بخش اول: امام خمینی و قرآن کریم: قسمت اول

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن کریم، ماه بهار قرآن کریم، ماه شناخت قرآن کریم، ماه انس با قرآن کریم و ماه عمل به آموزه‌های قرآن کریم است.

خداوند تبارک و تعالی، ماه مبارک رمضان را ماه نزول قرآن کریم معرفی می‌فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ.

و امام باقر علیه السلام ماه مبارک رمضان را بهار قرآن کریم معرفی می‌فرماید: لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ رَبِيعٌ وَ رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ؛

پس بهترین زمان برای توجه به قرآن کریم، ماه مبارک رمضان است و بهترین سخن در ماه رمضان، سخن درباره قرآن کریم است. بر این اساس شایسته است ابتدا به بخشی از دیدگاه احیاگر دین محمدی، مروج قرآن کریم و خالق انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بپردازیم. 


ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن کریم، ماه بهار قرآن کریم، ماه شناخت قرآن کریم، ماه انس با قرآن کریم و ماه عمل به آموزه‌های قرآن کریم است.

 

خداوند تبارک و تعالی، ماه مبارک رمضان را ماه نزول قرآن کریم معرفی می‌فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ؛ ماهِ رمضان ماهى است كه قرآن، در آن نازل شده است

 

و امام باقر علیه السلام ماه مبارک رمضان را بهار قرآن کریم معرفی می‌فرماید: لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ رَبِيعٌ وَ رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ؛ برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است.

 

پس بهترین زمان برای توجه به قرآن کریم، ماه مبارک رمضان است و بهترین سخن در ماه رمضان، سخن در باره قرآن کریم است بر این اساس شایسته است ابتدا به بخشی از دیدگاه احیاگر دین محمدی، مروج قرآن کریم و خالق انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بپردازیم.

 

بخش اول:

حضرت امام خميني به مناسبت حج سال 1365 در پیامی به زائران بيت اللَّه الحرام می‌فرماید: به زائران محترم تذکر می دهم که در این مواقف معظمه و در طول سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره، از اُنس با قرآن کریم”، این صحیفه الهی و کتاب هدایت، غفلت نورزند که مسلمانان هرچه دارند و خواهند داشت، در طول تاریخ گذشته و آینده از برکات سرشار این کتاب مقدس است.

 

از تمامی علمای اعلام و فرزندان قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم که از کتاب مقدسی که “تِبْیان کلِّ شَیءٍ” است و صادر از مقام جمع الهی به قلب نور اول و ظهور جمع الجمع تابیده است، غفلت نفرمایند.

 

این کتاب آسمانی الهی که صورت عینی و کتبی جمیع اسما و صفات و آیات و بینات است و از مقامات غیبی آن دست ما کوتاه است و جز وجود اقدس جامع “مَنْ خُوطِبَ بِهِ” از اسرار آن، کسی آگاه نیست و به برکت آن ذات مقدس و به تعلیم او، خلَّص اولیای عظام دریافت آن نموده‌اند و به برکت مجاهدات و ریاضت‌های قلبیه، خلَّص اهل معرفت به پرتویی از آن به قدر استعداد و مراتب سیر، بهرمند شده‌اند و اکنون صورت کتبی آن که به لسان وحی بعد از نزول از مراحل و مراتب، بی کم و کاست و بدون یک حرف کم و زیاد به دست ما افتاده است؛ خدای نخواسته مباد که مهجور شود.

و گر چه ابعاد مختلفه آن و در هر بُعد مراحل و مراتب آن از دسترس بشر عادی دور است؛ لکن به اندازه علم و معرفت و استعدادهای اهل معرفت و تحقیق در رشته‌های مختلف، به بیان‌ها و زبان‌های متفاوت نزدیک به فهم، از این خزینه لایتناهای عرفان الهی و بحر مواج کشف محمدی صلی الله علیه و آله و سلم بهره هایی بردارند و به دیگران منتقل کنند.

 

و اهل فلسفه و برهان با بررسی رموزی که خاص این کتاب الهی است و با اشارات از آن مسائل عمیق گذشته، براهین فلسفه الهی را کشف و حل کرده، در دسترس اهلش قرار دهند و وارستگان صاحب آداب قلبی و مراقبات باطنی، رشحه و جرعه‌ای از آنچه قلب عوالم از “ادَّبَنی رَبِّی” دریافت فرموده، برای تشنگان این کوثر به هدیه آورند و آنان را مؤدب به آداب الله تا حد میسور نمایند.

 

و متقیان تشنه هدایت بارقه ای از آنچه به نور تقوا از این سرچشمه جوشان “هُدی لِلْمُتَقین” هدایت یافته‌اند، برای عاشقانِ سوخته هدایت الله به ارمغان آورند.

و بالاخره هر طایفه ای از علمای اعلام و دانشمندان معظم به بُعدی از ابعاد الهی این کتاب مقدس دامن به کمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوی عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمایند، تا معلوم شود این کتاب سرچشمه همه چیز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سیاست؛ تا بی‌خبران نگویند عرفان و فلسفه، بافته‌ها و تخیلاتی بیش نیست و ریاضت و سیر و سلوک، کار درویشان قلندر است، یا اسلام به سیاست و حکومت و اداره کشور چه کار دارد که این کار سلاطین و رؤسای جمهور و اهل دنیا است، یا اسلام دین صلح و سازش است و حتی از جنگ و جدال با ستمکاران بری است و بر سر قرآن آن آورند که کلیسای جاهل و سیاستمداران بازیگر بر سر دین مسیح عظیم الشأن آوردند.

اين جانب از روي جِد، نه تعارف معمولي، مي‏گويم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تاسف دارم و شما اي فرزندان برومند اسلام! حوزه‏ها و دانشگاه‌ها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار کنيد.

 

تدريس قرآن در هر رشته‏اي از آن را مورد توجه و مقصد اعلاي خود قرار دهيد. مبادا خداي ناخواسته در آخر عمر که ضعف پيري بر شما هجوم کرد از کرده‏ها پشيمان و تاسف بر ايام جواني بخوريد.

 

 

نوشته های مشابه

← نوشته قبلی

نوشته بعدی →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.