خدمت صادقانه در حج

سلسله مباحث آموزش حج: بخش سوّم: در سفر حج صادقانه خدمت کنیم

کمک و خدمت صادقانه به همسفران یکی از ارزش‌های معنوی سفر حج است. خداوند تبارک و تعالی برای خدمتگزاری به بندگان، اجر و پاداش بسیاری عطا می‌کند، بویژه اگر این خدمت، به زائران خانه خدا باشد.

آنچه در زیارت و طواف و اعمال عبادی مهم است، خاطر جمعی و داشتنِ حضور قلب و نداشتن نگرانی و آشفتگی فکر است و کسی که به زائران خانه خدا خدمت کند تا زائران در عبادت، خاطر جمع باشند و حضور قلب بیشتری داشته باشند و نگران رفع نیازمندیهای ضروری نباشند و آسوده خاطر به عبادت بپردازندد؛ در حقیقت بالاترین ارزش را دارد که کمتر از طواف خانه خدا نسیت.

خوشا به حال آنانکه خادمان حجّاج‌اند و تسهیلاتی را برای مهمانان خدا فراهم می‌کنند. حتی انجام یک کار و برآوردنِ یک نیاز از برادر دینی، پاداشی به مراتب بیش از دهها طواف و سعی دارد.

امام سجاد در سفر حج با کاروان‌هایی مسافرت می‌کرد که آن حضرت را نشناسند تا بهتر بتواند کمک کار کاروان باشد.

پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله بزرگ قوم را کسی می‌داند که خدمت گزار آن قوم باشد و می‌فرماید: «سَیدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِی السَّفَرِ»[1] خدمت گزار هر گروهی در سفر، بزرگ آن گروه است.

در حضور پیامبر صلى الله علیه و آله سخن از مردی در سفر حج به میان آمد که آدم بسیار خوبی بود و همواره به ذکر خدا مشغول بود، پیامبر سؤال کرد کارهایش را چه کسی انجام می‌دهد؟ پاسخ دادند: ما کارهایش را انجام می‌دادیم، حضرت فرمود همه شما از او بهترید.[2]

اسماعیل خَثْعَمَی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم در سفر حج، وقتی به مکّه وارد شدیم، همراهان و همسفران ما به طواف می‌روند، و مرا نزد وسایل و اشیای خود می‌گذارند تا از آنها نگهبانی و مراقبت کنم، حضرت فرمود: «اَنْتَ اَعْظَمُ اَجْراً»[3] پاداش و اجر تو از آنها بیشتر است.

مُرازِم بن حکیم گوید: من با محمد بن مُصادِف هم سفر بودم، وقتی به مدینه رسیدیم من بیمار شدم ووی مرتب مرا تنها می‌گذاشت و به مسجد می‌رفت، امام صادق علیه السلام به محمد بن مصادف پیام داد و فرمود: «قُعُودُک عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِک فِی الْمَسْجِدِ»[4] نشستن تو در کنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.

ابان بن تغلب می‌گوید با امام صادق علیه السلام طواف می‌کردم، مردی از اصحاب با اشاره از من خواست تا برای انجام کاری همراه او بروم، لیکن من دوست نمی‌داشتم طواف با امام صادق را رها کنم، وقتی برای بار دوم به من اشاره کرد، امام صادق فرمود: «یَا أَبَانُ إِیَّاکَ یُرِیدُ هَذَا» ببین برادر مؤمن چکار دارد،  گفتم: طواف را قطع کنم؟ فرمود: «نَعَمْ» آری،  پرسیدم: اگرچه طواف واجب باشد؟ فرمود: «نَعَمْ» آری.[5]


جهت مطالعه دیگر مقالات و احکام حج به ” سلسله مباحث آموزش حجاج بیت الله الحرام “ مراجعه نمایید.

[1]. بحار الانوار، ج ۷۶، ص ۲۷۳.

[2]. بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۷۴

[3]. فروع کافی، ج ۴، ص ۵۴۵.

[4]. فروع كافى، ج ۴، ص ۵۴۵.

[5]. کافی، ج۲، ص۱۷۱‌.

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *