دسته: اشعار نابصفحه 1 از 2

ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا

ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیده سعدی

عرش بر زمین افتاد

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

به کسی جمال خود را ننموده‌ای و بینم/فصیح الزمان

به کسی جمال خود را ننموده‌ای و بینم همه جا و هر زمانی بود از تو گفتگویی #فصیح الزمان رضوانی  

من آدمی به جمالت ندیدم و نشنیدم/سعدی

من آدمی به جمالت ندیدم و نشنیدم محامد تو چه گویم که ماورای صفاتی #سعدی

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد / حافظ

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد تمام هستی زهرا نصیب نرجس شد #حافظ

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید / حافظ

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید #حافظ

عید سعید فطر مبارک

می خواست بهانه ای كه پر نور شويم از هرچه بدی و غير او دور شويم يك ماه پر از فرصت برگشتن داد يك عيد فرستاد كه مغفور…

شب قدر

به مناسبت شب قدر هردم که سَرَد بدرد آید نالان شوی بر من آیی چون درد سرد شفا بدادم یاغی شوی دگر نیایی

شب قدر

به مناسبت شب قدر قلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ من از قالوا بلا تشویش دارم گنه از برگ و باران بیش…

شب قدر

به مناسبت شب قدر گفتی گنه بخشی چون بنده پشیمان شد جز تو که پشیمانی بخشد به گنهکاران

غنیمت شمردن جوانی

به مناسبت روز جوان 📝 «شعر پروین اعتصامی در باره غنیمت شمردن جوانی» 🔹 جوانی چنین گفت روزی به پیری که چون است با پیری‌ات زندگانی   🔸 بگفت…

شعر آئینی ناب: در وصف فاطمه زهرای اطهر سَلامُ‌الله‌عَلَیْها

مناسبت: میلاد با سعادت فاطمه زهرای اطهر سَلامُ‌الله‌عَلَیْها و روز مادر 20 جمادی الثانی مقادف با 15 بهمن / دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه…

شعر آئینی ناب: در وصف فاطمه زهرای اطهر

دنیاست چو قطره‌ای و دریا زهرا کی فرصت جلوه دارد اینجا زهرا   قدرش بود امروز نهان چون دیروز هنگامه کند و لیک فردا زهرا   خالق چو…

شعر آئینی ناب: آزار و اذیت فاطمه زهرا سَلامُ‌الله‌عَلَیها

ای خوش آن روزی كه ما درخانه مادر داشتیم دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم هر كسی جسم عزیزش روز بردارد ولی ما كه جسم مادر خود را…

شعر آئینی ناب: بریز آب روان اَسماء

بریز آب روان اَسماء، ولى آهسته آهسته به جسم اطهر زهراء، ولى آهسته آهسته ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش بریز آب روان رویش، ولى آهسته آهسته بُوَد…

نوشته‌های قدیمی‌تر →