دفاع از کیان ملت مسلمان، جنگ طلبی نیست

یکی از صاحب نظران که خود جزء مسئولین نظام بوده و باید پاسخگو باشد نه مطالبه‌گر، اخیراً در افاضات عوام فریبانه خود، بدون محکوم کردن متجاور، خواست ترامپ ملعون را بر زبان رانده و از طرف اکثریت مردم، مقابله با آمریکا را خشونت و جنگ افروزی دانسته و بر صلح با آمریکا پافشاری کرده است و خواست ملت مبنی بر خونخواهی رهبر را خواسته‌ی متوهمانه پنداشته و آنان را تندرو و همراه با اسرائیل خوانده است./


بر اساس این اظهار نظر سخیف باید:

رئیس علی دلواری، که بر علیه اشغال بوشهر توسط قوای انگلیس، قیام کرد را تندرُوی متوهم خواند!.

ستارخان، سردار ملی و یکی از قهرمانان جنبش مشروطه، که در برابر قلدری و تجاوز ایستاد و راه مبارزه کرد را تندرُوی متوهم خواند!.

میرزا کوچک خان جنگلی که بعد از مشروطه بدلیل نابسامانی‌های داخلی و تعرض بیگانگان در ایران قیام کرد و به شهادت رسید را تندروی متوهم خواند!.

میرزای شیرازی، که نهضت تنباکو را به راه انداخت و در برابر اعطای امتیاز انحصار توتون و تنباکو به کمپانی رژی، معروف است را تندروی متوهم خواند!.

محمد تقی شیرازی که در جریان جنگ جهانی اول در برابر نیروهای اشغال گر انگلیس، حکم جهاد صادر کرد را تندروی متوهم خواند!.

شهید سید حسن مدرس که به حمایت از مشروطه برخاست و در دوره جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی را تشکیل داد و سرانجام به شهادت رسید را تندروی متوهم خواند!.

سید ابوالقاسم کاشانی، که علیه اشعال کری قوای انگلیس بپاخاست و اولین مبارزه با اسرائیل را به راه انداخت را تندروی متوهم خواند!.

و از همه مهمتر ابوذر غفاری، عمار یاسر، میثم تمار، مالک اشتر، حجرین عدی و حتی امام علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام و یاران با وفای آن بزرگواران از تندروهای مکتب اسلام هستند!.

 

این آقا اگر در زمان سید و سالار شهیدان بود به یقین مانند عبدالله عمر یا بهتر بگویم مانند عبدالله زبیر در برابر امام حسین علیه السلام می‌ایستاد.

 

قصه‌ی فتنه و نیرنگ و دغل پیوسته است

نان یک عده به گمراهی مردم بسته است.

 

نافهمی بعضی انسان را به یاد حارث بن حوط می‌اندازد که حضرت امیر علیه السلام را مخاطب قرار داد و برپاکنندگان جنگ جمل را محق دانست و مقابله با آنان را ناصواب خواند و آن بزرگوار به ایشان فرمود: «یَا حَارِثُ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ، فَحِرْتَ؛ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ، فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ، وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ، فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ» اى حارث، تو پایین را دیدی و بالا را ندیدی، از اين رو حيران و سرگردان مانده‌اى. تو حق را نشناخته‌اى كه اهل حق را بشناسى و باطل را ندانسته‌اى تا بدانى آنها كه راه باطل مى‌سپرند، كدامند.

در این هنگام حارث گفت: پس من مانند سعید بن مالک و عبد الله بن عمر، كناره گیری می‌کنم و حضرت فرمود: «إِنَّ سَعِيداً وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ لَمْ يَنْصُرَا الْحَقَّ وَ لَمْ يَخْذُلَا الْبَاطِلَ» سعد بن مالک و عبد الله بن عمر حق را يارى نكردند و باطل را فرو نگذاشتند.

اما سرنوشت عبدالله عمر که به عنوان اعتراض با امام علی علیه السلام بیعت نکرد، کارش به جایی رسید که در زمان حجّاج، شبانگاه نزد حجاج آمده گفت: دستت را بده تا با تو بيعت نمايم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة» پس حجّاج پايش را دراز كرد و گفت بگير پايم را و بيعت كن زيرا دستم بكار است و او این چنین کرد.

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *