حج رهایی از تعلقات است

سلسله مباحث آموزش حج: بخش هشتم: حج رهایی از تعلقات

بزرگترین مانع تعالی بشر و اساس بدبختی انسان، دل بستگی و تعلقات است. دل بستگی و تعلقات، آدم را بند می‌کند، آدم را گرفتار می‌کند و نمی‌گذارد انسان آزاد شود و پرواز کند و حج تمرین برای دل کندن از تعلقات و بریدن از دل بستگی‌ها و رهایی از وابستگی‌ها است. به همین خاطر، حج برای سرمایه‌دار واجب است چرا که دل بستگی و تعلقاتش بیشتر است.

تمامی اعمال و مناسک حج از وقوف بدون تجهیزات در عرفات و مشعر و بیتوته در منا گرفته تا قربانی و سرتراشیدن در روز عید قربان، همه برای دل‌کندن از دل بستگی‌ها و رهایی از تعلقات است.

چهره زیبا، موی دل انگیز، صدای خوش، پوشش شیک، مال و منال، بهرمندی از امکانات، همه  یک نوع دل بستگی و تعلق می‌آورد.

گرچه سرو را درخت آزادگی می‌نامند:

به سرو گفتند چرا میوه‌ای نمی‌آوری؟

گفت آزادگان تهی دستند

با این حال به سرو هم خورده می‌گیرند که:

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده منم که از همه عالم بریده‌ام

باید از همه تعلقات و دل بستگی‌ها برید و دل کند تا آزاد شد و پرواز کرد

گفت که دیوانه نه‌ای، لایق این خانه نه‌ای

رفتم دیوانه شدم، سلسله بندنده شدم

گفت که تو شمع شدی، قبله این جمع شدی

جمع نیم شمع نیم، دود پراکنده شدم

گفت که شیخی و سری، پیشرو و راهبری

شیخ نیم، پیش نیم، امر تو را بنده شدم

گفت که با بال و پری، من پر و بالت ندهم

در هوس بال و پرش بی‌پر و پرکنده شدم

انسان مثل بالن است و تعلقات مثل طناب و وزنه، انسان را بند می‌کند و مانع پرواز می‌شود، این که در حال احرام باید از لباس دوخته یا از پوسیدن کفش یا پوشاندن سر یا پوشاندن پا یا ارتباط زناشویی، پرهیز کرد، همه برای دل‌کندن از دل بستگی‌ها و تعلقات است.

این که در نماز عید سعید فطر در رکعت اول سوره اعلی و در رکعت دوم سوره والشمس خوانده می‌شود، به همین منظور است، چرا که در هر دو سوره سخن از پاکی نفس است. در سوره اعلی می‌خوانیم «قَد اَفلَحَ مَن تَزکّی» و در سوره والشمس می‌خوانیم «قَد اَفلَح من زکّیها» یعنی کسی که روح و جان خود را از دل بستگی‌ها و تعلقات پاک کند، به فلاح و رستگاری می‌رسد.

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدابینی از خویشتن بین مخواه

ز مغرور دنیا ره دین مجوی

خدابینی از خویشتن بین مجوی[1]

در پیام «داستان طوطی و بازرگان» آمده است که طوطیان هند با عمل خود به طوطی در قفس فهماند که «قفس برای داشته‌ها است» هر کس زیبایی، هنر و امتیازی داشته باشد، او را در بند می‌کشند، داشته‌ها و امتیازها دشمنی می‌آورد. اگر دانه باشی مرغ‌ها ترا می‌خورند. اگر غنچه باشی کودکان ترا می‌چینند. ممتازان صد دشمن و صد حادثه در انتظار آن‌ها است، دوست به او حسد می‌ورزد و دشمن برای او نقشه می‌کشد و الا بی‌هنران را خطری تحدید نمی‌کند. پس «دشمنی‌ها همه بخاطر داشته‌ها است» و این اختصاصی به افراد ندارد بلکه ملت‌ها هم همین طور است و الا ملتی که هنری نداشته باشد، نه دشمن دارد و نه تحدید و نه تحریم می‌شود.

 

باید ترک صفات کرد

طوطی در هند با عمل خود به طوطی در قفس فهماند که ترا به خاطر زیبایی‌هایت و شیرین زبانی‌هایت در قفس کرده‌اند، برای رهایی باید «ترک صفات کنی»، تا رها شوی، باید هیچ شوی، تا آزاد شوی و باید فنا شوی تا آزادیت را به دست آوری. این جا است که بازرگان به طوطی می‌گوید: من از کار تو پند گرفتم که برای رهایی جان، باید همه چیز را ترک کرد.

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید * در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید از این مرگ نترسید * کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

تا تعلقات باشد، نمی‌شود پرواز کرد، تا دلبستگی باشد، نمی‌شود آزاد شد. باید خود را از همه این تعلقات و افتخارات، خود را آزاد کرد تا پران شد. روح و جان انسان مثل بالن است، برای پرواز با بالن، باید همه بندها را برید و همه وزنه‌هایی که به بالن وصل است را رها کرد.

اگر کسی بخواهد پرواز کند و به مقامات بالاتر برسد، باید هرچه دارد را در طبق اخلاص بگذارد و رها کند.


     جهت مطالعه دیگر مقالات و احکام حج به ” سلسله مباحث آموزش حجاج بیت الله الحرام “مراجعه نمایید.

[1]. بوستان سعدی باب چهارم.

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *