گمنامى یا شهرت طلبی

یکی از صفات مردان خدا و یکی از معیارهای کمال عقل، گمنامى است، آن‌چنان که در فقره نهم روایت امام رضا عَلَيْهِ‌السَّلام در باره کمال عقل آمده است. (1)

الخُموُلُ اَشهی اِلَیهِ مِنَ الشُّهرَةِ

گمنامى را بیشتر از شهرت می‌خواهد

 

چه بسیارند مؤمنانی که در گمنامى خدمت می‌کنند و کسی از نام و نشان آنان خبری ندارد. یکی از گمنامان این مرز و بوم، دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ئی و دفاعی کشور، شهید بزرگوار حاج محسن فخری‌زاده است که در عین گمنامى بزرگ‌ترین خدمت‌ها و ارزنده‌ترین مجاهدت‌ها را خالصانه به اسلام و انقلاب داشته است. مجاهد خستگی‌ناپذیری که با تمام خدمات ارزشمند و کارگشایش، نزد ملت شریف ایران ناشناخته است.

 

آری یکی از صفات برجسته شهید بزرگوار حاج محسن فخری‌زاده گمنامى است.

همان‌گونه که شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی گمنام و ناشناخته بود.

همان‌گونه که بسیاری از خدمت‌گزاران پرتلاش و صادق به اسلام و انقلاب گمنام و ناشناخته‌اند.

همان‌گونه که بسیاری از رزمندگان جان‌برکف اسلام هنوز گمنام و ناشناخته‌اند.

همان‌گونه که بین شهدا، شهید گمنام از مقام و منزلت بالاتر و والاتری برخورد است. گرچه در حقیقت شهید، گمنام نیست او در عین گمنامى، نام‌آور است و چه ارزشمند است که شهید گمنام را شهید نام‌آور بخوانیم.

 

حال سؤال این است چگونه یک خدمت‌گزار می‌تواند در گمنامى خدمت‌رسانی کند؟

کسی که برای رضای خدا خالصانه کار کند، می‌تواند در گمنامى زندگی کند، می‌تواند در گمنامى خدمت‌ ‌کند، می‌تواند در گمنامى جان‌فشانی کند و در گمنامى شهید شود. انسان مخلص نه شهوت شهرت دارد، نه میل به دیده شدن، نه نیاز به حساب آمدن، اینان نه در فکر منافع‌اند، نه در اندیشه پاداش، نه مسئولیت را پلهکان ترقی می‌کند و نه برای انجام وظیفه منت‌گذاری؛ بلکه مسئولیت را امانت الهی و پست و مقام را در حکم سربازی امام زمان و وظیفه را تاج افتخار برای خدمت می‌دانند.

 

و این در حالی است که بعضی، مسئولیت را پله ترقی می‌دانند، با آن کاسبی می‌کنند و برای انجام وظیفه، اول منافع آن را محاسبه می‌کنند، اگر انجام وظیفه برایشان منفعتی داشت دریغ نمی‌کنند و الا به بهانه‌های واهی از انجام آن طفره می‌روند. اینان نه تنها کار برای خدا نمی‌کنند که ریاکارانی هستند که برای منافع شخصی، برای دیده شدن، و برای شهرت پیدا کردن؛ از “ناچیزترین کارها” و حتی از “کارِنکرده” یا “ترک فعل” و یا از “کار دیگران”؛ عکس، بنر، فیلم و گزارش می‌گیرند تا خود را نمایش دهند، تا دیده شوند و به زعم خود پله‌های ترقی را طی کنند!

 

چه قدر فاصله است بین مخلص و ریا کار!

 

به امید روزی که با اخلاص، بتوانیم فاصله‌‌مان را با گمنامان کم کنیم

 

 

(1)

قالَ الرّضا عَلَيْهِ‌السَّلام

لا یَتِمُّ عَقلُ امرِءٍ مُسلِمٍ حَتِی تَکوِنَ فیهِ عَشرُ خِصالٍ:

  1. اَلخیَرُ مِنهُ مَأمُولٌ
  2. وَ الشَّرُّ مِنهُ مَأموُنٌ
  3. یَستَکثِرُ قَلیلَ الخُیرُ مِن غَیرِهِ
  4. وَ یَستَقِلُّ کَثیرَ الخَیرِ مِن نَفسِهِ
  5. لا یَسأمُ مِن طَلَبِ الحَوائِجِ اِلَیهِ
  6. وَ لا یَمَلُّ مِن طَلَبِ العِلمِ طوُلَ دَهرِهِ
  7. اَلفَقرُ فِی اللهِ اَحَبُّ اِلَیهِ مِنَ الغِنی
  8. وَ الذُّلُّ فِی اللهُ اَحَبُّ اِلَیهِ مِنَ العِزِّ فی عَدُوَّهِ
  9. وَ الخُموُلُ اَشهی اِلَیهِ مِنَ الشُّهرَةِ

ثُمَّ قالَ عَلَيْهِ‌السَّلام: اَلعاشِرَةُ، وَ مَاالعاشِرَةُ، قیلَ لَهُ: ما هِیَ، قالَ عَلَيْهِ‌السَّلام

  1. لا یَری اَحداً اِلاّ قالَ: هُوَ خَیرٌ مِنّی وَ اَتقی.

 

حضرت امام رضا علیه‌السلام در باره کمال عقل می‌فرمایند عقل انسان کامل نمی‌شود، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:

  1. آرزوی او انجام عمل خير باشد؛
  2. از بدى و شر او همه در امان باشند؛
  3. خير اندك ديگرى را بسيار شمارد؛
  4. خير بسيار خود را اندك شمارد؛
  5. هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود؛
  6. در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود؛
  7. فقر برای خدا نزد او از توانگرى محبوبتر باشد؛
  8. خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد؛
  9. گمنامى را بیشتر از شهرت بخواهد؛

سپس فرمود: اما دهمى بسیار مهم است؟ از حضرت سؤال شد آن چيست؟ فرمود

  1. کسی را نبیند جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.