
اعمال دینی، تعبدی است یعنی باید عمل در کیفیت، در کمیت، در مکان و در زمان خواسته شده انجام شود تا آثار تربیتی لازم را داشته باشد و انسان را به کمال لایق و جایگاه واقعی برساند. کسی حق ندارد، دستورات دین را به شکل دلخواه، عمل نماید و دستورات دین را کم و زیاد کند و عملی که از ناحبه دین وارد نشده، به اسم دین انجام دهد.
مقدمه
خداوند تبارک و تعالی، بر اساس لطف و حکمت، انسان را کمالخواه خلق کرد و برای رسیدن به کمال واقعی و حیات لایق، دین را با دستورات مترقی، وضع نمود و پیامبران را برای راهنمائی آنان فرستاد و اگر انسان با آمادگی روحی و با فطرت خداجویی که دارد، دستورات دین را با راهنمایی پیامبران، به صورت صحیح و کامل انجام دهد و به خودسازی و تهذیب نفس بپردازد؛ به کمال لایق و جایگاه واقعی خود خواهد رسید.
حال سؤال این است
با پذیرشی که با یک گام، میسر میشود
یک قدم بر خویش تن نه * وان دگر در کوی دوست
و با بخششی که با دو رکعت نماز محقق میشود: «مَن صَلی رَکَعتَعین و لَم یحدِث فیهِما نَفسَهُ بِشیء مِن اُمورِ الدُنیا غَفَرَ الله لَهُ ذُنوبَهُ» پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله میفرماید: هر کس دو رکعت نماز به جا آورد و در آن ذهنش به هیچ یک از امور دنیایی مشغول نباشد، خداوند گناهش را میآمرزد
و با وصول به کمال لایقی که با چهل صبح دم حاصل میشود: «مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعینَ صَباحا ظَهَرَت ینابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ» پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله میفرماید: هر کس چهل صبح دم خود را براى خدا خالص کند چشمه هاى حکمت از قلب وى بر زبانش جارى خواهد شد.
- پس چرا آثارِ اعمال در وجود ما نمایان نمیشود؟
- چرا نمازی که «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکرِ»[1] است ما را از گناه باز نمیدارد؟
- چرا ایمان، آنجائی که باید دست ما را بگیرد، نمیگیرد؟
- چرا پس از چهل سال عبادت، هیچ اثری از رشد و کمال در ما نمایان نمیشود؟
یکی از اشکالهای اساسی
یکی از اشکالهای اساسی این است که عملی که باید طبق دستور، صحیح، کامل و به موقع با مقدمات و مؤخرات لازم صورت گیرد تا آثار تربیتی لازم را داشته باشد؛
- برخلاف دستور و به نحو دلخواه و سلیقهای، انجام میشود؛
- و به صورت ناقص یا معیوب، انجام میشود؛
- و در غیر کمیت و کیفیت خواسته شده، انجام میشود؛
- و در غیر زمان و مکان خود، انجام میشود؛
- و به شکل افراط یا تفریط، انجام میشود؛
که نه مطلوب شرع مقدس است و نه اثر تربیتی لازم را دارد.
براساس آموزههای دین
- کسی حق ندارد، دستورات دین را به شکل دلخواه، عمل نماید؛
- کسی حق ندارد، دستورات دین را کم و زیاد کند؛
- کسی حق ندارد، عملی را که از ناحبه دین وارد نشده و مأثور نیست، به اسم دین انجام دهد؛
- کسی حق ندارد، عملی که در زمان خاصی باید صورت گیرد در زمان دیگری به نام دین بیاورد؛
- کسی حق ندارد، عملی که در مکان مشخص وارد شده است را هر جایی که خواست انجام دهد.
تعبدی بودن اعمال دینی به این معنا است که عمل در کیفیت، در کمیت، در مکان و در زمان خواسته شده انجام شود. بیان احتیاطهای واجب و مستحب در فتاوای مراجع به همین دلیل است.
چرا؟ به چند دلیل:
چرا که نقش دادن سلایق در انجام دستورات دین
- آثار تربیتی عمل از بین میرود و این خلاف فلسفه تشریع آن است؛
- به مرور زمان دین به انحراف کشیده میشود؛
- در دراز مدت سبب بدعت در دین میگردد؛
- مردم بجای دین باوری و تبعیت از دین و به کارگیری آموزههای دینی، به خرافه گری روی میآورند.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در باره نحوه انجام وظیفه و عمل به دستور میفرمایند: «لَا قَوْلَ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا قَوْلَ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِنِیةٍ وَ لَا قَوْلَ وَ لَا عَمَلَ وَ لَا نِیةَ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّةِ»[2] هيچ گفتارى، جز با كردار ارزش ندارد و هيچ گفتار و كردارى، جز با نيّت و هيچ گفتار و كردار و نيّتى، جز با انطباق بر سنّت و دستورهای صادر شده.
امام زین العابدین علیه السلام عمل به رأی و نظریات شخصى در باره دین را سبب هلاکت دانسته و میفرماید: «إنَّ دینَ اللّهِ لایصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَالْآراءِ الْباطِلَةِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَلایصابُ إ لاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّاءْىِ هَلَک» به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احکام و مسائل دین را به دست آورد، بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود. و شخصى که با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک مى گردد.
مرحوم علامه مجلسى در بحار از عبداللّه بن سنان از حضرت امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود: «سَتُصيبُكُم شُبْهَةٌ فَتَبْقُونَ بِلا عَلَمٍ يُرى و لا إمامٍ هدى، و لا يَنجُو مِنها إلاّ مَن دَعا بدُعاءِ الغَريقِ. قلتُ: كيفَ دعاءُ الغَريقِ؟ قالَ: يقولُ: «يا اللّه ُ يا رحمنُ يا رحيمُ يا مُقَلِّبَ القُلوبِ ثَبِّتْ قَلبِي على دِينِكَ فقلتُ: يا مُقلِّبَ القلوبِ و الأبصارِ ثَبِّتْ قلبي على دِينِكَ! فقالَ: إنّ اللّهَ عزّ و جلّ مُقلِّبُ القلوبِ و الأبصارِ، و لكنْ قُلْ كما أقولُ: يا مُقلّبَ القلوبِ ثَبّتْ قلبي على دِينِكَ»[3] زود است به شبهه اى گرفتار آييد كه نه نشانهاى براى پيدا كردن راه خواهيد ديد و نه پيشوايى كه هدايتتان كند، از آن شبهه تنها آن كس رهايى يابد كه دعاى غريق را بخواند. عرض كردم: دعاى غريق چگونه است؟ حضرت فرمود: این دعا را بخوانید: يا اللّه ُ يا رحمنُ يا رحيمُ يا مُقَلِّبَ القُلوبِ ثَبِّتْ قَلبِي على دِينِكَ. من دعا را تکرار کردم و گفتم: «يا مقلّب القلوب و الأبصار، ثبّت قلبى على دينك» در این هنگام امام فرمود: البته خداوند عزّ و جلّ مقلّب القلوب و الأبصار هست. اما تو همان گونه كه من گفتم بگو.
برای بهتر روشن شدن بحث به نمونهای از دقتها اشاره میشود
- یک لحظه قبل از اذان نماز شروع شود، نماز باطل است؛
- اگر بعد از اقامه نماز سر برگردانده شود یا سخن گفته شود، اقامه باطل می شود؛
- هنگام اذان و اقامه باید سکوت کرد تا ثواب اذان و اقامه درک شود؛
- اگر الله اکبر های مستحبی به قصد ورود در حال حرکت گفته شود، نماز باطل است؛
- طواف خانه خدا اگر یک قدم کمتر یا یک قدم بیشتر شود، طواف باطل می شود؛
- اگر یک جزء یا یک حرکت در نماز به صورت ریا انجام شود نماز باطل است؛
- در ماه رمضان یک لحظه از گرفتن روزه منصرف شود، روزه باطل است.
[1]. آیه 45 سوره عنکبوت.
[2]. الکافی، ج1، ص: 71، ح 9.
[3].كمال الدين : 352/49.





دیدگاهتان را بنویسید