
«حجاب و پوشش» برای حفظ کرامت و ارزش، جایگاه و موقعیت، آرامش روحی و روانی و برای امنیت بانوان است. «حجاب و پوشش» برای تحکیم خانواده و استواری جامعه است. در اسلام «حجاب» برای کناره گیری از اجتماع و پرده نشینی و بیرون نرفتن از خانه و زندانی زن در خانه نیست، بلکه برای جلوگیری از آسیب به خانه، خانواده و جامعه است که به بعضی از آن اشاره میشود./
جستاری در باره حجاب و پوشش شایسته
«حجاب و پوشش شایسته» یکی از مسائل پذیرفته ایرانیان قدیم و بعضی از اقوام و ملل جهان است که از دیر باز در میان آنان رواج داشته است. ویل دورانت در کتاب «تاریخ تمدن» به بسیاری از موارد آن اشاره و تصریح کرده است و این مقاله در دو مقدمه و دو بخش به صورت خلاصه، مطالب ضروری در باره «حجاب و پوشش شایسته» ارائه میدهد:
مقدمه اوّل: حجاب و پوشش شایسته در اسلام
«حجاب و پوشش شایسته» در دین مبین اسلام یک امر مقدس شمرده شده و در قرآن کریم به فلسفه، غایت و ضرورت «حجاب و عفاف» و بر رعایت آن تأکید فراوان شده است.
در سوره نور آمده است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ»[1] به مردان مؤمن بگو چشمهای خود را از نگاه آلوده ببندند و دامان خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزهتر است، خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است
و در آیه بعدی آمده است: «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[2] و زنان مؤمن بگو چشمهای خود را از نگاه ناروا بپوشانند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود، جز آن مقدار که نمایان است، را بر بیگانه آشکار نسازند و اطراف روسریهای را بر سینه خود افکنند تا گردن و سینه پوشانده شود و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادران و پسران خواهران خود یا زنان هم کیش یا کنیزان یا مردان سفیه که رغبت به زنان ندارند یا یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را محکم به زمین نزنند تا صدا دهد و زینتهای پنهان آنان نمایان شود و ای اهل ایمان، همگی بسوی خدا بازگردید، تا رستگار شوید.
و در سوره احزاب آمده است: «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا»[3] ای پیامبر به همسران و دختران و زنان مؤمنان بگو: با چادر خود را بپوشانند، این کار برای این که آنان به « به عفّت و نجابت» شناخته و مورد تعرض هوس رانان و آزار بوالهوسان قرار نگیرند بهتر است و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند که خدا در حق خلق، بسیار آمرزنده و مهربان است.
و همچنین در سوره احزاب آمده است: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا»[4] پس در گفتار خود، پسندیده و شایسته سخن گویید و چون عادت زنان است، در گفتار، عشوهگری و طنّازی، نداشته باشید تا کسی که دل او بیمار طمع کند. و باز در سوره احزاب آمده است: «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ»[5] با خودآرایی خود نمایی نکنید.
در این آیات، چند دستور است
دستور اوّل مربوط به «نگاه»: مردان و زنان از نگاه آلوده (خیره شدن به نامحرم و چشم چرانی) به شدت پرهیز کنند. (همه چیز از نگاه آلوده شروع میشود)
دستور دوّم مربوط به «عفاف»: مردان و زنان عفت خود را حفظ کنند و در برابر تمالات جنسی، دامان خود را پاک نگاه دارند و آلوده نسازند.
دستور سوّم مربوط به «حجاب و پوشش»: زنان با انداختن روسری روی سینه،«گردن و زینتهایشان» را پنهان کنند و با چادر یا لباس بلند، خود را بپوشانند (منظور آن است که پستی و بلندی بدن را به بیکانه نشان ندهند)
دستور چهارم مربوط به «گفتار، رفتار و حرکات»: هنگام راه رفتن پاهای خود را محکم به زمین نزنند تا صدا دهد و زینتهایشان نمایان شود (منظور آن است که از گفتار، رفتار و حرکات تحریک آمیز از قبیل خودنمایی، جلوهگری، عشوهگری، طنّازی، دلربایی و حرکات مهیج به شدت بپرهیزند)
همه این دستورات حکایت از جایگاه بلند و تأثیر گذار «عفاف و حجاب» دارد و این که بیحجابی و گسترش برهنگی در کشورهای اسلامی، به یکی از ابزارهای مهم بیگانگان در سیطره بر آن کشورها تبدیل شده حکایت از همین جایگاه رفیع و مؤثر دارد.
مقدمه دوّم: آثار «حجاب و پوشش شایسته»
«حجاب و پوشش شایسته» تنها یک واژه نیست، بلکه یک فرهنگ است که با حیات مردم آمیخته شده است و یک سرمایه اجتماعی به حساب میآید که حکایت از هویت ارزشمند و قدرتمند دینی، ملی و انقلابی بانوان میکند.
پرچمِ شرافت، عزت و صلابت بانوی مسلمان است؛
نماد نجابت و عفت، کرامت و پاکدامنی بانوی مسلمان است؛
نشان وقار و شخصیت و هویت بانوی مسلمان است؛
نشان غیرت و صلابت مرد مسلمان است؛
حکایت از دین داری و مسئولیت پذیری مسلمانان در برابر جامعه و آیندگان دارد.
«حجاب و پوشش شایسته»
در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی نظامی، نقش بسزایی دارد.
احیا کننده ارزشها و تضمین کننده رشد و تعالی افراد جامعه است؛
تأمین کننده امنیت و آرامش روحی و روانی بانوان است؛
تقویتِ کننده طهارت و پاکدامنی بانوان است؛
تظمین کننده تقوا و دینداری و فلاح و رستگاری است؛
حافظ کیان خانواده و سبب استحکام خانوادگی و استواری جامعه است؛
سنگر و حریم برای صیانت از جایگاه بانوان و دوری از هر خطر، آسیب و آلودگی است.
بخش اوّل: فلسفه پوشش و حجاب
«حجاب و پوشش شایسته» برای حفظ کرامت و ارزش و برای حفظ جایگاه و موقعیت بانوان است و همچنین برای آرامش روحی و روانی و برای حفظ امنیت بانوان است. «حجاب و پوشش» برای تحکیم خانواده و استواری جامعه است. در اسلام «حجاب» برای کناره گیری از اجتماع و پرده نشینی و بیرون نرفتن از خانه و زندانی زن در خانه نیست، بلکه برای جلوگیری از آسیب به فرد و جامعه است که به بعضی از آن اشاره میشود.
- حفظ کرامت و ارزش
یکی از فلسفههای «حجاب و پوشش شایسته»، حفظ «کرامت زن» و حفظ «ارزش والای زن» است و برای «رشد و تعالی زن» ضرورت یافته است. زن به عنوان یک انسان، از کرامت ذاتی برخوردار است، همان گونه که خداوند جلّ و علا در قرآن کریم میفرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ … وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا»[6] و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم … و آنان را بر بسیاری از موجوداتی برتری بخشیدیم. حفظ این کرامت و برتری ذاتی، به اراده و تلاش افراد بستگی دارد و الّا «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ»[7] آنان را به پستترين مرتبه باز خواهیم گرداند.
حفظ «کرامت زن» و «ارزش والای زن» و «رشد و تعالی زن» به حفظ «حجاب» است. در حقیقت شخصیت زن، به رفتار عفیفانه و نجیبانه است نه به خودنمایی، جلوهگری، عشوهگری، طنّازی، دلربایی و جاذبههای جنسی، چرا که زن نه کالا و نه ابزار عیاشی است.
رعایت «حجاب» زن، نشان شایستگی و کمالات و نشان منزلت والای و شخصیت ارزشمند او است.آنگاه که زن با «حجاب و پوشش شایسته» در جامعه ظاهر میشود، به عنوان یک بانوی محترم، با وقار و با شخصیت و به عنوان یک بانوی نجیب، عفیف، پاکدامن، شناخته میشود و از این طریق هم عفت و پاکدامنی خود را حفظ میکند و هم کرامت، ارزش و حرمت او حفظ میگردد. دیگر کسی به او به عنوان کالا یا ابزار عیاشی نگاه نمیکند، دیگر کسی به او به عنوان هرزه و آلوده دامن، به او نگاه نمیکند و در نتیجه از تیر نگاه اراذل و اوباش و مردان هرزه در امان میماند. بدین سبب خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم «حجاب و عفاف» را سبب پاکی و حفظ از آلودگیها ذکر کرده و میفرماید: «ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ»[8] این برای آنان پاکیزهتر است.
- حفظ امنیت
یکی دیگر از فلسفههای «حجاب و پوشش شایسته»، «حفظ امنیت» است. آنگاه که زن با «حجاب و پوشش شایسته» در جامعه ظاهر میشود، به عنوان یک بانوی محترم و با شخصیت، از چشم چرانی و نگاههای آلوده و تعرض بوالهوسان و آدمهای هرزه در امان بوده و از هر تجاوزی مصون خواهند ماند اما خانمی که با خودنمایی، جلوهگری میکند و با عشوهگری، دلربایی میکند و با طنّازی و حرکات مهیج، موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم میکند و غریزه جنسی و سرکش مردان را شعلهور میسازد؛ به یقین امنیت نخواهد داشت و همواره مورد تعرض چشم چرانی و نگاههای آلوده بوالهوسان خواهد بود. آیا خانمهای بیحجاب، بیشتر از تعرض بوالهوسان مصون هستند یا بانوان با «حجاب» مصونترند؟ خداوند تبارک و تعالی در این زمینه میفرماید: «ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ»[9] آری بانوان با «حجاب و پوشش شایسته» وقار و حشمت پیدا کرده و از تعرض مردان هوسران و آزار بوالهوسان و نگاه هزرهی مردان مصون میدارد.
- حفظ جایگاه و موقعیت
مرد از نظر جسمی و روحی بر زن تفوق دارد و زن در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، از این رو زن با «حجاب» و با «حجاب و پوشش شایسته» و با «عفاف و وقار»، موقعیت خود را حفظ کرده و هم سنگ مرد میشود. زن هر اندازه متینتر و با وقارتر و عفیفتر باشد و خود را در معرض نمایش نگذارد، بر احترامش افزده شده و جایگاه و موقعیتش حفظ میشود. وقتی زن خود را در برابر مرد ضعیف دید، همانطور که متوسل به زیور و خود آرایی میشود تا از آن راه، قلب مرد را تصاحب کند؛ متوسل به دورنگه داشتن خود از دسترس مردان کرده تا از این راه موقعیت خود را حفظ کند. «حجاب و پوشش شایسته» تدبیری است که بانوان برای بالابردن و برای گرانبها کردن و برای حفظ جایگاه و موقعیت خود در برابر مردان به کار میگیرند.
- آرامش روحی و روانی
یکی از فلسفههای «حجاب و پوشش شایسته»، «آرامش روحی و روانی» است. غریزه جنسی غریزهای نیرومند، عطشناک و سرکش است، هرچه بیشتر اطاعت شود سرکشتر میگردد، همچون آتش است که هرچه به آن بیشتر خوراک بدهند شعلهورتر میشود و از آن جایی که عطش غریزه جنسی، نامحدودو بینهایت است و تقاضای آرزوهای نامحدود و بینهایت، انجام نشدنی است؛ همیشه مقرون به نوعی احساس محرومیت است و این محرومیت به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی میشود.
میل به خودنمایی و خودآرایی زنان و تصاحب دل مردان، مرد را شکار و زن را شکارچی کرده و میل به تصاحب جسم و تن، زن را شکار و مرد را شکارچی کرده است و این درگیری همواره آرامش روحی و روانی جامعه را تهدید میکند و حریم قرار دادن میان زن و مرد این هیجانها و التهابهای جنسی را محدود کرده و به آرامش جامعه کمک میکند. بر این اساس اسلام دستور داده است که زن بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و از جلوهگری، عشوهگری، طنّازی و دلربایی در اجتماع بپرهیزد و به هیچ وجه با حرکات مهیج، موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم نسازند و حتی برای آرامش روحی و روانی بیشتر، دستور است که زن و مرد نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند، نباید نگاههای شهوت آلود به یکدیگر داشته باشند، نباید به یک دیگر خیره شوند و نباید چشم چرانی کنند.
- تحکیم خانواده
یکی دیگر از فلسفههای «حجاب و پوشش شایسته»، «تحکیم خانواده» است. شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانواده و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و برای آن باید نهایت تلاش و کوشش را بکار بست، و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد و به حال زندگی خانوادگی زیان بار باشد؛ باید به شدت از آن پرهیز کرد.
اختصاص یافتن استمتاع و تلذذهای جنسی به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع و پیوند زن و شوهری را محکم ساخته و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر میشود. آنگاه که زوجین از هرگونه استمتاع از غیر همسر یا همسران قانونی چشم بپوشند، مرد چشم به زن دیگر نداشته باشد و زن نیز درصدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد و اصل ممنوعیت هر نوع کامیابی جنسی در غیر کادر خانواده حتی قبل از ازدواج رعایت شود؛ پاکترین و صمیمیترین عواطف بین زوجین برقرار شده و کانون خانواده مستحکم میشود.
در مقابل بیحجابی که آزادی کامیابی را در غیر کادر ازدواج، به دنبال دارد؛ سبب میشود تا همسر قانونی به عنوان یک نفر رقیب، مزاحم و زندانبان برای مرد خود به شمار آید و مرد به عنوان یک خیانتکار به زن خود بنگرد. در نتیجه کانون خانوادگی به دشمنی و نفرت تبدیل میشود.
تفاوت جامعهای که در آن «حجاب و پوشش شایسته» حاکم است و روابط جنسی، محدود به محیط خانواده و کادر ازدواج قانونی است با اجتماعی که بیحجابی حاکم و روابط آزاد جنسی در آن رواج دارد در این است که در اجتماع اول، «پیمان ازدواج»، پایان انتظار و محرومیت است «شب زفاف کم از تخت پادشاهی نیست» اما در اجتماع دوم، «پیمان ازدواج»، آغاز محرومیت و محدودیت است که به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه میدهد. علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند، به خاطر همین آزادی کامیابی و کامجویی جنسیِ متأثر از بیحجابی و ولنگاری است که البته عدم مسئولیت پذیری هم چاشنی آن شده است.
- استواری اجتماع
یکی دیگر از فلسفههای «حجاب و پوشش شایسته»، «استواری اجتماع» است. حجاب و محدود کردن تحرکات جنسی به محیط خانواده و به همسر مشروع، جامعه را سالم کرده و بهرهوری در جامعه را افزایش داده و نیروی کار اجتماع را تقویت میکند. به یقین دختری که با پوشش و وقار در کلاس درس حاضر شود، بهتر درس میخواند؟ بهتر به سخن استاد گوش میدهد؟ تا وقتی که با صد قلم آرایش جلوگری کند؟ وقتی در محل کار و فعالیت، خبری از قیافههای محرّک، مهیج، طنّازی و عشوهگری زنان نباشد؛ مردان، بهتر سرگرم کار و فعالیت میشوند تا در محیطی که با قیافههای محرّک و مهیج و عشوهگری روبرو باشند .آری محیط آموزشی با «حجاب و پوشش شایسته» سبب پیشرفت علمی میشود و محیط کار با «حجاب و رفتار شایسته»، میدان فعالیت، رقابت و رونق تولید میگردد.
بخش دوّم: ایرادها و اشکالهای مطرح شده در باره «حجاب و پوشش شایسته»
- مردان نبینند
بعضی از بیجحابها در توجیه بیجحابی خود، میگویند: «مردان نبینند!»
در پاسخ به این گروه باید گفت:
اولاً: تو برای دیده شدن، عشوه گری میکنی، چگونه میگویی مردان مرا نبینند؛
دوماً: مردان برای رفع نیاز اجتماعی، نمیتوانند نبینند، مردان چقدر چشم خود را ببندند؟ یا چه میزان سرشان را به زیر بیندازند؟ این محروم کردن مردان از طبیعیترین حقوق آنان است؛
سوماً: دور ماندن از خطر محیط، سالم سازی محیط است نه محدود کردن طرف مقابل، و به تعبیر دیگر در مبارزه با ناهنجاری، رفتار عقلانی حکم میکند که با علت مقابله شود نه با معلول، آیا کسی میپذیرد و آیا منطقی است که والدین به فرزندان شان اجازه معاشرت با دوست معتاد و فاسد را بدهند و فقط به او بگویند مراقب باش آلوده نشوی؟!
چهارماً: برای خالی کرده شانه، مسئولیت را به گردن دیگران انداخت کار صحیحی نیست، با کوتاهی خود نمیشود تکلیف برای دیگران ایجاد کرد. بله مردان هم وظیفه دارند نگاه نکنند اما این وظیفه رافع مسئولیت زنان نیست. هرکس در حیطه مسئولیت خود وظیفهای دارد که باید به صورت دقیق و صحیح و به هنگام انجام دهد.
- آزادیه
بعضی از بیجحابها در چرایی بیجحابی، میگویند: «آزادیه!» یا به اصطلاح: «موسی به دین خود، عیسی به دین خود» به حجاب همدیگر چکار داریم؟ من به حجاب شما کاری ندارم، شما هم به بیحجابی من کار نداشته باشید!»
در پاسخ به این گروه باید گفت:: حقوق انسانها در فرهنگ همه کشورها بر این پایه استوار است که «انسانها در زندگی اجتماعی، تا آن جایی آزادند که به حقوق دیگران لطمه نزنند» همچنین در فرهنگ دینی، «انسانها در زندگی اجتماعی، تا جایی آزادند که به آزادی یا سعادت دیگران لطمه نزنند»
اگر کسی میخواهند به سعادت نرسند به دلیل «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» آزاد است، اما اجازه ندارند مانع سعادت دیگران شود. در حقیقت «آزادی افراد» نباید «حقوق دیگران» را سلب کند. وقتی فردی به صورت هنجارشکنانه برای دیده شدن، خودنمایی و عشوهگری میکند به یقین «حق آزادی» و رسیدن به «سعادت» دیگران را سلب میکند.
آیا کسی میتواند به بهانه آزادی، مقررات رانندگی را رعایت نکند؟ آیا ملزم کردن راننده به رعایت مقررات رانندگی، سلب آزادی راننده است؟ آیا به بهانه آزادی، میتواند خود را از عمل جراحی ضروری محروم کرد؟ آیا به بهانه آزادی، میتواند سم خورد؟ اگر آزادیه چرا برای خودرو، قفل بس نمیزند؟ چرا برای خانه در و دیوار میگذارند؟ چرا برای تلفن همراه جلد و ترق محافظ گذاشته میشود؟ آیا شخصیت و جایگاه بانوان کمتر و بیاهمیتتر از موارد فوق است؟
- حجاب اجباری نمیخواهیم!
بعضی از بیجحابها در چرایی بیجحابی، میگویند: «حجاب اجباری نمیخواهیم!» در پاسخ به این گروه باید گفت: همان طور که حکومت وظیفه دارد اجازه ندهد مواد غذایی آلوده در جامعه توزیع شود، چون سلامت افراد جامعه را تهدید میکند، ضمن کار نداشتن به زندگی شخصی افراد، وظیفه دارد اجازه ندهد، فضای عمومی جامعه لطمه بخورد، چرا که بیحجابی به «آزادی و سعادت» دیگران لطمه میزند.
- مگر بیحجاب چه ضرری دارد؟
بعضی از بیجحابها در چرایی بیجحابی، میگویند: «مگر بیحجاب چه ضرری دارد؟!».
در پاسخ به این گروه باید گفت:: جامعه از مجموع خانواده تشکیل میشود و جامعهای سالم و قوی است که از جمع خانوادههای سالم و قوی تشکیل شده باشد پس هر اقدامی که سلامت و توامندی کانون خانواده را به ارمغان آورد پسندیده است و هر اقدامی که سلامت و توامندی کانون خانواده را تهدید و تضعیف کند ناپسند است و باید با آن مقابله کرد و از آن جایی که بیحجابی کانون خانواده را به خطر میاندازد ممنوع و باید از آن جلوی گیری کرد.
جلوهگری و عشوهگری خانمها در اجتماع برای جلب توجه و محبت دیگران، مردان را نسبت به همسران، دلسرد میکند، چرا که طبیعی است که آن زیباسازی و عشوهگری و طنّازی هر روزی بیرون، در خانه از آن خبری نباشد و این تفاوت، احساس بهتر و زیباتر بودن دیگران نسبت به همسر را در مرد ایجاد کرده و نارضایتی از همسر را به دنبال دارد و این لطمه جدی به کانون گرم خانواده میزند و خانوادهای که باید سرشار از عشق و محبت باشد، این گونه متلاشی میشود و در این میان بیشترین آسیب را خانمها میبینند و این یکی از مضرات بیحجابی است.
- حجاب سلب آزادی است!
بعضی از بیجحابها در چرایی بیجحابی، میگویند: «آزادی حق طبیعی است و حجاب سلب آزادی است» و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار میرود!.
در پاسخ به این گروه باید گفت: مقید کردن زن و حتی مرد در معاشرت به پارهای از وظائف اجتماعی، سلب حق آزادی و منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی زن یا مرد نیست. فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف کردن او به پوشیدن در مواجه با مرد بیگانه، چنین وظیفهای، سلب آزادی نیست.
«حجاب و پوشش شایسته» در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن نیست، بلکه یک وظیفهای است بر عهده زن که در معاشرت و برخورد با مرد، کیفیت خاصی را در پوشیدن لباس مراعات کند، به گونهای که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند و هیچ گونه تحریک و تحییجی نداشته باشد و این وظیفه هرگز با حیثیت و کرامت زن منافات ندارد و تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب نمیشود، بلکه موجب کرامت واحترام بیشتر او است زیرا او را از تعرض افراد هرزه معصون میماند. در حقیقت شرافت زن اقتضاء میکند که در بیرون خانه، متین و با وقار باشد.
- حجاب مانع فعالیت است
بعضی از بیجحابها در چرایی بیجحابی، میگویند: «حجاب مانع فعالیت زن است» و «حجاب موجب فلج کردن نیروی اجتماع است». عامل انسانی بزرگترین سرمایه جامعه است و زنان به عنوان نیمی از سرمایه جامعه، مانند مردان دارای ذوق، فکر، فهم، هوش و استعداد کار هستند و جامعه باید از کار و فعالیت این عامل نیرومند در تولید بهره بگیرد و این در حالی است که حجاب مانع آن است. استعدادهای خدا دادی، دلیل یک حق طبیعی است و باید به فعلیت برسد. مانع تراشی برای زن به وسیله جحاب، نه تنها محروم کردن زن و ظلم به اوست بلکه خیانت در حق جامعه هم هست.
در پاسخ به این گروه باید گفت: فلسفه «حجاب و پوشش شایسته» در اسلام کناره گیری از اجتماع نیست، اسلام نمیگوید که زن در خانه باید محبوس گردد و جلوی بروز استعدادها او گرفته شود. مبنای «حجاب» در اسلام این است که تحرکات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع محدود شود و محیط اجتماع باید خالص برای کار و فعالیت باشد. چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمیکند بلکه موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز میباشد. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت جوئیهای شهوانی است. اگر حجاب، نیمی از افراد جامعه را فلج میکند؛ بیحجابی و بیبند و باری، نیروی تمام افراد جامعه را فلج میکند.
آیا دختری که با پوشش و وقار در کلاس درس حاضر شود، بهتر درس میخواند؟ بهتر به سخن استاد گوش میدهد؟ یا وقتی با صد قلم آرایش جلوگری کند؟ آیا وقتی کنار هر پسری یک دختری، طنّاز و عشوهگر باشد، بهتر درس میخواند یا جذب دختر میشود؟ آیا اگر مردان در محل کار و فعالیت با قیافههای محرّک و مهیج و عشوهگری زنان دائم روبرو باشند؛ بهتر سرگرم کار و فعالیت میشوند یا در محیطی که با چنین مناظری روبرو نشوند؟ جامعه میدان فعالیت و رقابت کاری است نه میدان خود آرایی و عشوه گری و طنّازی! آیا با این کارها بهتر میشود کار کرد یا با رفتار و پوشش مناسب و شایسته، میتوان به تولید رونق داد؟
- حجاب عامل سرکش شدن تمایلات جنسی است
بعضی از بیجحابها در چرایی بیجحابی، میگویند: «ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها میافزاید و طبق اصل «اَلاِنسانُ حَریصٌ عَلی مَا مُنِع» حجاب حرص و ولع را نسبت به اعمال جنسی در زن و مرد بیشتر میکند.
در پاسخ به این گروه باید گفت: حاجتهای طبیعی دو نوع است: یک نوع حاجتهای محدود و سطحی مثل خوردن و خوابیدن، در این نوع از حاجتها، همین که ظرفیت غریزه اشباع شد، رغبت انسان از بین میرود حتی ممکن است به تنفر و انزجار مبدل گردد، ولی یک نوع دیگر از نیازهای طبیعی هست که «دریا صفت» و هیجان پذیر است مانند پول پرستی و جاه طلبی که حرص و ولع انسان نسبت به آن تمامی ندارد، غریزه جنسی از این قبیل است، غریزه جنسی مانند گرسنگی نیست که با سیر شدن، اقناع شود بلکه همچون آتش است، هرچه به آن بیشتر خوراک دهند شعلهورتر میشود. غریزه جنسی، مانند ثروت است که برای آزمندان سیرایی نمیآورد و هرچه بیشتر اطاعت شود و هرچه آزادتر باشد، سرکشتر و شعلهورتر میشود و هرگز پایان پذیر نیست. آیا حرص و ولع صاحبان حرمسراها تمامی دارد؟ آیا تصاحب زیبارویان توسط مردان و تصاحب قلب مردان توسط زنان سیرایی دارد؟ هرگز!.
- فساد در جمهوری اسلامی را جمع کنید
بعضی در توجیه کشف حجاب خود میگویند: شما اگر عرضه دارید بجای مقابله با ما «بروید فساد در جمهوری اسلامی را جمع کنید»!
در پاسخ به این گروه باید گفت: آیا اگر بساط بیعدالتی و تبعیض از جمهوری اسلامی جمع شود، شما «محجبه» میشوید؟ به یقین پاسخ، منفی است. این افراد کشف حجاب خود را «پوشش سیاسی» میدهند تا با «فرافکنی» کار خود را توجیه کرده و بهانه برای در رفتن از زیر حکم دینی و قانونی حجاب داشته باشند.
- بیحجابی و لجبازی با نظام
بعضی، بخاطر لجبازی با نظام کشف حجاب کرده و میگویند: «چون میخوایم نظام ساقط بشه، کشف حجاب میکنیم!»
در پاسخ به این گروه باید گفت: نظامی که با صدها توطئه (که یکی از آنها برای سرنگونی هر کشوری کافی است، نه تنها سرنگون نشده بلکه) محکم و استوار به راه خود ادامه میدهد؛ با برداشتن یک روسری سرنگون نمیشود. کشف حجاب ضرری است که متوجه عامل آن است چرا که آنان را از گردونه قاطبه ملت که حامی و دلباخته نظام هستند، خارج کرده و با دشمنان، منافقان، خائنین، مزدوران و نفوذیهای بیگانه پرست، همراه میکند. آری همراهی مردم، حمایت نظام، ایستادگی پای آرمانهای انقلاب، سرمایهگزاری برای کشور، پشتیبای رزمندگان، خنثی سازی توطئهها و مبارزه نفسگیر با دشمنان، لیاقت میخواهد که نصیب هرکسی نمیشود.
کیست که نداند بیعفتی و عریانی و در یک کلام فساد، چه بلایی سر جامعه میآورد؟! وقتی افراد جامعه بخصوص جوانان درگیر فساد اخلاقی شدند، دیگر قادر به مقاومت بر سر اصول نخواهند بود و به راحتی در برابر بدخواهان تسلیم خواهند شد. وقتی فساد در جامعه نهادینه شد و افراد جامعه در منجلاب فساد فرو رفتند، فروپاشی آن جامعه قطعی است.
آمریکا و اسرائیل به نمایندگی نظام سلطه، وقتی در میدان نظامی، نتوانند به اهدافشان برسند، برای نابودی سرمایههای عظیم انسانی و چپاول ذخائر اقتصادی کشورهای اسلامی، به تخریب هویتی دینی و ملی ملتهای مسلمان روی میآورند و «حجاب و پوشش شایسته» که از نشانههای ارزشمند و قدرتمند هویت دینی و ملی به شمار میرود را نشانه میگیرند.
امروز گسترش بیحجابی و برهنگی در کشورهای اسلامی، به یکی از ابزارهای مهم بیگانگان برای سیطره بر آن کشورها تبدیل شده است. این همان حقیقتی است که دشمنان این مرز و بوم به آن اقرار کرده و میگویند: «دیگر وقت آن نیست که دانشجویان را به خیابانها بکشانیم، بلکه باید چادر را از سر زنان برداشت و از این طریق نظام اسلامی ایران را سرنگون کرد» و یا افسر سابق سیا به نام دیوید کیو میگوید: «مهم ترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی ایران، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم» همچنین مستر همفر جاسوس معروف انگلیسی گفته است: «زنان مسلمان دارای حجاب محکم هستند و نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست باید به هر وسیلهای شده آنها را از حجاب اسلام خارج کرد، آنگاه مردان و جوانان فریفته میشوند و فساد در کانون خانواده ها رخنه میکند»[10]
کشور اسلامی اندلس نمونه بارز این حقیقت است. اندلس روزگاری مهد تمدّن و شکوفایی علم در اروپا بود و رواج فساد و بیبندوباری، آن تمدن را به خاک سیا کشاند و حكومت 770 ساله مسلمانان در این منطقه استراتژیك و پل ارتباط با دنیای غرب را سرنگون کردند. رهبر شهید انقلاب اسلامی در این زمینه میفرماید: «سیاست امروز، سیاست اندلسی کردن ایران است، اروپاییها وقتی خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامی بلند مدت کردند. آن روز صهیونیستها نبودند، اما دشمنان اسلام و مراکز سیاسی، علیه اسلام فعال بودند. آنها به فاسد کردن جوانان پرداختند و در این راستا انگیزه های مختلف مسیحی، مذهبی یا سیاسی داشتند. یکی از کارها این بود که تاکستان هایی را وقف کردند تا شراب آنها را به طور مجانی در اختیار جوانان قرار دهند! جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده کنند. گذشت زمان راه های اصلی برای فاسد یا آباد کردن یک ملت را عوض نمی کند. امروز هم آنها همین کار را می کنند»[11]
آری عریانی و برهنگی، هدف دشمن است و هر کس با بیتفاوتی، با ترک فعل، با جلوگیری از قانون، با سنگ اندازی در برابر مجری قانون، امر بیحجابی را تسهیل کرده و یا آن را ترویج نماید؛ «عفاف و حجاب» را در معرض خطر قرار داده و خواسته یا ناخواسته با دشمن همراهی میکند و مردم مبعوث باید با افشاگری، جلوی این فتنهی خانمان سوز را بگیرند.
برای آنانی که به خیال خام با خواست دشمان همراهی میکنند، شعر یقمای جندقی کافی است که گفته:
گر بوی کبابی رسدت، رنگ مباز
ظن قوی آن است که، خر داغ کنند.
لازم به توضیح است عموم بانوان بیحجاب، هرگز قصد دشمنی با «نظام» یا با «حجاب» یا با «اسلام» را ندارند، بلکه نسبت به «حجاب» مقداری بیاهمیت و بیموالات شدهاند و اگر سازمانهای متصدی و مسئول، به وظیفه شان عمل نمایند و بستر سازی فرهنگی صورت گیرد، بسیاری از ایشان خود را به رعایت «حجاب و عفاف» ملزم میدانند.
[1]. سوره نور آیه 30.
[2]. سوره نور آیه 31.
[3]. سوره احزاب آیه 59.
[4]. سوره احزاب آیه 32.
[5]. سوره احزاب آیه 33.
[6]. سوره اسراء آیه 70.
[7]. سوره تین آیه 5.
[8]. سوره نور آیه 30.
[9]. سوره احزاب آیه 59.
[10].https://kayhan.ir/001QF7.
[11]. بیانات در دیدار جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان 6 اسفند 1381





دیدگاهتان را بنویسید