
صف آرایی ایمان و کفر و رویارویى حق و باطل/
بعضی مقاومت را برنمیتابند، بعضی مبارزه را برنمیتابند، بعضی مبارزه را دستور دین نمیدانند، بعضی مبارزه را خواست رهبران جمهوری اسلامی میدانند و بعضی جمهوری اسلامی را متهم میکنند که با دنیا سر جنگ دارد؛[1]
در حالی که نه تنها جمهوری اسلامی با دنیا سر جنگ ندارد، بلکه این جبهه باطل است که با جمهوری اسلامی و با کشورهای مقاومت سر جنگ دارد و کشورهای مقاومت چارهای جز روی آوردن به مبارزه و مقاومت بر اساس دستورات دین ندارند. برای روشن شدن واقعیت، لازم است چند حقیقت روشن شود:
حقیقت اوّل: شیوه مستمر اهل باطل
رویارویی اهل باطل با اهل حق و درگیری جبهه کفر با جبهه ایمان، ریشه در تاریخ بشری داشته و یک حقیقت تاریخی است. در طول تاریخ پیوسته اهل باطل، با ادیان توحیدی و انبیاء الهی، سر ستیز داشته و همواره به دشمنی برخواستهاند و در این ستیز و دشمنی، پیامبران و یاران بسیاری را به شهادت رساندهاند.
قرآن کریم در آیات متعددی این حقیقت را بیان میکند و میفرماید: «لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیهِمْ رُسُلًا ۖ کلَّمَا جائَهُمْ رَسُولٌ بِما لاتَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَریقاً کَذَّبُوا وَ فَریقاً یَقْتُلُونَ»[2] ما از بنی اسرائیل سخت پیمان گرفتیم و پیامبرانی بر آنها فرستادیم؛ اما هر گاه رسولی آمد که بر خلاف آنها سخن گفت، گروهی آنان را تکذیب کردند و گروهی آنان را کشتند.
مخالفت و دشمنی با مکاتب توحیدی، شیوه مستمر کافران و مشرکان در طول تاریخ بوده است. این مخالفت و دشمنی به حدی بوده که آنان مورد غضب الهی قرار میگرفتند. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الْمَسْکنَةُ ذَٰلِک بِأَنَّهُمْ کانُوا یکفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیرِ حَقٍّ»[3] و آنان پیوسته به خشم خدا، گرفتار شدهاند و مهر بیچارگی و بدبختی بر آنها زده شد چرا که آنها به آیات خدا، کفر میورزیدند و پیامبران را به ناحق میکشتند.
قرآن کریم در جای دیگر کافران را به عذاب دردناک میخواند چرا که انبیاء و اهل حق را به ناحق میکشتد: «إِنَّ الَّذِینَ یکفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ حَقٍّ وَیقْتُلُونَ الَّذِینَ یأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ»[4] همانا آنان که به آیات خدا کافر شوند و انبیاء را بیجرم و به ناحق بکشند و آن مردمی را که دیگران را به درستی و عدل میخوانند، به قتل رسانند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده.
سرآغاز این مقابله و رویارویی، تقابل قابیل با هابیل بوده است و در ادامه رویارویی با پیامبران بزرگی چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی علیهم السلام است. جنگهای کفار و مشرکان با پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله یا جنگهای جمل، صفین و نهروان در دوران حکومت مولی الموحدین امیر المؤمنین علیه السلام، یا صلح تحمیلی امام حسن مجتبی علیه السلام یا شهادت امام حسین در کربلا و یا شهادت ائمه معصومین، همه گواه روشن بر این ادعا است.
حقیقت دوّم: دشمن، دست بردار نیست
جبهه باطل تا نابودی جبهه حق و تسلیم اهل ایمان، دست از تقابل برنخواهد داشت و کوتاه نخواهد آمد و عقب نشینی نخواهد کرد. این حقیقت را خداوند تبارک و تعالی در قران کریم این گونه بیان میفرماید: «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْک الْیهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»[5] هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد و دست از دشمنی برنخواهند داشت، مگر آنکه به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی و از آیین آنها پیروی کنی.
جبهه باطل برای پیروزی بر حق، از همه توان خود در یک جنگ ترکیبی بهره میبرد تا حق را نابود کند و اهل ایمان را تسلیم نماید. از این رو از سخت افزارهای گوناگون تا نرم افزارهای پیشرفته، از ارازل و اوباش تا منافقین و جواسیس، از فساد و فحشا تا ظلم و ستم، از سحر و جادو تا تحریف و دورغ، از نفوذ تا فساد اخلاقی از جنایتهای جنگی، تا نقشههای شیطانی، از شیاطین انسی تا شیاطین جنی؛ برای رسیدن به مقصود خود استفاده میکند. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم به این حقیقت اشاره کرده و حملههای چند ضلعی تبلیغاتی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی شیطان را بیان فرموده و به وی خطاب میکند: «وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِک وَأَجْلِبْ عَلَیهِمْ بِخَیلِک وَرَجِلِک وَشَارِکهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْۚ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلَّا غُرُورًا»[6] هر که را توانستى با آواى خود به لغزش افکن و با سواره نظام و پیاده نظام خود، بر آنان بتاز و در اموال و اولاد آنان شریک شو و به ایشان وعده ده و شیطان جز فریب و دروغ به آنها وعده نخواهد داد.
جبهه باطل در رویارویی و تقابل با جبهه ایمان، با سرسختترین و کینهتوزانهترین شکل عمل کرده است، چنان چه خداوند تبارک و تعالی در قران کریم میفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکوا»[7] هر آینه سرسختترین و کینهتوزترین دشمنان بشریت نسبت به مؤمنان، یهود و مشرکان هستند.
حقیقت سوّم: ضرورت دفاع مقدس
از آن جایی که طواغیت و اهل باطل، خداپرستی را برنمیتابند و در صدد نابودی دین و دینداران هستند؛ مبارزه نفس گیر و جهادی خستگی ناپذیر،[8] به عنوان متعالیترین و مترقیترین دستورات دین مبین اسلام واجب شده است، چرا که اگر جهاد نباشد، طواغیت جهان، اثری از دین بر روی زمین باقی نمیگذارند.
و این همان حقیقتی است که حضرت نوح و حضرت موسی علیهما السلام در دعایشان خطاب به خداوند میفرماید: «وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا»[9] پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار که اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه میکنند و جز نسلی بدکار و ناسپاس زاد و ولد نمی کنند. «وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الألِيمَ»[10] و موسی عرض کرد: بار الها تو به فرعون و فرعونیان در حیات دنیا ملک و اموال و زیورهای بسیار بخشیدی که-پروردگارا-بدین وسیله بندگان را از راه تو گمراه کنند، بار خدایا، اموال آنها را نابود گردان و دلهایشان را سخت بربند که ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند.
بر این اساس خداوند تبارک و تعالی، فلسفه تشریع جهاد را به عنوان یک قانون کلى، جلوگیری از فساد و تباهی زمین و ویرانی مراکز توحیدی و خداپرستی یاد کرده و مىفرماید: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعالَمینَ»[11] و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نکند سراسر زمین فاسد مىشود. «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزیزٌ»[12] و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نکند. دیرها و صومعهها و معابد یهود و نصارا و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مىشود، ویران مى گردد.
این جا است که خداوند تبارک و تعالی، رسالت انبیا را «دعوت به خداپرستی و اجتناب از طاغوت» معرفی کرده و میفرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»[13] و همانا ما در میان هر امّتى، پیامبرى را برانگیختیم، تا مردم را به خدا پرستی و دوری از طاغوت رهنمون سازند.
و بر اساس این هدف متعالی خداوند تبارک و تعالی در یک دستور جامع، برای حفظ آمادگی و امنیت در جهاد به مؤمنان آماده باش داده میفرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ»[14] اى کسانى که ایمان آوردهاید، با کمال دقت، مراقب دشمن باشید و سلاحهای خود را مهیا نمایید، مبادا غافلگیر شوید. و استفاده از همه ظرفیتهای موجود را لازم دانسته است و میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ»[15] و شما ای مؤمنان در مقام مبارزه با کافران، هر نیرویی در قدرت دارید بکار گیرید خود را مهیا کنید، اسباب و لوازم جهاد را برای مقابله با تهدید با دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید. و آن گاه همه مؤمنان را از طرق پیامبر گرامی به جهاد فرا خوانده و میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ»[16] ای پیامبر مؤمنان را به جهاد تشویق و ترغیب نما.
شاید سؤال شود جهاد با چه کسانی؟ که باید جواب داد که خداوند تبارک و تعالی فرمان جهاد با فتنه گران و جنگ طلبان را صادر کرده است و میفرماید: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ»[17] با دشمنان و فتنه گران پیکار کنید تا آتش فتنه خاموش شود و دین مخصوص خدا گردد. «وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ»[18] و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند، نبرد کنید.
فرمان متعالی و مترقی جهاد آن قدر مهم است که قرآن کریم به جزئیات آن قسم یاد کرد و میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ * وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً * فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً * فَالْمُغیراتِ صُبْحاً * فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً * فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً»[19] به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی است. سوگند به اسبان دوندهای که همهمه کنان به سوی جنگ میتازند و سوگند به اسبانی که با کوبیدن سمشان از سنگها جرقه میجهانند و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم میبرند و به وسیله آن هجوم، گرد و غبار فراوانی بر انگیزند و غافلگیرانه، دشمن را در میان گیرند.
بر همین اساس خداوند تبارک و تعالی کسانی که با استقامت و پایداری، پیامبران را در مبارزه با کافران همراهی میکردند میستاید و میفرماید: «وَکأَینْ مِنْ نَبِی قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ کثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکانُوا وَاللَّهُ یحِبُّ الصَّابِرِینَ»[20] چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان میرسید، سست و ناتوان نشدند و تن به تسلیم ندادند؛ و خداوند استقامتکنندگان را دوست دارد.
و در آیه دیگر خداوند تبارک و تعالی از مجاهدان تجلیل کرده و برای آنان مقامی والا قرار داده است آن جایی که میفرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا وَهاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ اُولئِکَ هُمُ الْفائِزُون . یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِیها نَعِیمٌ مُقِیمٌ»[21] آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها پیروز و رستگارند. پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیۀ خود و رضایت [خویش] و باغهایی از بهشت بشارت میدهد که در آن نعمتهای جاودانه دارند.
همچنین قرآن کریم در آیهای دیگر مجاهدین در راه خدا را به عنوان «محبوبین الهی» معرفی کرده و میفرماید: «اِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَاَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ»[22] همانا خداوند کسانی را دوست دارد که صف بسته در راه او پیکار میکنند، چنانکه گویی بنای بسیار مستحکم سُربی هستند.
خداوند تبارک و تعالی کسانی که پیامبران الهی را همراهی کرده و در یک مبارزه نفس گیر، سستی به خود راه ندادند و در برابر دشمن سر تسلیم فرود نیاوردند را ستوده و میفرماید: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»[23] چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگیدند! آنها هیچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان میرسید، سست و ناتوان نشدند و در برابر دشمن، سر تسلیم فرود نیاوردند و خداوند شكيبايان را دوست دارد.
خداوند تبارک و تعالی نه تنها جهاد در برابر کفر و شرک را واجب کرده، بلکه جهاد در برابر ظلم و ستم را در آیات فراوانی فرمان داده است تا مؤمنان با جهاد، شر ظالمان و ستمگران را از سر خود کم کنند: «اُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیر»[24] به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است، چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند و خداوند بر یاری آنها تواناست.
و در آیه دیگر توبیخ گونه میفرماید چرا با جهاد، به حمایت از مظلومان و ستمدیدگان برنمیخیزید؟ «مَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ»[25] چرا شما در راه خدا برای رهایی مردان و زنان و كودكان ستم دیده نمىجنگيد؟
جهاد هدیه خداوند به اولیاء خاص الهی است که مایه حیات و تعالی جامعه میشود. حضرت علی علیه السلام در این باره میفرماید: «إنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ أولیائِهِ»[26] همانا جهاد، دری است از دربهای بهشت که خداوند آن را برای دوستان خاصش باز کرده است.
بر همین اساس قرآن کریم یکى از خصوصیات یاران پیامبر صلی الله علیه و آله را چنین بر مىشمرد: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ»[27] محمد فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار قویدل و سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند، در برابر کفار شدید و دلسختند و در میان خودشان مهربانند.
در اهمیت فریضهی الهی جهاد، همین بس که ترک آن نتیجهای جز خواری و ذلت نخواهد داشت. چنانچه پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ اَلْبَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِه»[28] هر کس که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت و فقر در زندگی و تباهی در دین را بر او خواهد پوشاند.
همچنین امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید: «فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَةً عَنْهُ اَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ»[29] هر کس جهاد را از باب بیاعتنایی ترک کند، خداوند بر او جامۀ ذلّت بپوشاند و وی را غرق بلا نماید و به خواری و پستی گرفتار آید.
یا در جای دیگر میفرماید: «اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْیَا وَ لَا دِینٌ اِلَّا بِهِ»[30] خداوند جهاد را واجب گردانید و آن را بزرگداشت و مایۀ پیروزی و یاور خود قرار داد. به خدا سوگند کار دنیا و دین جز با جهاد درست نمیشود.
چه چیزی شیرینتر از نجات بشریت از ضلالت و گمراهی و از ظلم و ستم است؟ دستوری که انسانها را از پوچی و خمودگی و از استعمار و بردگی رهایی میبخشد و زندگی را برای بشریت هدفمند میسازد. در واقع جامعه با جهاد زنده و سعادتش تضمین شده است. این که گفته میشود آرام بیا و آرام برو که کسی شاخت نزند، در حقیقت دینداری نیست.
نتیجه آن که خداوند تبارک و تعالی جهاد را به منظور پنج هدف اساسی واجب کرده است:
- اعتلا و گسترش کلمه توحید؛
- گسترش عدالت؛
- رشد و تعالی مؤمنان؛
- افشای چهره مدعیان و منافقان؛
- و نابودی کفر و شرک و طاغوت.
حقیقت چهارم: پیروزی قطعی است
سنت حتمی الهی، بر پیروزی حق بر باطل تعلق گرفته است. خداوند تبارک و تعالی در قطعیت پیروزی حق بر باطل چنین میفرماید: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَیدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ»[31] بلکه ما همیشه حق را بر باطل غالب و پیروز میگردانیم تا باطل را محو و نابود سازد و باطل نابود شدنی است.
خداوند تبارک و تعالی در آیه دیگر غلبه حق بر باطل را این گونه بیان میفرماید: «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما یبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یعِیدُ»[32] بگو: حق آمد و برای باطل آغاز و انجامى نیست.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم، طبیعت باطل را زائل شدنی دانسته و میفرماید:«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»[33] و بگو: حق آمد و باطل نابود شد، بیتردید باطل، نابود شدنى است.
قرآن کریم در جریان پیروزی حضرت موسی بر ساحران، نابودی حق را این چنین بیان میفرماید: «وَ أَوْحَینا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاکَ فَإِذا هِی تَلْقَفُ ما یأْفِکُونَ. فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یعْمَلُونَ. فَغُلِبُوا هُنالِکَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِینَ»[34] به موسى وحى کردیم: عصاى خویش را بیفکن، و همان دم که افکند، همه بافتههای ساحران را بلعید و حقیقت آشکار گردید و همه بافتههای ساحران باطل گشت، پس همه فرعونیان در آنجا مغلوب شده و خوار و سرشکسته بازگشتند.
قرآن کریم باطل را به درختی تشبیه میکند که از ریشه جدا شد و پایداری ندارد: «وَ مَثَلُ کَلِمَهٍ خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ»[35] و مثل کلمهاى پلید چون درختى پلید است که از روى زمین ریشه کن شده باشد، آن را هیچ پایدارى نیست.
قرآن کریم باطل را در جهان هستی همانند کف روی آب میداند و میفرماید: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیهٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیلُ زَبَداً رابِیاً وَ مِمَّا یوقِدُونَ عَلَیهِ فِی النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْیهٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذلِکَ یضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما ینْفَعُ النَّاسَ فَیمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذلِکَ یضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ»[36] از آسمان آبى فرو فرستاد پس سیل در رودها روان شد و سیلاب، کفى انبوه بر روى خود بر آورد، چنان که هنگام گداختن فلزات زینتی و ظروفی بر روی خود کف میآورند؛ خداوند این چنین پایدار حق و از بین رفتنی باطل را مثال مىزند که کف به کنارى رود و نیست شود، و اما آنچه مردم را سود مىرساند در زمین میماند. این گونه، خدا مثَلهای روشن مى زند.
حضرت امام علي عليه السلام در پایداری حق و گذرا بودن باطل میفرماید: «لِلْحَقِّ دَوْلَةٌ، لِلْباطِلِ جَوْلَةٌ»[37] دولت حق، پايدار و حاكميت باطل، گذرا است.
در رویارویی و تقابل جبهه کفر با جبهه ایمان، پیروزی از آن مؤمنان است بنابر این از هیچ چیزی نمیحراسند و محکم و استوارند، چنان که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم میفرماید: «اَلا اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون»[38] و به یقین پیروزی از آن مؤمنان صبور و ثابت قدم است. «وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ»[39] و به تحقیق خداوند کسانی که به یاری دین قیام کنند؛ یاری میرساند چرا که خدا نیرومند و شکست ناپذیر است.
حقیقت پنجم: سه گروه جامعه
در رویارویی و تقابل جبهه کفر با جبهه ایمان، افراد جامعه به سه گروه تقسیم میشوند:
گروه اول: کسانی که از موقعیت بوجود آمده، بیشترین سوء استفاده را کرده و برای کسب منافع خود، به هر خیانتی دست میرنند. کسانی که برای رسیدن به آلاف و الوف، با احتکار کالا و ارزاق به جان مردم میافتند و کسانی که به عامل دشمن تبدیل شده و نفوذی میشوند. خداوند در قرآن کریم، آیه 87 سوره توبه، از ایشان این گونه یاد میکنند: «وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ. رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ» و هنگامی که سورهای نازل شود که به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید! این گروه با آن که قدرت دارند اما از تو اجازه میخواهند و میگویند: بگذار ما با معذورین بمانیم، اینها میخواهند برای توطئه با متخلّفان بمانند، در حقیقت بر دلهای ایشان مهر نهاده شده؛ از این رو چیزی نمیفهمند!
گروه دوم: کسانی که خود را باخته و دین و دین داران را متهم کرده و در آن شرائط، با جملات: «این قدر دشمن تراشی کردید تا به جانمان افتادند»، «بدبخت شدم»، «بیچاره شدم»، «کارمان ساخته است» و… جامعه را به چالش میکشند.
خداوند تبارک و تعالی برخورد این گروه را در جریان جنگ احزاب این گونه بیان میفرماید: «إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا. هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا. وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا»[40] آنگاه که دشمن از هر سو به شما حملهور شد و شما از شدت ترس، خیره شدید و جانها به گلوتان رسید و به خدا بد گمان شدید؛ در آنجا مؤمنان امتحان شدند و ضعیف ایمانان سخت متزلزل گردیدند، آن گاه منافقان و آنان که دل هایشان بیمار است میگفتند: خدا و پیامبرش جز به فریب، ما را وعده پیروزی ندادهاند!
این گروه چون جهاد در راه خدا را خوش ندارند، به بهانههای واهی از جهاد گریزانند، خداوند تبارک و تعالی این گروه را که از شرکت در جنگ تبوک خوداری کردند، این گونه معرفی میکند و میفرماید: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ ۗ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ۚ لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ»[41] آنهایی که از جهاد در رکاب رسول خدا سر باز زدند، خوشحالند چرا که جهاد در راه خدا را خوش نداشتند و مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آنها گفتند: شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید! آنان را بگو: آتش دوزخ بسیار سوزانتر است، اگر میفهمیدند.
خداوند تبارک و تعالی ماهیت این گروه را این گونه افشا کرده که وقتی دستور جهاد صادر میشود مانند کسانی هستند که در آستانه مرگ قرار گرفتهاند و میفرماید: «فَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ ۙ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ ۖ فَأَوْلَىٰ لَهُمْ»[42] امّا هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل میگردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیماردلان را میبینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه میکنند؛ پس مرگ و نابودی برای آنان سزاوارتر است!
همین حالت را خداوند تبارک و تعالی، برای این گروه در جریان جنگ احزاب بیان کرده و میفرماید: «فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَىٰ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ ۖ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ ۚ أُولَٰئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا»[43] و چون زمینه جنگ پیش آمد، آنان را میبینی به سوی تو مینگرند در حالی که چشمانشان بیاختیار در حدقه میگردد، مانند کسی که بیهوشی مرگ او را فرا گرفته است، پس هنگامی که ترس برطرف شود با زبانهایی تیز و تند به شما آزار میدهند، در حالی که بر سخن خیر و زبان خوش بخیلاند؛ اینان ایمان نیاوردهاند، به این خاطر خدا اعمالشان را تباه و بیاثر کرده است؛ و این کار بر خدا آسان است.
در آیه دیگر خداوند تبارک و تعالی توبیخ گونه این گروه را مخاطب قرار داده و میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ۚ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ»[44] ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی میکنید و سستی به خرج میدهید؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست!
گروه سوم: مؤمنانی که بر اساس آموزههای دینی، به قطع و یقین میدانند که «دشمنان در برابر آنان آرام نخواهند گرفت، اما نصرت الهی آنان را پیروز خواهد کرد» پس بدون هیچ شک و شبههای، وعده الهی را تصدیق کرده و با ایمان راسخ در برابر دشمنان ایستاده و هرگز سستی به خود راه نداده و هرگز در برابر ظلم و جبروت ظاهری دشمنان و طواغیت، تسلیم نمیشوند.
همان حقیقتی که خداوند در داستان طالوت و جالوت بیان فرموده است: «فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»[45] و چون طالوت و سپاهیانش از نهر گذشتند و لشکر جالوت را دیدند، معتراضانه، گفتند: ما را تاب مقاومت با جالوت و سپاه او نخواهد بود اما آنان که به رحمت الهی ایمان داشتند، ثابت قدم مانده و گفتند: چه بسیار گروهی اندک که به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آید و خدا با صابران است.
و دقیقاً همان حقیقتی که وقتی موسی به قوم خود که در محاصره دریا و لشکریان فرعون قرار گرفتند و ناامیدانه به موسی اعتراض کردند و گفتند: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ»[46] کارمان ساخته است ما حتماً در چنگ فرعونیان گرفتار خواهیم شد و حضرت موسی به آنان فرمود: «قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ»[47] این چنین نیست، نگران نباشید، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.
و باز دقیقاً همان حقیقتی که در جریان جنگ احزاب، خداوند تبارک و تعالی از مؤمنانی یاد کرده و میفرماید: «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا»[48] و مؤمنان وقتی لشکر و نیروهای کفار را به چشم دیدند گفتند: این، همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند، و خدا و رسولش راست گفتهاند و در مواجهه با لشکر کفر، جز بر ایمان و تسلیم مؤمنان نیفزاید.
خداوند تبارک و تعالی در جریان جنگ احد، ایجاد وحشت توسط منافقان را سبب افزایش ایمان مؤمنان بیان کرده و میفرماید: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»[49] آن مؤمنانی که چون مردم منافق به آنها گفتند: لشکری بسیار بر علیه شما مؤمنان فراهم شده، از آنان در اندیشه و بر حذر باشید، این تبلیغات بر ایمانشان بیفزود و گفتند: تنها خدا ما را کفایت کند و او نیکو وکیل و کارسازی است.
حقیقت ششم: آزمونی سخت
- آزمون و امتحان سنت الهی است
آزمون و امتحان را سنت الهی است خداوند تبارک و تعالی در این زمینه میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»[50] قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و محصولات، آزمایش میکنیم؛ و به استقامتکنندگان بشارت ده.
خداوند جلّ و علی، جنگ تمام عیار با کافران لجوج و جنایت پیشه را برای آزمون و امتحان قرار داده است و میفرماید: «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ… وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»[51] و هنگامی که در میدان جنگ، با کافران لجوج و جنایت پیشه رو به رو شدید، بدون هیچ ملاحظهای، گردنهایشان را بزنید… و اگر خداوند میخواست خودش از آنها انتقام میگرفت، اما میخواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید.
- آزمون و امتحان برای مشخص کردن مجاهدان است
آزمون و امتحان برای مشخص شدن مجاهدان راه خدا از دیگران است، خداوند تبارک و تعالی در این زمینه میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ»[52] ما همه شما را قطعاً میآزمائیم تا مجاهدان و صابران واقعی از میان شما معلوم شود. و در آیه دیگر خداوند جلّ و علی میفرماید:«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ»[53] آیا گمان کردید که شما به حال خود رها میشوید در حالی که هنوز گروه مجاهدان از دیگران مشخصّ نشدهاند؟!
- آزمون و امتحان برای پالایش و جدا ساز است
آزمون و امتحان، برای پالایش و تصفیه و جدایی یاران و مؤمنان واقعی از مدعیان دروغین و منافقین فریبکار است، تا هنگام درگیری بیخود و بیجهت روی گمراهان حساب باز نشود، چنان چه حضرت امام حسن علیه السلام در جواب عبید الله جعفی کوفی (که به جای یاری امام، کمک تدارکاتی پیشنهاد داد) فرمود: «وَمَا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا»[54] و هرگز گمراه کنندگان را به مددکاری نگرفتم.
بر همین اساس است خداوند تبارک و تعالی همواره چراغِ مصطفوی را با شرارِ بولَهَبی همراه کرده است تا سست ایمانان و مدعیان دروغین و منافقان را غربال کرده و از مؤمنان واقعی جدا نماید: «وَ کذلِک جَعَلْنا لِکلِّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یوحی بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ»[55] «وَلِتَصْغَىٰ إِلَیهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِیرْضَوْهُ وَلِیقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ»[56] این چنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنان برای فریب مردم، سخنان فریبنده و بیاساس میگفتند؛ و اگر پروردگارت میخواست، چنین نمیکردند؛ و میتوانست جلو آنها را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد. بنابر این، آنها را به حال خود واگذار! تا آنان که به قیامت ایمان ندارند، دل به القائات باطل شیاطین انس و جن بسپارند و آن القائات را بپسندد و به آن متمایل شوند و آنچه میتوانند به گناه و تباهی آلوده شوند و در نهایت از گردونه اهل ایمان خارج شوند.
در این چمن، گلِ بی خار کس نچید * آری چراغِ مصطفوی با شرارِ بولَهَبی است
- آزمون و امتحان برای افشای چهره مدعیان دروغ گو است
هرگز به ادعا بسنده نمیشود بلکه مدعیان دین داری امتحان میشوند تا دروغ یا راست آنان آشکار شود، خداوند جلّ و علی در این زمینه میفرماید: «اَحَسِبَ النّاسُ اَن یُترَکوا اَن یَقولوا ءامَنّا وهُم لایُفتَنون»[57] آیا مردم میپندارند به سخن آنان در خصوص ایمان بسنده میشود و آنان امتحان نمیشوند؟ و در آیه دیگر خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ»[58] آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها میشوند و آزمایش نخواهند شد؟! و به تحقیق ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را معلوم خواهد کرد.
- آزمون و امتحان برای بریدن مدعیان است
آری ماهیت آزمون و امتحان بگونهای است که ناآهلان، منافقان، مدعیان دروغین، عوام فریبان و نخالهدارها، را مشخص میکند، همان گونه که حضرت اباعبدالله الحسین عليه السلام در روز عاشورا فرمود: «اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ»[59] مردم برده دنيا هستند و دين لقلقه زبانهای آنهاست، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجاست كه زندگيشان در رفاه باشد و آنگاه كه در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران، كم خواهند بود.
حقیقت آزمون و امتحان برای این است که ناآهلان، منافقان، مدعیان دروغین، عوام فریبان و نخالهدارها، از امت اسلامی بِبُرَند و جدا شوند و به بَدان عالم بپیوندند که برای استعلای دین مبین اسلام، نیازی به آنان نیست خداوند تبارک و تعالی در این زمینه میفرماید: «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»[60] تا خدا ناپاکان را از پاکان جدا کند، وناپاکان را روی یکدیگر گذارد، پس همه را متراکم وانباشته سازد و یکجا در جهنم قرار دهد؛ به راستی آنان زیانکاران واقعیاند.
این جا است که میبینیم چه اهل حقی که بخاطر منافعشان، سکوت کردند و مدال آورانی که کم آورند و سابقه دارانی که منحرف شدند و پیشکسوتانی که پشیمان شدند و مدعیان خودفرختهای که نفوذی شدند. حقیقتی که در طول انقلاب اسلامی بارها آن را شاهد بودیم، اینان هرگز نمیتوانند در «جبهه حق» و «حکومت جهانی مصلح و منجی بشر» نقش آفرین باشند، نمیتوانند برای «حکومت جهانی مصلح و منجی بشر» یار و همراه باشند و در مقابل، چه بسیارند کسانی که اهل حق نبودند اما در قضایای مختلف، از بَدان عالم بریدند و به شایستگان عالم پیوستند و به دفاع جانانه از حق و حقیقت برخواستهاند و این مسیر تا قیام «منجی بشر و مصلح جهانی» ادامه دارد.
- آزمون و امتحان برای ملحق شدن خوبان است
همان حقیقتی که خداوند تبارک و تعالی در سوره نصر میفرماید «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ . وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا . فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا» هنگامی که یاری خدا و پیروزی فرا رسد و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند، پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
- آزمون و امتحان بسیار سخت است
این آزمون و امتحان، به یقین، بسیار سخت و دشوار است، تا آدمهای سست عنصر و مردد، که تاب و توان ایستادن در این عرصه را ندارند خود به خود، از صحنه خارج شوند. خداوند تبارک و تعالی در این زمینه میفرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ»[61] آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید، بیآنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان در تنگنا قرار گرفتند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» در این هنگام، به آنها گفته شد: آگاه باشید، یاریِ خدا نزدیک است!
حضرت امام علی علیه السلام در بیان سختی امتحان، چنین میفرماید: «وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ وَ لَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا وَ لَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا»[62] سوگند به خدايى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد، سخت آزمايش مىشويد، چون دانهاى كه در غربال ريزند، بيخته خواهید شد و چون محتواى ديگ جوشان، زير و رو خواهيد شد، تا فرومایگان، بالا نشين و بالا نشينان، زیر دست شوند و آنان كه سابقهاى در اسلام داشتند و منزوى بودند، بر سر كار آيند، و آنها كه به ناحق، پيشى گرفته بودند، عقب زده خواهند شد.
حقیقت هفتم: پیشینه دشمنیها
اشاره شد که بعضی جمهوری اسلامی را متهم میکنند که با دنیا سر جنگ دارد؛ در حالی که جمهوری اسلامی با دنیا سر جنگ ندارد، این جبهه باطل است که با ملت شریف ایران و با جمهوری اسلامی و با کشورهای مسلمان منطقه سر جنگ دارد و کشورهای مقاومت چارهای جز روی آوردن به مبارزه و مقاومت بر اساس دستورات دین ندارند.
نگاه گذار به تاریخ ایران اسلامی و کشورهای غرب آسیا، این حقیقت را روشن میکند که جنایات غرب و آمریکا در منطقه به این چند دهه منحصر نمیشود بلکه بیش از دویست سال است که دولت آمریکا فجایع بیشماری را در این منطقه به بار آورده است.
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه جواب این اشکال را چنین داده و میفرماید: بعضی اظهار میدارند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب افتاده است، چه خوب است این سوال پاسخ داده شود كه ملتهای جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت شریف ایران در چه زمانی نزد غربیها احترام و اعتبار داشتهاند كه امروز بیاعتبار شدهاند؟! … اگر جمهوری اسلامی سبب دشمنی شده است! پس چرا امریکائیها قبل از انقلاب با ملت ایران دشمنی میکردند؟! و اگر جمهوری اسلامی سبب دشمنی شده است! پس چرا ملل منطقه گرفتار جنایات آمریکا هستند؟!
نظام خبیث آمریکا بیش از دویست سال است که با چپاول سرمایههای کشورهای منطقه و خاصه کشور ایران و گرفتن حق توحش برای مستشارانش، سرمایهها و منابع زیر زمینی منطقه را به یغما میبرد.
کیست که نداند استکبار جهانی از دویست سال بیش تا کنون با تحقیر ملتهای منطقه و خاصه ملت ایران و دخالت در سرنوشت آنان، چیزی جز قتل و غارت به ارمغان نیاورده است و چیزی جز به خاک و خون کشیدن ملتهای افغانستان، پاکستان، فلسطین، عراق، سوریه، لبنان، یمن و بحرین نداشته است و چیزی جز راه اندازی خون آشامترین گروههای تروریست مانند القاعده و داعش برای به آشوب کشیدن منطقه، نتیجهای نداشته است.
این که گفته شود دشمنی آمریکا با ایران بخاطر جمهوری اسلامی است، یک سخن گزاف است، چون اگر دشمنی آمریکا بخاطر جمهوری اسلامی است؛ چرا کشورهای منطقه گرفتار جنایتهای آمریکا هستند و چرا قبل از انقلاب آمریکا با سلطه بر ایران و تحقیر مردم، سرمایههای ایران را به غارت میبرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در باره دشمنی آمریکا با ایران در قبل از انقلاب میفرماید: «ایران یکپارچه تحت سلطهی آمریکا و تحت قدرت آمریکا بود؛ نفتش را میبردند، منافع زیرزمینیاش را میبردند، امکاناتش را میبردند، پولش را میبردند، جنس مورد نظر خودشان را با هر قیمتی که دوست داشتند، به حساب ایران میفروختند. اینکه حالا ما بگوییم که «سفارت را چرا گرفتند؟ مشکل ما با آمریکا از اینجا به وجود آمد»، این به نظر من حرف دقیقی نیست. مشکل ما با آمریکا از قضیّهی سیزدهم آبان به وجود نیامد، از بیستوهشتم مرداد (1320) به وجود آمد.
حقیقت هشتم: جمهوری اسلامی ایران
انقلاب اسلامی توانست یک قدرت مبتنی بر دین، در جغرافیای سیاسی و حاکمیتی قرن بیستم بوجود آورد و به اسلام حیات مجدد دهد و به ملت مسلمان و شریف ایران، هویت جهانی بخشید. انقلاب اسلامی به عنوان یک معجزهی بیمانند، بر پیکر نظام سلطه لرزه انداخت و تمامی طراحیهای آنان را نقش بر آب کرد و آنان را در رسیدن به اهداف سلطه جویانه شان، ناکام گذاشت؛ پس بدیهی است که دشمنان ملت شریف ایران، ساکت ننشینند و با تمام قوا با ملت شریف ایران، به دشمنی برخیزند.
امروز تمامی جبهه کفر در برابر جمهوری اسلامی ایران، صف آرایی کرده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه میفرماید: «اگر بخواهیم جبهه امروز دشمن جمهوری اسلامی را در صدر اسلام مشابه سازی بکنیم میشود جنگ احزاب. در جريان جنگ احزاب همه مشركان، کفار و يهود در یک اتحاد نظامی همصدا شدند و در برابر اسلام صف آرایی کردند و با جمعیت چند برابری، مدینه منوره را محاصره کردند و جنگ احزاب به راه افتاد».
پس بر اساس آیه کریمه «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا»[63] هرچه دشمنیها با جمهوری اسلامی ایران بیشتر شود؛ باید به تحقق وعدههای الهی و به پیروزی جبهه حق؛ بیشتر ایمان آورد و درستی راهی که انتخاب کردهایم را بیشتر تصدیق کنیم و بهتر از گذشته از آرمانهای انقلاب اسلامی دفاع نماییم و در برابر توطئهها قویتر ایستاد و به مبارزه و مقاومت بیشتر پافشاری کنیم.
آری امروز تمامی کفر، در برابر تمامی ايمان صف آرایی کرده است. پس جهان اسلام هم باید به تمامه در برابر کفر، صف آرایی کند و مصداق بَرَزَ الإِيمانُ كُلُّهُ إلَى الشِّركِ كُلِّهِ محقق سازد.
[1]. امام خمینی رحمت علیه در پیام 24 تیر 1367 در این مورد میفرماید: بعضي مغرضين ما را به اعمال سياسي نفرت و كينهتوزي در مجامع جهاني توصيف و مورد شماتت قرار ميدهند و با دلسوزيهاي بيمورد و اعتراضهاي كودكانه ميگويند: جمهوري اسلامي سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و اياديشان افتاده است، كه چه خوب است اين سوال پاسخ داده شود كه ملتهاي جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ايران در چه زماني نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشتهاند كه امروز بياعتبار شدهاند!.
[2]. سوره مائده آیه 70
[3]. سوره آل عمران آیه 112.
[4]. سوره آل عمران آیه 21.
[5]. سوره بقره آیه 120
[6]. سوره اسراء آیه 64.
[7]. سوره مائده آیه 82.
[8]. جهاد، عبارتست از نهایت تلاش برای دفع دشمن تا اجرای حکومت الهی است. مرحوم صاحب جواهر میفرماید: جهاد از واژه جَهد و به معنای تعب و مشقت یا از جُهد، به معنای وسع و طاقت گرفته شده است و در اصطلاح شرع «بذل النفس و المال و الوسع فی إعلاء کلمة الإسلام و إقامة شعائر الإیمان»؛ بخشیدن جان و مال و به کارگیری نهایت توان، در بالابردن اسلام و اجرای شعائر الهی. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج21، ص: 3. و راغب اصفهانی نیز در معنای جهاد میگوید: «الجهاد و المجاهدة: إستفراغ الوسع فی مدافعة العدو» جهاد و مجاهده به معنای بهره جستن از نهایت وسع و توان، برای دفاع در مقابل دشمن است.
[9]. سوره نوح آیه 26 و 27.
[10]. سوره یونس آیه 88.
[11]. سوره بقره آیه 251.
[12]. سوره حج آیه 40.
[13]. سوره نحل آیه 36.
[14]. سوره نساء آیه 71.
[15]. سوره انفال آیه 60.
[16]. سوره انفال آیه 65.
[17]. سوره بقره آیه 193.
[18]. سوره بقره آیه 190.
[19]. سوره عادیات آیات 1 تا 5.
[20]. سوره آل عمران آیه 146
[21]. سوره توبه آیه 20 و21.
[22]. سوره صف آیه 4.
[23]. سوره آل عمران آیه 146.
[24]. سوره حج آیه 39.
[25]. سوره نساء آیه 75.
[26]. نهج البلاغه، خطبه 27.
[27]. سوره فتح، آیه 29.
[28]. ….
[29]. نهج البلاغه ، خ ۳۴، ص ۱۱۴
[30]. وسائل الشيعة : ۱۱/۹/۱۵
[31]. سوره أنبیاء آیه ۱۸.
[32]. سوره سبأ آیه 49.
[33]. سوره إسراء ۸۱.
[34]. سوره أعراف آیه 117 تا 119.
[35]. سوره إبراهیم آیه ۲۶.
[36]. سوره رعد آیه ۱۷.
[37]. غرر الحكم حدیث ۷۳۱۷.
[38]. سوره یونس آیه 62.
[39]. سوره حج آیه 40.
[40]. سوره احزاب آیه 10 تا 12.
[41]. سوره توبه آیه 81.
[42]. سوره محمد آیه 20.
[43]. سوره احزاب آیه 19.
[44]. سوره توبه آیه 38.
[45]. سوره بقره آیه 249.
[46]. سوره شعرا آیه 61.
[47]. سوره شعرا آیه 62.
[48]. سوره احزاب آیه 22.
[49]. سوره آل عمران آیه 173.
[50]. سوره بقره آیه 155.
[51]. سوره محمد آیه 4.
[52]. سوره توبه آیه 16.
[53]. سوره توبه آیه 16.
[54]. سوره کهف آیه 51.
[55]. سوره انعام آیه 112.
[56]. سوره انعام آیه 113.
[57]. سوره عنکبوت آیه 2.
[58]. سوره عنکبوت آیه 2.
[59]. سخنان امام حسین از مدینه تا کربلا.
[60]. سوره انقال آیه 37.
[61]. سوره بقره آیه 214.
[62]. نهج البلاغه خطبه 16.
[63]. سوره احزاب آیه 22.





دیدگاهتان را بنویسید