاری می‌دانستند️ 

و چون حضرت علی علیه السلام به خاطر باقی ماندن اسلام امر به سکوت کرده بودند، این افراد هم ساکت بودند و فقط در دل از آنها بیزار بودند و تنفر داشتند  

اگر دقت کنید امروز هم نائب آن حضرت می‌فرمایند که سکوت کنید تا تفرقه‌ای بین شما نیفتد و لعن عمومی را تعطیل کنید و دلیلشان هم این است که اصل اسلام باقی بماند چرا که دشمن در حال کار برای از بین بردن اسلام و ریشه کن کردن آن است. با نگاهی مختصر به دور و برمان این را می‌توان به خوبی درک کرد 

برای این که اصل اسلام باقی بماند نیازی ضروری است به وحدت بین مسلمانان از جمله شیعه و سنی ، دقیقا مانند عصر امام علی علیه السلام فقط تنها فرقش این است که الان خود حضرت نیستند و نائب آن حضرت دارند امر به سکوت و وحدت می‌کنند 

از بخش مسلمانی ترکیبی استفاده شود 

آسیب شناسی عزاداری

 برای صیانت و اثر گذاری بهتر و بیشتر سوگواری و عزاداری؛ باید مجالس و مراسم آسیب شناسی شود. هر آسیب به ترک یکی از شرائط و حدود بر می‌گردد و با نادیده گرفتن هر شرطی ده‌ها آسیب به وجود می‌آید 

آسیب و آفت عزاداری در یک نگاه به دو دسته آسیب‌های محتوائی و آسیب‌های شکلی تقسیم می‌شود و در یک نگاه ديگر به سه دسته آسیب های اغراضی، آسیب‌های گفتاری و آسیب‌های کرداری تقسیم می‌شود 

آسیب و آفت محتوائی  

  1. نگاه تک بعدی به نهضت و قیام حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام 
  2. جدا كردن عزاداري از سياست  
  3. استناد به منابع غیر معتبر  
  4. افراط یا تفریط در عزاداری 
  5. قرار گرفتن بخشش گناهان به عنوان هدف اصلی عزاداري. حضرت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام شهید شد تا به وسیله توسل به آن بزرگوار، گناهان ما آمرزیده شود و پاک سازی گناهان بندگان خدا صورت گیرد، همان تحریفی که در مسیحیت به وجود آمده است با این فرق که در روز شهادت به ظاهر حضرت مسیح عَلَيْهِ‌السَّلام، مسیحیان جشن می‌گیرند و ما عزاداری می‌کنیم. آیا این جنایت بیشتر از جنایت یزید نیست؟! بله پاک سازی از گناهان یکی از برکات عزاداری صحیح و شایسته است نه هدف آن 
  6. قرار گرفتن تسلي خاطر اهل بيت به عنوان هدف اصلی عزاداري. عزاداری برای تسلّی خاطر حضرت زهرا علیهاالسلام، آن بزرگوار در بهشت، دائما بی تابی می‌کنند تا ما مردمِ بی سر و پا، برای ایشان گریه کنیم تا خاطر ایشان تسلی یابد. آیا توهینی بالاتر از این، برای حضرت زهرا علیهاالسلام وجود دارد؟! آیا سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عَلَيْهِ‌السَّلام العیاذ باللّه منتظر است که مردم برایش دلسوزی کنند آیا دستور زنده نگهداشتن نهضت برای این موضوع بوده است؟! 
  7. طرح مسایل غلو آمیز‌ در عزاداری‌ حسین اللهی شدن، زینب اللهی شدن، تخریب چهره منطقی ائمه. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ. یا پیامبر گرامي اسلام صَلَّى‌الله عَلَيْهِ وَآلِهِ وسَلَّم فرمود: إِيَّاكُمْ وَالْغُلُوَّ فِي الدِّينِ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ الْغُلُوُّ فِي الدِّينِ. در تاریخ مشاهده می‌کنیم که ائمه اطهار علیهم السلام شدیدترین برخوردها را با غُلات داشتند 
  8. تمجیدهاى‏ بى‌اساس: با تمجیدهاى‏ بى اساس سطح معارف دینى را پایین ‏آوردن، آیا ارزش حضرت اباالفضل به چشم و ابروى آن‌چنانی است که می‌یند کار چشماش دلبریه   قد و بالایش محشریه؟ ارزش حضرت به جهاد، به معرفت، به اخلاص، به صبر و عملکرد آن بزرگوار است. آیا شعرائی که ائمه از آن‌ها تمجید کردند مانند کمیت، حمیری، فرزدق و دعبل همین شعرها را می‌خواند؟! شعر مطلوب مانند این شعر است 

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است    که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

نه ظلم کن به کسی نه زیر بار ظلم رو    که این مرام حسین است و منطق دین است

  • طرح مطالب ذلت آمیز مانند زینب مضطر، زین العابدین بیمار یا داستان های ساختگی مبنی بر طلب آب ذلت آمیز یا اجازه برگشت، در حالی که قرآن می‌فرماید: لِلهِ العِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤِمنین 
  • نسبت های دروغ در عزاداری: بدترین دروغ، دروغ بستن به خداوند، پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت است که از گناهان کبیره به حساب می‌آید 
  • درست کردن دهه‌های پی‌درپی: درست کردن دهه‌های پی‌درپی عزاداری؛ شعائر اصلی را کم‌رنگ می‌کند و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه شعائر عزاداری‌ها را به وجود می‌آورد چرا که افراط در عزاداری به تفریط می‌انجامد 
  • استفاده از افراد نا آشنا به آموزه‌های دینی و غیر موجهین در برنامه ريزي و اجرای عزاداري
  • مجالس عزاداری و مداحی بدون بیان آموزه های دین راه اندازی کردن و مردم را از محتوا و نماز باز داشتن 
  • فتواي مرجعي كه هويتش از ناحیه رهبر کبیر انقلاب اسلامی است را در برابر حكم حاكم قرار دادن 
  • بي توجه به مناسبت‌هاي قبل از محرم، به پیشواز محرم رفتم و روز شمار محرم درست کردن
  • گرم گردن مجلس به مطالبات بی‌اساس: اصرار بر این که باید بلند گریه کنید يا بلند صلوات بفرستید. رهبر انقلاب: این که آقایان مداح ها، و سابق روضه‌خوان ها اصرار می‌کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنند. وقتی میخواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه «صدا، صدای این جمعیت نیست»؛ یا وقتی مردم میخواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه «صلوات، صلوات این جمعیت نیست»! این لزومی ندارد. شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه‌ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دلهای مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است.

  آسیب ها و آفت‌های شکلی 

  1. آسیب رساندن به بدن مانند: پا برهنه در سرما رفتن، سینه خیز رفتن، قمه زنى، لطمه ‏زنی، خشت ‏زنى، تازيانه‏ زنى، استفاده از انگشترهاى خاردار، استفاده از زنجیر های تیغ دار. این زنجیر بهر قید ناکسان است از چه رو بر خویشتن‌ می‌زنید. خودکشی باشد قمه برسرزدن‌، آن تیغ تیز را بر سر دشمن زنید و خویش را احیا کنید 
  2. اعمال و حرکات بي سند، ناصحیح، خرافه و رفتارهاي دون شأن که سبب وهن شیعه شود، کیان اسلام را در خطر بیندازد و حرمت دین را هتک کند مانند: سينه زني همراه با پايكوبي، زنجیر در گردن انداختن، عوعو کردن، ترانه وار مرثیه سرائی کردن، به سبک مبتذل شعر خواندن 
  3. تكرار بعضي از كلمات یا اسامی به شکل خاص مانند حوسین حوسین خاصه به صورتی که اول و آخرش افتاده باشد 
  4. معرکه گیری، عروده کشی 
  5. با بلند کردن بلندگو، بستن خیابان سبب انزجار و اذیت مردم را فراهم کردن 
  6. توسل های موهوم مانند نخ یا پارچه سبز به انگشت یا دست یا گردن بستن 
  7. از وسائل غیر مرسوم مانند طبل‌های خاوری و علم‌های آرم دار اجانب استفاده کردن 
  8. بدون آموزش و تخصص از هر كسي كه صداي زيبا دارد استفاده كردن 
  9. در عزاداري زیاده روی كردن و نماز صبح قضا شدن 
  10. مصيبت‌های مکرر در بین زیارت عاشورا خواندن و ترک صد لعن وصد سلام کردن 
  11. با بیان خواب‌های بی اساس قداست بخشی کردن 
  12. در عزاداری به رقابت‌های حاد پرداختن 
  13. با ایجاد رابطه‌های مرید و مرادی بین افراد معمولی سبب دعوت به فرد کردن نه دین
  14. استفاده از عکس‌های منصوب به ائمه 
  15. خرج‌های و نذورات بی‌هدف، بی‌حساب و بی‌محتوا دادن و در این زمینه اسراف کردن، چه بسیار نذری‌ها که بجا نیست و چه جاهائی لازم و ضروری است و کسی برای آن نذر نمی‌کند  
  16. مردم را در صف های طولانی نگه داشتن و از محتوا و نماز باز داشتن 
  17. با خیمه زدن نزديك مساجد، مساجد را خلوت کردن  
  18. جوانان را به خاطر محدودیت‌های نا روا از مساجد فراری دادن 
  19. ایستگاه صلواتی زدن و پاتوق برای چشم چرانی و مزاحمت عبور و مرو درست کردن   
  20. معابر منحصر را به مدت طولاني بستن  
  21. معابر را کثیف کردن 
  22. زيارت عاشورا در كوه و دشت و دمن و پايكوبي در مسجد  
  23. انجام اعمال مستحب در بعضي موارد آن قدر ملال آور مي شود كه زدگي مي آورد واين در حالي است كه در روايت آمده است كه هرگاه خسته ايد خود را به عمل مستحب وادار نكنيد

    حسن صفرزاده تهرانی

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.