
سلسله مباحث آموزش حج: بخش ششم: حلق
سوّمین عمل منا و ششمین عمل حج تمتع، حلق و سر تراشیدن است. حاجی در روز عید قربان، باید برای حج تمتع، حلق کند و سر را بتراشد.
حلق و سر تراشیدن اختصاص به مردان دارد و خانمها باید تقصیر کنند مانند تقصیر در عمره یعنی مقداری موی سر را چیده و تعدادی ناخن را بگیرند: همه مراجع عظام.
واجبات حلق برای مردان
- حلق بعد از قربانی باشد؛
- در سرزمین منا باشد؛
- هر کس بخواهد سر دیگری را بتراشد باید اول حلق یا تقصیر خود را انجام داده باشد و از احرام خارج شده باشد؛
- بهتر است حاجی و سلمانی هر دو برای حلق نیت کنند؛
- مو و ناخن از منا خارج نشود.
واجبات تقصیر
- تقصیر، بعد از قربانی باشد؛
- در سرزمین منا باشد؛
- هر کس بخواهد تقصیر دیگری را انجام دهد، باید اوّل تقصیر خود را انجام داده باشد؛
- مو و ناخن از منا خارج نشود.
نیت حلق
برای خدا و انجام فرمان الهی و به قصد تقرب به خالق هستی و برای حج تمتع حلق میکنم و سر را میتراشم: «اِمْتِثالاً لِاَمْرِ الله وَ قُرْبَةً اِلَی الله وَ خالِصاً لله» (به نوع حج توجه شود)
نیت تقصیر
برای خدا و انجام فرمان الهی و به قصد تقرب به خالق هستی و برای حج تمتع تقصیر میکنم و مقداری مو را میچینم و مقداری ناخن را میگیرم: «اِمْتِثالاً لِاَمْرِ الله وَ قُرْبَةً اِلَی الله وَ خالِصاً لله» (به نوع حج توجه شود)
مستحبات حلق
- مستحب است از اول ذی قعده موی سر و محاسن تا عید قربان کوتاه نشود؛
- تراشیدن سر از جانب راست پیش سر شروع شود؛
- هنگام تراشیدن سر بخواند: اللّهُمَّ أعْطِنی بِکلِّ شَعْرَةٍ نُوراً یومَ الْقِیامَةِ[1]؛
- اطراف ریش و شارب را کوتاه کند و ناخنها را بگیرد؛
- مو در منا دفن شود.
حلیت محرّمات بعد حلق و تقصیر
با حلق حاجی از احرام خارج میشود اما استفاده از عطر و عمل زناشوئی برای او حرام است و بعد از طواف حج و نماز طواف حج، استفاده از عطر برای او حلال میشود و بعد از طواف نساء و نماز طواف نساء، عمل زناشوئی برای او حلال میگردد.
وظیفة مردان صروره در حلق
مردان مخیرند بین حل و تقصیر مگر کسانی که حجةالاسلام خود را به جا میآورند که وظیفه ایشان حلق است، هر چند حج اول او نباشد: آیت الله زنجانی.
تراشیدن سر برای کسی که برای اولین بار حج میرود خواه حجةالاسلام یا حج نیابی و یا مستحب و همچنین کسی که حجةالاسلام را به جا میآورد هر چند سفر اولش نباشد مثل کسی که قبلاً حج مستحبی یا نیابی به جا آورده باشد و فردی که موهای خود را گره زده یا با هم جمع کرده واجب است: آیت الله سبحانی.
مردان بنا بر احتیاط واجب باید سر را بتراشد و تقصیر کافی نیست: آیات عظام: امام، خامنهای، جوادی، سیستانی، صافی، گلپایگانی و هاشمی.
مردها مخیرند بین حل و تقصیر و احتیاط مستحب سر را بتراشد: آیات عظام: بهجت، خوئی، تبریزی، فاضل، مکارم، نوری و وحید.
صروره کیست؟
صروره کسی است که حجة الاسلام خودش را به جا میآورد هر چند حج اول او نباشد: آیت الله زنجانی.
صروره کسی است که برای اولین بار به حج مشرف شده است: سایر مراجع عظام.
وظیفه غیر صروره
اگر حجة الاسلام خود را به جا میآورد، باید حلق نماید هر چند حج اول او نباشد: آیات عظام: زنجانی و سبحانی.
مخیر است بین حلق و تقصیر اگر چه حل افضل از تقصیر میباشد: سایر مراجع عظام.
حکم تقصیر
بنا بر احتیاط واجب کوتاه کردن ناخن به تنهایی در تقصیر کافی نیست و اگر خواست ناخن بگیرد پس از کوتاه کردن مو باشد: آیات عظام: سبحانی، سیستانی و مکارم.
در تقصیر مخیرند قدری از موی یا ناخن خود را بگیرند: سایر مراجع عظام.
وظیفه کسی که مو ندارد
باید تیغ را بر سر بکشد و همین مقدار کافی است: آیات عظام: امام، خامنهای، سبحانی و هاشمی.
بنا بر احتیاط واجب، علاوه بر کشیدن تیغ بر سر، تقصیر هم بکند: آیات عظام: اراکی، سیستانی و زنجانی.
در این صورت، تقصیر، متعین است و بنا بر احتیاط تیغ را هم بر سر بکشد و در صروره این احتیاط ترک نشود: آیات عظام: گلپایگانی و صافی
احتیاط جمع میان کشیدن تیغ بر سر و ناخن گرفتن است و اگر ریش یا شارب دارد، کمی از آن را نیز احتیاطا کوتاه کند: آیت الله مکارم.
تراشیدن سر با ماشین ته زن به جای تیغ
کافی است: آیات عظام: زنجانی، سیستانی، مکارم، نوری و هاشمی.
اگر عرفا حلق صدق کند، کفایت میکند: آیات عظام: جوادی، سبحانی و فاضل.
حلق واجب تعیینی نیست و به قصد وظیفه فعلیه ماشین کردن کافی است: آیت الله بهجت.
بنا بر احتیاط واجب کافی نیست: آیات عظام: امام، خامنهای، صافی و گلپایگانی.
اگر قصد حلق دارد، کفایت نمیکند: آیت الله وحید.
حلق و تقصیر در شب یازدهم
حلق و تقصیر در شب مجزی است: آیات عظام: امام، خامنهای، بهجت، سیستانی، زنجانی، فاضل و نوری.
به احتیاط واجب حلق و تقصیر در شب مجزی نیست: آیات عظام: تبریزی، خویی، صافی، گلپایگانی، جوادی، مکارم، هاشمی و وحید.
حلق و تقصیر در شب مجزی نیست: آیت الله سبحانی.
انجام حلق یا تقصیر به اعتقاد وقوع قربانی
حلق مذبور کافی است و اگر بعد از حلق، اعمال مکه را انجام داده باشد کفایت میکند: همه مراجع.
اعاده اعمال مکه لازم است: آیت الله زنجانی.
سِّر حلق و تراشیدن سر
موی سر زینت بخش ظاهر فرد و یکی از مظاهر شخصیتی انسان است و برای هر فردی عزیز و دوست داشتنی و در حقیقت یک نوع دلبستگی انسان است و دل کندن از آن برای انسان بسی مشکل، و از آن جایی که این علاقه و دلبستگی مانع سلوک معنوی است؛ باید برای رسیدن به مراتب بالاتر از آن بگذرد تا دل کندن از تعلقات دیگر، برای او آسان شود.
تراشیدن سر نماد دل کندن از همه دلبستگیها است و بریدن از همه عیبهای ظاهری و باطن است. امام صادق علیه السلام در این زمینه میفرماید: وَ احْلِقِ الْعُیوبَ الظاهِرةَ وَ الباطِنَةَ بِحَلْقِ شَعْرِک[2]؛ با تراشیدن موی خود، تمام عیبهای ظاهری و باطنیت را بتراش.
حاجی مانند سرباز جان برکف، با تراشیدن موی سر، از یکی از محبوبترین نمادهای شخصیتی خود برای خدا میگذرد و آمادگی خود را برای هرگونه فداکاری و جانبازی در راه خدا اعلام میکند و با این آمادگی، در آزمون شایستگی، موفق و در امتحان لیاقت، پیروز میشود و به برکت این پیروزی این روز را عید میگیرد.
حاجی این جمال را پای فرمان آن جمیل فدا میکند. حاجی با تراشیدن سر غرور و کبر و نخوت و منیت را از سر بیرون کرده و از هر معصیتی خود را تطهیر و تنظیف مینماید.
بگذر از فرزند و مال و جان خویش
تا خلیل الله دورانت کنند
سر بنه در کف برو در کوی دوست
تا چو اسماعیل قربانت کنند
***
گفتم که بنما نردبان، تا برروم بر آسمان
گفتا سرِ تو نردبان، سر را درآور زیر پا
سر نماد خودخواهی است
چون پای خود بر سر نهی، پا بر سر اختر نهی
چون تو هوا را بشکنی پا بر هوا نه، هین بیا
در پیام «داستان طوطی و بازرگان» آمده است که طوطیان هند با عمل خود به طوطی در قفس فهماند که «قفس برای داشتهها است» هر کس زیبایی، هنر و امتیازی داشته باشد، او را در بند میکشند، داشتهها و امتیازها دشمنی میآورد. اگر دانه باشی مرغها ترا میخورند. اگر غنچه باشی کودکان ترا میچینند. ممتازان صد دشمن و صد حادثه در انتظار آنها است، دوست به او حسد میورزد و دشمن برای او نقشه میکشد و الا بیهنران را خطری تحدید نمیکند. پس «دشمنیها همه بخاطر داشتهها است» و این اختصاصی به افراد ندارد بلکه ملتها هم همین طور است و الا ملتی که هنری نداشته باشد، نه دشمن دارد و نه تحدید و نه تحریم میشود.
باید ترک صفات کرد
طوطی در هند با عمل خود به طوطی در قفس فهماند که ترا به خاطر زیباییهایت و شیرین زبانیهایت در قفس کردهاند، برای رهایی باید «ترک صفات کنی»، تا رها شوی، باید هیچ شوی، تا آزاد شوی و باید فنا شوی تا آزادیت را به دست آوری. این جا است که بازرگان به طوطی میگوید: من از کار تو پند گرفتم که برای رهایی جان، باید همه چیز را ترک کرد.
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید * در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید از این مرگ نترسید * کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
تا تعلقات باشد، نمیشود پرواز کرد، تا دلبستگی باشد، نمیشود آزاد شد. باید خود را از همه این تعلقات و افتخارات، خود را آزاد کرد تا پران شد. روح و جان انسان مثل بالن است، برای پرواز با بالن، باید همه بندها را برید و همه وزنههایی که به بالن وصل است را رها کرد.
گرچه سرو را درخت آزادگی مینامند، به سرو گفتند چرا میوهای نمیآوری؟ * گفت آزادگان تهیدستند، با این حال به سرو هم خرده میگیرند که:
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز * آزاده من که از همه عالم بریدهام.
اگر کسی بخواهد پرواز کند و به مقامات بالاتر برسد، باید هرچه دارد را در طبق اخلاص بگذارد و رها کند.
گفت که دیوانه نهای لایق این خانه نهای * رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سرمست نهای رو که از این دست نهای * رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نهای در طرب آغشته نهای * پیش رخ زنده کُنش، کُشته و افکنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی * جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیشرو و راهبری * شیخ نیم، پیش نیم، امر تو را بنده شدم
گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم * در هوس بال و پرش بیپر و پرکنده شدم
تا منیت از انسان جدا نشود انسان به جایی نمیرسد و همه اختلافات هم سر همین منیت و خودخواهیها است.
جهت مطالعه دیگر مقالات و احکام حج به ” سلسله مباحث آموزش حجاج بیت الله الحرام “مراجعه نمایید.
[1] – من لا يحضره الفقيه ، ج2، ص550
[2] – ميزان الحكمه، ج2، ص498





دیدگاهتان را بنویسید