
اين خطبه مشتمل بر هفت فرمان نظامی است: در فرمان نظامی اوّل يک دستور کلّی در باره مقاومت در ميدان نبرد می دهد و سپس در پنج فرمان نظامی ديگر انگشت روی جزئيات و ريزه کاريها و اموری که تأثير در استقامت و پيروزی دارد می گذارد و در هفتمين و آخرين فرمان نظامی، توجّه به پروردگار و توکل بر ذات پاک او و اين که پيروزی در هر حال از سوی اوست را مطرح می فرمايد تا با قدرت و قوّت ايمان، مشکلات و سختيهای جنگ قابل تحمّل شود و روحيّه نبرد در حدّ اعلی برای مبارزه با دشمن قرار گيرد./
حضرت امیر علیه السلام در جنگ جمل در قالب یک دستورالعمل نظامی، رموز مهمّی از فنون جنگآوری را هنگام اعطای پرچم به فرزندش محمد حنفيّه بیان میفرماید که از نظر روانی و جسمی در يک سرباز اثر میگذارد و او را شجاع و آماده برای پيکار میکند.
فرمان حضرت امیر علیه السلام به محمد حنفيّه: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَی نَاجِذِك، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَك، تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَك، ارْمِ بِبَصَرِك أَقْصَی الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَك، وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ»[1].
«تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ» هنگامه کارزار، اگر کوهها از جای کنده شوند تو ثابت و استوار باش.
«عَضَّ عَلَی نَاجِذِك» دندان ها را برهم بفشار.
«أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَك» جمجمهات را به خدا بسپار.
«تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَك» پایت را محکم بر زمين بکوب.
«ارْمِ بِبَصَرِك أَقْصَی الْقَوْمِ» نگاهت را به صفوف پايانی لشکر دشمن بینداز.
«وَ غُضَّ بَصَرَك» چشم از فراوانی دشمن بپوش.
«وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ» و بدان که پيروزی از جانب خدای سبحان است.
اين خطبه مشتمل بر هفت فرمان نظامی است: در فرمان نظامی اوّل يک دستور کلّی در باره مقاومت در ميدان نبرد می دهد و سپس در پنج فرمان نظامی ديگر انگشت روی جزئيات و ريزه کاريها و اموری که تأثير در استقامت و پيروزی دارد می گذارد و در هفتمين و آخرين فرمان نظامی، توجّه به پروردگار و توکل بر ذات پاک او و اين که پيروزی در هر حال از سوی اوست را مطرح می فرمايد تا با قدرت و قوّت ايمان، مشکلات و سختيهای جنگ قابل تحمّل شود و روحيّه نبرد در حدّ اعلی برای مبارزه با دشمن قرار گيرد.
همچون کوه استوار باش
حضرت امیر علیه السلام در سوّمين فرمان نظامی میفرماید: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ» اگر کوه ها از جای کنده شوند تو ثابت و استوار باش.
در واقع مهمترين مسأله در ميدان جنگ، مسأله استقامت و پايمردی است که رسيدن به پيروزی بدون آن غير ممکن است حضرت امام عليه السلام نيز در آغاز، روی همين مسأله انگشت می گذارد. اين جمله می تواند اشاره ای به مضمون حديث معروفی باشد که درباره مؤمن نقل شده است که میفرمايد: «اَلْمُؤمِنُ کَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّکُهُ الْعَواصِفُ»[2] فرد با ايمان همچون کوه پابرجاست که طوفانها و تندبادها آن را تکان نمی دهد.
در حديث ديگری از پيامبر اکرم(صلی الله عليه وآله وسلم) می خوانيم: «اَلْمُؤمِنُ اَشَدُّ فِی دينِهِ مِنَ الْجِبالِ الرّاسِيَةِ وَ ذلِکَ اَنَّ الْجَبَلَ قَدْ يُنْحَتُ مِنْهُ وَ الْمُؤمِنُ لا يَقُدِرُ اَحَد عَلی اَنْ يَنْحَتَ مرنْ دينِهِ شَيْئاً»[3] مؤمن، در دينش از کوه های پابرجا محکمتر است! چرا که کوه را گاهی می تراشند، ولی از دين مؤمن چيزی کم و تراشيده نمی شود»
دندانهایت را برهم بفشار
سپس از اين دستور کلی فراتر رفته و به جزئيات مؤثر و کار ساز است می پردازد و در دوّمين فرمان نظامی میفرماید: «عَضَّ عَلَی نَاجِذِك» دندان ها را برهم بفشار.
فشار آوردن روی دندانها دو فايده دارد: نخست اين که ترس و وحشت را زايل می کند و به همين دليل هنگامی که انسان از ترس بلرزد اگر دندانها را محکم بر هم بفشارد لرزش او ساکت يا کم می شود و ديگر اين که استخوانهای سر را محکم نگاه می دارد و در برابر ضربات دشمن آسيب پذیری را کم میکند.
شبيه اين معنا در خطبه ديگری از «نهج البلاغه» آمده است آن جا که می فرمايد: «وَ عَضُّوا عَلَی الاَضْراسِ فَاِنَّهُ اَنْبی لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهامِّ»[4] دندانها را روی هم فشار دهيد که اين کار تأثير شمشير را بر سر کمتر می کند».
جمجمهات را به خدا بسپار
حضرت امیر علیه السلام در سوّمين فرمان نظامی میفرماید: «أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَك» جمجمهات را به خدا بسپار.
این فرمان نظامی اشاره به اين حقیقت است که آماده ايثار، جانبازی و شهادت در راه خدا باش که اين آمادگی و نترسیدن از مرگ، مايه شجاعت و شهامت و پايمردی است! بعضی از شارحان «نهج البلاغه» از اين جمله، پيشگويی و بشارت نسبت به سرنوشت «محمّد بن حنفيّه» در ميدان جنگ «جمل» استفاده کرده اند داير بر اين که تو از اين ميدان سالم برون خواهی آمد چرا که در مفهوم عاريت، باز پس گرفتن نهفته شده است.
پایت را محکم بر زمین بکوب
حضرت امیر علیه السلام در چهارمین فرمان نظامی میفرماید: «تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَك» پایت را محکم بر زمين بکوب.
این فرمان اشاره به اين حقیقت دارد که هرگز فکر عقب نشينی و فرار از ميدان در سر نپروران و در برابر دشمن ثابت قدم باش! همان گونه که قرآن مجيد به مؤمنان دستور می دهد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اِذا لَقيتُمْ فِئَة فَاثْبِتُوا»[5] ای کسانی که ايمان آورده ايد هنگامی که در ميدان نبرد با گروهی روبه رو می شويد ثابت قدم باشيد».
تفاوت اين جمله با جمله اوّل ممکن است در اين بوده باشد که جمله اوّل عدم تزلزل در فکر و روحيه را بيان می کند و جمله اخير عدم تزلزل ظاهری و جسمانی و عقب نشينی نکردن را در نظر دارد.
حضرت امیر علیه السلام در پنجمین فرمان نظامی میفرماید: «ارْمِ بِبَصَرِك أَقْصَی الْقَوْمِ» نگاهت را به صفوف پايانی لشکر دشمن بینداز.
اين فرمان نظامی به این حقیقت اشاره دارد که به تمام ميدان و لشکر دشمن احاطه پيدا کند و آرايش جنگی را در همه جای ميدان زير نظر بگيرد و از کم و کيف آن آگاه شود و محاسبات تهاجمی يا دفاعی خويش را بر اساس آرایش دشمن تنظیم کن.
چشم از فراوانی دشمن بپوش
حضرت امیر علیه السلام در ششمین فرمان نظامی میفرماید: «وَ غُضَّ بَصَرَك» چشم از فراوانی دشمن بپوش.
اين فرمان نظامی به این حقیقت اشاره دارد که بعد از آن که تمام لشکر و جوانب ميدان را در نظر گرفتی، مواظب باش فراوانی دشمن تو را نترساند و به خود مشغول نکند. این جمله کنایه از این است که بیواهمه و بیتوجهی به کثرت نفرات و تجهيزات، و بر دشمن بتاز.
حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر میفرماید: «وَغُضُّوا الاَبْصارَ فَاِنَّهُ اَرْبَطُ لِلْجَاْشِ وَ اَسْکَنُ لِلْقُلُوبِ»[6] چشمهای خود را فرو گيريد تا قلب شما قويتر و روح شما آرامتر باشد».
حضرت امیر علیه السلام در هفتمین فرمان نظامی میفرماید: «وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ» و بدان که پيروزی از جانب خدای سبحان است.
حضرت امیر در این فرمان نظامی به يک نکته بسيار مهم و اساسی که جنبه معنوی و روحانی دارد و مايه قوّت نفوس و آرامش خاطر میباشد، اشاره کرده و تفهیم میکند که تنها اسباب و مقدّمات از نظر ظاهر به حساب می آيد، آنچه مهم است اراده خداست که پيروزی و نصرت از آن سرچشمه می گيرد پس بر او دل ببند و به او تکيه کن و موفقيّت نهايی را از او بخواه که او بر هر چيزی قادر و تواناست و نسبت به بندگان با ايمان و مجاهد، رحيم و مهربان است، همان گونه که در قرآن مجيد نيز می خوانيم: «وَ مَا النَّصُرُ اِلاّ مِنْ عِنْدِاللهِ الْعَزيزِ الْحَکيم»[7] پيروزی، تنها از سوی خداوند عزيز و حکيم است».
[1]. نهج البلاغه خطبه 11.
[2]. بحارالأنوار،ج۳۹،ص۳۵۱.
[3]. سفينة البحار، ماده امن.
[4]. نهج البلاغه، خطبه 124.
[5]. سوره انفال، آيه 45.
[6]. نهج البلاغه، خطبه 124.
[7]. سوره آل عمران ـ آيه 126.





دیدگاهتان را بنویسید