به مناسبت هفتم تیر شهادت مظلومانه آیت الله دکتر بهشتی و روز قوه قضاییه / نامه‌ی دردمندانه به مدیر كل محترم دادگستری استان …

مسجد روبه روی ساختمان دادگستری در مرکز یکی از استان‌های کشور، نظرم را سخت به خود جلب کرد، درب مسجد بسته بود و جلوی پله سه تایی آن نرده کشیده بودند که در طول روز که درب مسجد بسته است، کسی از مراجعین دادگستری، برای رفع خستگی، روی پله‌های او ننشیند.

 

 در این فکر فرو رفتم که در این وانفسای روزگار و گرفتاری‌های جورواجور و تلنبار شده بر گرده افراد، چرا مسئولین دادگستری، از این موهبت الهی كه درست در مقابل درب اصلی دادگستری قرار گرفته است، استفاده نمی‌کنند؟! سریع دست به قلم شدم و به مناسبت روز قوه قضائیه برای مدیر كل محترم دادگستری آن استان، این نامه را نوشتم.

 

چه لذتی بالاتر از این كه در طول روز، از درون مسجد، لیوان آبی به دست انسان رنج كشیده از جور پلشتی‌ها، داده شود و خستگی چند ساعته‌ی انتظار در پیچ و خم امور اداری و دادرسی را از او دور كند و با این عمل بی‌مهری‌های به او رسیده، به نوعی جبران شود تا بیشتر و بهتر، دل در گرو صاحب این خانه دهد.


مسجد روبه روی ساختمان دادگستری

مسجد روبه روی ساختمان دادگستری در مرکز یکی از استان‌های کشور، نظرم را سخت به خود جلب کرد، درب مسجد بسته بود و جلوی پله سه تایی آن، نرده کشیده بودند تا در طول روز که درب مسجد بسته است، کسی از مراجعین دادگستری، برای رفع خستگی، روی پله‌های مسجد ننشیند.

 

در این فکر فرو رفتم که در این وانفسای روزگار و گرفتاری‌های جورواجور و تلنبار شده بر گرده افراد، چرا مسئولین دادگستری، از این موهبت الهی كه درست در مقابل درب اصلی دادگستری قرار گرفته است، استفاده نمی‌کنند؟! سریع دست به قلم شدم و به مناسبت روز قوه قضائیه برای مدیر كل محترم دادگستری آن استان، این نامه را نوشتم.

 

بسمه تعالی

مدیر  كل محترم دادگستری استان …

سلام علیكم

با تقدیم احترام، حضرت عالی مسجد … واقع در خیابان شهید … را دیده‌اید و بارها از كنار آن گذشته‌اید، آیا به این موهبت الهی كه درست در مقابل درب اصلی دادگستری قرار گرفته است، فكر كرده‌اید؟ گرچه شاید بعضی بپندارند كه قرار گرفتن این دو در مقابل هم اتفاقی بوده است! اما بسیاری از متدینین و دلسوزان انقلاب، چنین فكر نمی‌كنند.

 

آیا زنجیر بسته‌ی در جلوی پله مسجد، شما را به فكر فرو نبرده است؟ كه چگونه حكایت از کج سلیقه‌ای، بی‌مسئولیتی و بی‌كفایتی متولیان مسجد دارد که حتی حاضر نیستند اجازه بدهند در طول روز که درب مسجد بسته است؛ برای رفع خستگی، فردی بر پله‌ی مسجد بنشیند و در این وانفسای روزگار و گرفتاری‌های جورواجور و تلنبار شده، خستگی خود را رفع کند؟!

 

به یقین از این امكان فراهم آمده و به ظاهر رایگان، به عنوان یك موهبت الهی به دستگاه قضائی استان، چه بسیار بهره می‌توان برد، به حدی كه به نظر قاصر نویسنده، حتی بیشتر از تأثیر دادگستری است، چرا كه جایگاه رفیع قضا، رفع ناهنجاری‌ها است و جایگاه بی‌بدیل مسجد، پیشگیری دفع ناهنجاری‌ها است و از آن مهمتر هنجار ساز است و پر واضح است كه پیشگیری از برخورد مهم‌تر و با ارزش‌تر است، كما این كه گناه نكردن بهتر از توبه كردن است و ما از آن چه بسیار غافل مانده‌ایم.

 

چه لذتی بالاتر از این كه در طول روز، از درون مسجد، لیوان آبی به دست انسان رنج كشیده از جور پلشتی‌ها، داده شود و خستگی چند ساعته‌ی انتظار در پیچ و خم امور اداری و دادرسی را از او دور كند و با این عمل، بی‌مهری‌های به او رسیده، به نوعی جبران شود تا بیشتر و بهتر، دل در گرو صاحب این خانه دهد.

 

چه زیباست آنگاه كه درب مسجد صبح هنگام به عنوان یك كار فرهنگی و اثرگذار، به روی مردم باز شود و با مشورت چند روحانی و وكیل، با شور و نشاط از مردم استقبال و به سؤالات آنان پاسخ داده شود و برای حل مشكل آنها، راه حل ارائه گردد.

 

حقیر بر این باورم كه، با تدبیر آن مقام محترم و همكاری امور مساجد و اداره‌ی اوقاف، و با طرح و برنامه‌ی صحیح، می توان این آرزو را كه به یقین دست یافتنی است، محقق كرد.

حسن صفرزاده تهرانی

هفتم تیر 1400