
امروز روز مبارزه و جهاد است، مبارزه و جهاد یک پیش نیاز دارد، این پیش نیاز هم در قضایای طالوت و جالوت و هم در قضایای اصحاب کهف و هم در قضایای بعثت حضرت موسی و هم در قضایای بعثت پیامبر گرامی و از همه مهمتر در نهضت حضرت اباعبدالله الحسین بر آن تأکید شده است و ما امروز بیش از هر زمانی به این پیش نیاز، نیازمندیم. این پیش نیاز، ارتباط با خالق هستی در میانه کارزار سخت و طاقت فرسا است.
مبارزه و جهاد یک پیش نیاز دارد، این پیش نیاز را خداوند جل و علا بارها در قرآن کریم به آن اشاره کرده است. این پیش نیاز هم در قضایای طالوت و جالوت و هم در قضایای اصحاب کهف و هم در قضایای حرکت کشتی نوح و هم در قضایای اسکان خانواده حضرت ابراهیم و هم بعثت حضرت موسی و هم در قضایای بعثت پیامبر گرامی به آن اشاره شده و از همه مهمتر در نهضت حضرت اباعبدالله الحسین نمایان گردیده است و ما امروز بیش از هر زمانی به این پیش نیاز، نیازمندیم.
مقدمه
یکی از فلسفهها و اهداف تقوای الهی، تاب آوری و قدرت پایداری انسان در برابر ناملایمات، حوادث و سختیها است که سبب نزول برکات الهی و گشایش در زندگی میشود.
خداوند تبارک و تعالی ایمان و تقوا را سبب نزول برکات دانسته و میفرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ»[1] و اگر اهل شهرها و آبادیها، همه ایمان میآوردند و پرهیزکار میشدند؛ همانا برکات آسمان و زمین را بر روی آنها میگشودیم ولی چون آیات الهی و پیامبران را تکذیب کردند، ما هم آنان را سخت به کیفر اعمالشان رساندیم و گرفتارشان کردیم.
خداوند تبارک و تعالی تقوا را سبب تشخیص حق و باطل دانسته و میفرماید: «اِن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقانا»[2] اگر تقوا پیشه کنید خداوند به شما قدرت تشخیص میدهد و در آیه دیگر خداوند عزّ و جلّ تقوا را دریچه علم دانش دانسته و میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله»[3] تقوا سبب میشود تا خداوند متعال دریچههای علم و دانش را، به روی انسان بگشاید. و در آیه دیگر تقوا را راه نجات معرفی کرده و میفرماید: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا. وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»[4] و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىکند و او را از جایى که گمان ندارد، روزى مىدهد و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امر او را مىکند؛ خداوند فرمان خود را به انجام مىرساند و خدا براى هر چیزى اندازهاى قرار داده است.
خداوند عزّ و جلّ در آیه دیگر اقامه حق را سبب برخورداری از نعمتهای الهی دانسته و میفرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لأكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ»[5] و اگر آنان، دستورات تورات و انجیل و قرآن را برپا دارند، از نعمتهای آسمان و زمین، برخوردار میشدند، لکن برخی از آنان، معتدل و میانهرو هستند، ولی بیشتر آنان زشتکار و بد عملند.
خداوند جلّ و علا در آیه دیگر با لحن عتاب گونه کسانی که اهمیت به اقامه دین ندهند را هیچ به حساب آورده و میفرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»[6] بگو: اى اهل كتاب، شما هيچ نيستيد، تا آن که تورات و انجيل و آنچه را از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است بر پاى داريد.
خداوند تبارک و تعالی استقامت و پایداری بر طریقه حق را سبب نزول برکات الهی دانسته و میفرماید: «وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»[7] و اگر مردم بر طریقه حق، پایداری کنند، به یقین آنان را از آب رحمت سیراب خواهیم کرد.
خداوند عزّ و جلّ در آیه دیگر میفرماید کسانی را که دین خدا را یاری نمایند، خداوند آنان را یاری کرده و نصرت نماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»[8] ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و گامهایتان را محکم و استوار میسازد.
خداوند تبارک و تعالی در آیه میفرماید کسانی که در راه خدا جهاد کنند خداوند آنان را به راههای درست زندگی هدایت میکند: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»[9] و آنان که در راه ما جهاد کنند، به یقین به راههای درست، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.
خداوند تبارک و تعالی کسانی که به درگاهش استغاثه کنند، یاری و نصرتش را بر آنان نازل کرده و میفرماید: «إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ»[10] به یاد آرید هنگامی که استغاثه و زاری به پروردگار خود کردید، دعای شما را اجابت کردم و سپاهی منظم از هزار فرشته به مدد شما فرستادم.
حضرت موسی میفرماید اگر به واقع از خداوند جلّ و علا یاری بخواهید و صبر و استقامت داشته باشید، وارث زمین خواهید شد: «قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ»[11] حضرت موسی به قومش فرمود از خداوند یاری بخواهید و بر این یاری پایداری کنید که زمین از آن خداوند است و به هر که را بخواهد وارث آن خواهد کرد و عاقبت از آن متقین است.
حضرت امیر در روایتی تسلیم در برابر حق را راه نجات دانسته و میفرماید: «اما و الذی فَلَق الحبة، و براً النسَمة، لو سَلکتم الحق من نهَجه… ما عال فیکم عائِل، و لا ظُلم منکم مسلمٌ و لا مُعاهَد»[12] به خدایی که دانه را شکافت، و جاندار را آفرید، سوگند که اگر راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید… دیگر هیچ خانوادهای بیهزینه نمیماند، و هیچ مسلمان یا کافری که در پیمان مسلمانان است، گرفتار ستمی نمیگشت.
امام علی علیه السلام، ارتباط با خالق هستی و زاری به در خانه خدا با صدق نیت را سبب اصلاح امور و فرود نعمت دانسته و میفرماید: «وَ اِيْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِي غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا، لِ «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ»[13] به خدا سوگند هرگز ناز و نعمت از ملّتى گرفته نمیشود، مگر به كيفر گناهانى كه انجام داده اند، زيرا خداوند بر بندگان خود ستم روا نمى دارد و اگر مردم به هنگام نزول بلاها و گرفتاریها، و زوال نعمت ها، با صدق نيّت در پيشگاه خدا زارى كنند، و با قلبهاى آگنده از محبّت الهی درخواست عفو نمايند؛ از دست رفتهها، باز خواهد گشت، و فسادها اصلاح خواهد شد.
پیش نیاز مبارزه و جهاد
این پیش نیاز، ارتباط با خالق هستی در میانه کارزار سخت و طاقت فرسا است و یک امر ضرورت و لازم به حساب میآید. نگاهی به آیات قرآن کریم این حقیقت را ثابت میکند خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم قبل از فرمان جهاد، شرط پشتیبانی و حمایت خود را ایمان رزمندگان دانسته و میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یدَافعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»[14] خداوند عزّ و جلّ مدافع و پشتیبان کسانی است ایمان آوردهاند.
خداوند عزّ و جلّ، در میان کارزار سخت و طاقت فرسا، تنها نیروی کارساز، را صبر و نماز دانسته و آن را شاه بیت ارتباط با خالق هستی معرفی میکند و میفرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»[15] اى کسانى که ایمان آوردهاند، از شکیبایى و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است.
خداوند جلّ و علا، ارتباط با خالق هستی را رمز نزول نیروهای غیبی و رهایی از ترس و حزن و اندوه در میان کارزار دانسته و میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِکةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کنْتُمْ تُوعَدُونَ»[16] بر آنان که گفتند: پروردگار ما اللّه است و پایدارى ورزیدند، فرشتگان فرود مىآیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتى که به شما وعده داده شده بشارت است.
بر همین اساس است که وقتی سپاه طالوت، در معرکهی نبرد، با لشکر جالوت، روبرو شدند، دست به دعا برداشتند و گفتند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَینَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ»[17] پروردگارا، بر دلهاى ما شكیبایى فرو آر و گامهاى ما را استوار ساز و ما را بر گروه كافران پیروز فرما.
یا اصحاب کهف در هنگام قیام بر علیه طاغوت زمان، دست به دعا برداشتند و گفتند: «إِذْ أَوَى الْفِتْیةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَیئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا»[18] آنگاه که آن جوانمردان در غار کوه پنهان شدند، از درگاه خدا مسئلت کردند و گفتند: پروردگار از جانب خود به ما رحمتى بخش و كار ما را به سامان رسان.
یا هنگام طوفان نوح و حرکت کشتی، خداوند منان به حضرت نوح علیه السلام دستور میدهد با دعا حرکت نمایید: «فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»[19] پس هنگامی که با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از چنگ قوم ستمکاران نجات داد و بگو: پروردگارا، مرا در منزلگاهی پربرکت فرود آر، که تو بهترین فرودآورندگانی.
یا هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام به دستور خداوند تبارک و تعالی، خانواده خود را در سرزمین حجاز برای اقامه دین و راه و رسم توحید، اسکان داد، دست به دعا برداشت و فرمود: «رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ»[20] پروردگارا، من برخی از اعضای خانوادهام را در سرزمین بیآب و علفی، در کنار خانهای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را به پا دارند، تو دلهای مردمان را متوجّه آنها ساز و از انواع محصولات به آنها روزی ده باشد که شکر تو به جای آرند.
یا خداوند تبارک و تعالی وقتی به حضرت موسی علیه السلام فرمان قیام در برابر فرعون را صادر کرد و فرمود: «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى»[21] حضرت موسی علیه السلام دست به دعا برداشت و فرمود: «قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یفْقَهُوا قَوْلِی»[22] گفت پروردگارا سینهام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان ساز و از زبانم گره بگشاى.
یا وقتی خداوند جل و علا پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را برای مبارزه با جاهلیت و بت پرستی مبعوث کرد، فرمان داد تا با ارتباط با خالق هستی خود را آماده کند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ. قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا. نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا. أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا. إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»[23] به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی. ای جامه بر خود پیچیده!. شب را جز اندکی برای عبادت برخیز. نصف شب یا اندکی ازنصف بکاه. یا مقداری بر نصف بیفزا، و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان. به یقین ما به زودی مأموریت سنگین بر دوش تو خواهیم گذاشت.
یا قرآن کریم در توصیف پیامبر و اصحاب، شرط سرسختی در برابر دشمنان و مهربانی در برابر یکدیگر را ارتباط تنگاتنگ با خالق هستی و تقویت بنیه و توان معنوی میداند آن جایی که میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ»[24] محمّد فرستادهی خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانهی آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.
یا حضرت امام حسین علیه السلام در ابتدای نهضت در کنار قبر پیامبر گرامی، با خداوند تبارک و تعالی به مناجات پرداخت و فرمود: «اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِیک مُحَمَّدٍ صَلَّى الله عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّم وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِیک وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلامْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ. اَللّهُمَّ اِنی اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْکرُ الْمُنْکرَ وأسألُک یا ذَاالْجَلالِ وَالاْ کرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِیهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَک رِضىً وَلِرَسُولِک رِضىً»[25] خدایا! این قبر پیامبر تو محمد است و من فرزند دختر پیامبر تو هستم و براى من پیش آمدى رخ داده است که خود مىدانى. خدایا! من معروف و نیکى را دوست دارم و از بدى و منکر بیزارم، اى خداى ذوالجلال و الاکرام به احترام این قبر و کسى که در میان آن آرمیده است از تو میخواهم راهى را پیش روى من گذارى که سبب خشنودى تو و پیامبر تو است. در ادامه آن بزرگوار تمام شب را به عبادت و مناجات، مشغول میشود.
یا حضرت امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به حضرت ابوالفضل سلام الله علیه فرمود اگر توانستی کار آنان را به فردا موکول کن: «اِرْجِعْ اِلَیهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تؤَخِّرَهُمْ اِلی غُدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیةَ نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ فَهُو یعلَمُ اَنِّی اُحِبُّ الصَّلوةَ وَتِلاوَةَ کتابِهِ وَکثْرَةَ الدُّعاءِ وَاْلاسْتِغْفارِ»[26] به سوی آنان بازگرد و اگر توانستی کار آنان را به فردا موکول کن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم؛ زیرا خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقهی شدید دارم.
یا حضرت امام حسین در میان صدها سفارش، به حضرت زینب کبری سلام الله علیها سفارش میکند و میفرماید: «یا اُخْتِی لاتَنْسِینِی فِی نَافِلَةِ الَّلیل»[27] خواهرم مرا در نماز شب فراموش نکن.
یا حضرت امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات در گودی قتلگاه با خدای خود مناجات میکند و میفرماید: «اَللّهُمَّ! مُتَعالِی الْمَکانِ، عَظیمَ الْجَبَرُوتِ، شَدیدَ الِْمحالِ، غَنِی عَنِ الْخَلائِقِ، عَریضُ الْکبْرِیاءِ، قادِرٌ عَلی ما تَشاءُ، قَریبُ الرَّحْمَةِ، صادِقُ الْوَعْدِ، سابِغُ النِّعْمَةِ، حَسَنُ الْبَلاءِ، قَریبٌ إِذا دُعیتَ، مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ، قابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تابَ إِلَیک، قادِرٌ عَلی ما أَرَدْتَ، وَ مُدْرِک ما طَلَبْتَ، وَ شَکورٌ إِذا شُکرْتَ، وَ ذَکورٌ إِذا ذُکرْتَ، أَدْعُوک مُحْتاجاً، وَ أَرْغَبُ إِلَیک فَقیراً، وَ أَفْزَعُ إِلَیک خائِفاً، وَ أَبْکی إِلَیک مَکرُوباً، وَ اَسْتَعینُ بِک ضَعیفاً، وَ أَتَوَکلُ عَلَیک کافِیاً، أُحْکمْ بَینَنا وَ بَینَ قَوْمِنا، فَإِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوا بِنا وَ قَتَلُونا، وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نِبَیک، وَ وَلَدُ حَبیبِک مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ، اَلَّذی اصْطَفَیتَهُ بِالرِّسالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلی وَحْیک، فَاجْعَلْ لَنا مِنْ أَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ»[28] خداوندا ای بلند جایگاه! بزرگ جبروت! سخت توانمند! بی نیاز از مخلوقات! صاحب کبریایی گسترده! بر هر چه خواهی قادری! رحمتت نزدیک! پیمانت درست! دارای نعمت سرشار! بلایت نیکو! هر گاه تو را بخوانند نزدیکی! بر آفریده ها احاطه داری! توبه پذیر توبه کنندگانی! بر هر چه اراده کنی توانایی! و به هر چه بخوانی می رسی! چون سپاست گویند سپاسگزاری! و چون یادت کنند یادشان می کنی! حاجتمندانه تو را می خوانم و نیازمندانه به تو مشتاقم و هراسانه به تو پناه می برم و با حال حزن به درگاه تو می گریم و ناتوانمندانه از تو یاری می طلبم تنها بر تو توکل می کنم، میان ما و این قوم حکم فرما! اینان به ما نیرنگ زدند، ما را تنها گذارده، بی وفایی کردند و به کشتن ما برخاستند.. ما خاندان پیامبر و فرزندان حبیب تو محمّد بن عبدالله(صلی الله علیه وآله) هستیم، همو که او را به پیامبری برگزیدی و بر وحی ات امین ساختی. پس در کار ما گشایش و برون رفتی قرار ده، به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.
و در ادامه میفرماید: «صَبْراً عَلی قَضائِک یا رَبِّ لا إِلهَ سِواک، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، مالِی رَبٌّ سِواک، َ لا مَعْبُودٌ غَیرُک، صَبْراً عَلی حُکمِک یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحْیی الْمَوْتی، یا قائِماً عَلی کلِّ نَفْس بِما کسَبَتْ، اُحْکمْ بَینی وَ بَینَهُمْ وَ أَنْتَ خَیرُ الْحاکمینَ»[29] پروردگارا! بر قضا و قدرت شکیبایی میورزم، معبودی جز تو نیست، ای فریادرس دادخواهان! پروردگاری جز تو و معبودی غیر از تو برای من نیست. بر حکم تو صبر می کنم ای فریادرس کسی که فریاد رسی ندارد! ای همیشه ای که پایان ناپذیر است! ای زنده کننده مردگان! ای برپا دارنده هر کس با آنچه که به دست آورده! میان ما و اینان داوری کن که تو بهترین داورانی.
آری حضرت امام حسین علیه السلام از ابتدای نهضت تا انتهای نهضت این ارتباط با خالق هستی را حفظ کرد و به همگان آن را نشان داد. آن بزرگوار نهضت را با مناجات با حضرت حق در مسجد النبی آغاز کرد و در شب عاشورا آن را نمایان ساخت و در گودی قتلگاه آن را امضا نمود. بر همین اساس، در میان همهی صفات برجسته آن بزرگوار دارد، در زیارت آن بزرگوار تنها اقامهی نماز که شاه بیت ارتباط با خالق هستی است بیش از همه صفات نمایان است: «اَشْهَدُ اَنَّک قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ»[30] شهادت میدهم که تو نماز را اقامه کردی. به یقین عظمت و شکوه نهضت اباعبدالله الحسین علیه السلام، نه به خاطر مظلومیت یا چکاچک شمشیرها بود، بلکه به خاطر بعد معنوی قیام آن بزرگوار است.
و باز بر همین اساس است که سه امامی که بیشتر از دیگر ائمه درگیر مبارزه بودند، بیشترین دعا صادر شده است؟ مولیالموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام و دعای بلند کمیل، امام حسین علیه السلام و دعای بلند عرفه و امام سجاد علیه السلام و دعای بلند ابوحمزه و صحیفه سجادیه.
برکات ارتباط عمیق با خالق هستی
رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله، نگرانیهای بسیاری دارد چرا که آسیبها و آفتهای بسیاری آنان را تهدید میکند، سستی، کم آوردن، انحراف، شکست، بی اثر و ثمر شدن و ناچیز جلوهگر شدن مبارزه و جهاد بخشی از آن است و ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی به خداوند تبارک و تعالی، نگرانیها و تهدیدهای رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله را برطرف کرده و برکات زیادی برای آنها دارد که به برخی از آن اشاره میشود:
1. تضمین استحکام و دوری از سستی
یکی از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی، تضمین استحکام و دوری از سستی است. ارتباط عمیق با خالق هستی، تضمین کنندهی استحکام و اقتدار نیروهایی است که میخواهند حماسه بیافرینند و میخواهند همیشه در مقابل ظلم و ستم مبارزه کنند. ارتباط عمیق با خالق هستی، نیروها را محکم و استوار کرده و سستی در میدان نبرد را از آنان دور میکند و به عبارتی یک نوع چاره جویی برای جلوگیری از سستی و کم آوردن در جهاد و مبارزه است.
2. حفظ در مسیر هدف و دوری از انحراف
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی، حفظ در مسیر هدف و دوری از انحراف است. توسّل قلبی به خداوند، رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله را در مسیر حق و حقیقت و در مسیر هدف عالی خود حفظ میکند و به عبارتی یک نوع چاره جویی برای جلوگیری از انحراف است.
3. تضمین پیروزی و دوری از شکست
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی، تضمین پیروزی و جلوگیری از شکست است. ارتباط عمیق با خالق هستی، رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله را از شکست و آسیب پذیری در مقابل دشمن حفظ میکند و در حقیقت پیروزی در جهاد، مخلوق معنویت و عرفان است، نه چکاچک شمشیرها.
4. ماندگاری و اثرگذاری جهاد
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی، پر ثمر، ماندگار و اثرگذار بودن مبارزه و جهاد برای آیندگان است. اثرگذار و ماندگاری نهضت و قیام، آفریدهی توسّل و فناء فیالله و ثمرهی محو در معشوق شدن است. ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله به خداوند تبارک و تعالی، نهضت را پرثمر، قیام را اثرگذار و مبارزه را ماندگار میکند.
5. شکوه و عظمت جهاد
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی، جلوهگری شکوه و عظمت مبارزه و جهاد است. ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله به خداوند تبارک و تعالی؛ جهاد و شهادت را با عظمت، جلوهگر میکند و به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی، شکوه و عظمت جهاد و شهادت، آفریدهی توسّل و فناء فیالله و محو در معشوق شدن است. آن چه ماجرای عاشورا را با عظمت و پُرشکوه کرده است؛ همین ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی به خداوند است.
آری هرچه عرفان و معنویت قویتر و عمیقتر باشد، جهاد در مقابل دشمنان کارسازتر و شهادت در راه خدا پر ثمرتر است و هر چه درگیری بیشتر و مبارزه نفس گیرتر، دعا، مناجات و ارتباط با خالق هستی، باید بیشتر، عمیقتر و لازمتر باشد.
منابع و پاورقیهای مقاله:
1. اعراف/ 96 ↩
2. انفال/ 29 ↩
3. بقره/ 282 ↩
4. طلاق/ 2 و 3 ↩
5. مائده/ 66 ↩
6. مائده/ 68 ↩
7. جن/ 16 ↩
8. محمد/ 7 ↩
9. عنکبوت/ 69 ↩
10. انفال/ 9 ↩
11. اعراف/ 128 ↩
12. کلام ۲۴۳ نهجالبلاغه ↩
13. خطبه ۱۷۸ نهج البلاغه ↩
14. حج/ 38 ↩
15. بقره/ 153 ↩
16. فصلت/ 30 ↩
17. بقره/ 250 ↩
18. کهف/ 10 ↩
19. مؤمنون/ 28 و 29 ↩
20. ابراهیم/ 37 ↩
21. طه/ 24 ↩
22. طه/ 25 – 28 ↩
23. مزمل/ 1 – 5 ↩
24. فتح/ 29 ↩
25. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۸ ↩
26. بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۹۲ ↩
27. وفیات الائمه، ص441 ↩
28. مصباح المتهجّد، ص 827 ↩
29. ینابیع المودّة، ج ۲، ص ۴۱۸ ↩
30. المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص423 ↩





دیدگاهتان را بنویسید