
از همرهان سست عناصر دلم گرفت، شیرخدا و رستم دستانم آرزوست. در شرائط جنگ رمضان و جنگ سوم، باید مواظب القائات سست عناصر باشیم/
سست عناصر
همواره رویارویی حق و باطل، با القائات افراد سست عناصر، روبرو بوده است. سست عناصرهایی که ظاهر بین و مثلا روشن فکر هستند و دینداریشان، همیشه کافر پسند است. کسانی که در شرائط سخت همواره با منافقان همراه شده و با شایعه پراکنی، با موضعگیریهای بیجا و با اظهار نظرهای غلط، جامعه را به چالش میکشانند به همین دلیل خداوند جلّ و علی در شرائط جنگی دستور دستگیر و قتل آنان را صادر کرده است. در این مرقومه به القائات برخی از افراد سست عناصر اشاره میشود:
قوم بنی اسرائیل در محاصره لشکریان فرعون
وقتی قوم بنی اسرائیل در محاصره دریا و لشکریان فرعون قرار گرفتند؛ افراد سست عناصر، ناامیدانه به موسی اعتراض کردند و گفتند: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ» بدبخت شدم، بیچاره شدم، کارمان ساخته است، نابود شدیم، ما در چنگ فرعونیان گرفتار شدیم.
و حضرت موسی علیه السلام به آنان فرمود: «قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ» این چنین نیست، نگران نباشید، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.
پس خداوند به حضرت موسی علیه السلام خطاب کرد و فرمود: «فَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ. وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ. وَأَنْجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ. ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ»[1] پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به دریا زن، پس دریا از هم شکافت و هر پارهاش چون کوهی بزرگ شد آنگاه فرعونیان را به دریا نزدیک کردیم و موسی و هر که با او بود، همه را نجات دادیم، سپس آن فرعونیان را غرق کردیم.
جادویی بزرگ و هولانگیز
وقتی فرعون، ساحران را برای منکوب کردن حضرت موسی علیه السلام به خط کرد و ساحران به آن بزرگوار گفتند تو سحر میاندازی یا ما؟ و آن حضرت فرمود: «قَالَ أَلْقُوا» شما بیندازید: «فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ» هنگامی که ساحران، بساط سحر انداختند؛ چشم مردم را افسون کردند و آنان را سخت ترساندند، و جادویی بزرگ و شگفت آور و هولانگیز پدید آمد.
این جا بود که سست عناصر طرفداران حضرت موسی علیه اسلام دلشان خالی شد و گفتند عجب کاری کردیم، شکست ما قطعی است. در این هنگام به موسی علیه السلام دستور داده شد: «وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ» و به موسی وحی کردیم که عصایت را بیفکن. و هنگامی که موسی عصا را انداخت «فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ. فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ. وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ. قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَارُونَ»[2] ناگاه معجزه الهی، هر چه جادوگران به دروغ بافته بودند را یکباره و به سرعت همه را بلعید. پس حقيقت آشكار گرديد و سحر ساحران همه باطل گردید و فرعونیان مغلوب شدند و با ذلت و خواری بازگشتند و جادوگران به سجده افتادند و گفتند: ما همه به پروردگار جهانیان، پروردگار موسی و هارون، ایمان آوردیم.
سپاه طالوت در برابر لشکر جالوت
وقتی سپاه طالوت، لشکر تا دندان مسلح جالوت را دیدند: «فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ»؛ افراد سست عنصر، گفتند: «قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» ما را تاب مقاومت با جالوت و سپاه او نخواهد بود (باید بگریزیم).
اما در مقابل آنان که به رحمت الهی ایمان داشتند، ثابت قدم مانده: «قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ» و گفتند: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» چه بسیار گروهی اندک که به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آید و خدا با صابران است.
و وقتی سپاه طالوت در برابر لشکر جالوت قرار گرفتند: «وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» استواری و استحکام در جنگ را با ارتباط با خالق هستی و دعا از خداوند تبارک و تعالی درخواست کردند و گفتند: «قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو فرست و گامهایمان را ثابت و استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.
با آن که سپاه طالوت در چند مرحله، از نیروهای وفادار کاسته شده بود، اما رزمندگان مؤمن وارد کارزار شدند و به پیکار پرداختند، آنگاه قدرت خداوند نمایان شد و دشمن توسط یک جوان مؤمن و نیرومند شکست خورد و هزیمت گردید و با معجزه به همه نشان داده شد که پیروزی به خدم و هشم نیست: «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ»[3] پس لشکر جالوت به اذن الهی، هزیمت شد و داوود، جالوت (که فرمانده سپاه دشمن بود) را از پای درآورد و به قتل رساند.
جو سازی و جنجال آفرینی در تغییر قبله
هنگامى که خداوند دستور تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به سوى کعبه را صادر کرد، یهودیان مأیوس شدند و شروع به جو سازی و جنجال آفرینی کردند و متأسفانه بعضى از مسلمان سست عنصر ظاهر بین، یهودیان مدینه را همراهی کردند و با اعتراض به این تغییر، بهانه کردند و گفتند که نباید سبب رنجش یهود و نصارى را به وجود میآوردیم، شاید آنان از این طریق، به اسلام بگروند!.
قرآن کریم این خیال واهی را باطل دانسته و جواب میدهد: وَ لَئنْ أَتَیت الَّذِینَ أُوتُوا الکتَب بِکلِّ ءَایةٍ مَّا تَبِعُوا قِبْلَتَک[4]؛ خود را خسته مکن که اگر هر گونه آیه، نشانه و دلیلى براى این گروه از اهل کتاب بیاورى به هیچ وجه، تسلیم حق نخواهند شد و از قبله تو پیروى نخواهند کرد چرا که روح حقیقت جوئى در آنها مرده است.
بدانید جبهه باطل تا نابودی جبهه حق و تسلیم اهل ایمان، دست از تقابل برنخواهد داشت و کوتاه نخواهد آمد و عقب نشینی نخواهد کرد. این حقیقت را خداوند تبارک و تعالی در قران کریم این گونه بیان میفرماید: «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْک الْیهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»[5] هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد و دست از دشمنی برنخواهند داشت، مگر آنکه به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی و از آیین آنها پیروی کنی.
جنگ احد
وقتی کفار مکه در جنگ احد، به مدینه نزدیک شدند، افراد سست عناصر همراه منافقان ایجاد وحشت کردند و گفتند: اهل مکه برای نابودی شما آمدهاند پس بترسید و فرار را بر قرار ترجیح دهید: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ» چون مردم منافق به آنها گفتند: لشکری بسیار بر علیه شما مؤمنان فراهم شده، از آنان در اندیشه و بر حذر باشید
در این حال مؤمنان به گفتار باطل آنان وقعی ننهادند و در عوض: «فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»[6] بر ایمانشان بیفزود و گفتند: تنها خدا ما را کفایت کند و او نیکو وکیل و کارسازی است.
جنگ احزاب
در جنگ احزاب لشگر عظمی برای نابودی مسلمانان به شهر مدینه حمله ور شدند: «إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا. هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا» آنگاه که دشمن از هر سو به شما حملهور شد و شما از شدت ترس، خیره شدید و جانها به گلوتان رسید و به خدا بد گمان شدید؛ در آنجا مؤمنان امتحان شدند و ضعیف ایمانان سخت متزلزل گردیدند.
در این هنگام افراد سست عناصر با منافقین همراه شدند و گفتند: «وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا. وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا ۚ وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ ۖ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا» و آن گاه که منافقان و سست عناصر گفتند: خدا و پیامبرش ما را فریب دادند، آنگاه گفتند: ای اهل مدینه! جای درنگ و ماندن نیست، بگریزید.
و این در حالی بود که مؤمنان که بر اساس آموزههای دینی، به قطع و یقین میدانند که «دشمنان در برابر آنان آرام نخواهند گرفت، اما نصرت الهی، آنان را پیروز خواهد کرد» پس بدون هیچ شک و شبههای، وعده الهی را تصدیق کرده و با ایمان راسخ در برابر دشمنان ایستاده و هرگز سستی به خود راه نداده و هرگز در برابر ظلم و جبروت ظاهری دشمنان و طواغیت، تسلیم نمیشوند: «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا»[7] و مؤمنان وقتی لشکر و نیروهای کفار را به چشم دیدند گفتند: این، همان حقیقتی است که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند، و خدا و رسولش راست گفتهاند و در مواجهه با لشکر کفر، جز بر ایمان و تسلیم مؤمنان نیفزاید.
گروه مرجفون
«مرجفون» عناصر سست ایمانی هستند که با شایعه پراکنی، با موضعگیریهای بیجا و با اظهار نظرهای غلط، آشوب و بلوا درست میکنند و وقتی دشمن را میبینند، فشار میآورند که چرا اینجوری میکنید؟ چرا کوتاه نمیآیید؟ چرا دشمن تراشی میکنید؟ و در میان جنگ، با جوسازی، شایعه پراکنی که «مسلمانان شكست خوردند، بسیاری از مسلمانان کشته شدند، دشمنان پيروز شدند» جامعه اسلامی متشنج میکنند.
خداوند جلّ و علی به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور میدهد که اگر این گروه به این گونه جوسازیها ادامه دهند آنها را دستگیر کرده و به قتل برسانید: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا»[8] اگر منافقان و بیماردلان و شايعهافكنان در مدينه دست از این کار زشتشان برندارند تو را بر ضدّ آنان میشورانیم، و ایشان جز مدّت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند! پس ایشان از رحمت خدا بدور هستند و شما هرجا که آنان را یافتید، دستگیر کنید و به سختی به قتل برسند.
از این همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیرخدا و رستم دستانم آرزوست
در شرائط جنگ رمضان و جنگ سوم، باید مواظب القائات سست عناصر باشیم
[1]. سوره شعراء آیات 61 تا 66.
[2]. سوره اعراف آیات 112 تا 122.
[3]. سوره بقره آیات 246 تا 252.
[4]. سوره بقره آیه 145
[5]. سوره بقره آیه 120
[6]. سوره آل عمران آیه 173.
[7]. سوره احزاب آیات 10 تا 24.
[8]. سوره احزاب آیات 60و 61.





دیدگاهتان را بنویسید