
بازخوانی دو سخن امام حسین علیه السلام /
1. شکایت به محضر پیامبر گرامی اسلام
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، با زیارت، وضعیت اسفبار بوجود آمده را به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خبر داد و از دست مسببان آن، شکایت نمود.
2. جنبهی عمومی شکایت نه شخصی
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، به خاطر بیتوجهی به دستور پیامبر گرامی اسلام مبنی بر جانشینی حضرتش و نادیده گرفتن حقِ معنوی امامت، از دست امت شکایت کرد اما از حقوق شخصی خود سخن به میان نیاورد.
3. انتصاب به پیامبر گرامی اسلام
از آن جا که در ظاهر، دوست و دشمن، برای پیامبر گرامی اسلام جایگاه رفیع قائل بودند، حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در شکایتش به محضر پیامبر گرامی اسلام از بین هزاران فضیلت، فقط خود را منتصب به پیامبر گرامی اسلام معرفی کرد و از کلمات «فَرْخُک» و «سِبْطُک» استفاده نمود تا شاید کسانی که در دل ذرهای ایمان به آن بزرگوار دارند متنبه شده و از راه کج رفتهی خود بازگردند.
4. حرمت آزار و اذیت
گرچه بسیاری از مسلمانان، در مورد امامت و رهبری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام یک دست نبودند اما بر سفارش پیامبر گرامی اسلام مبنی بر وجوب دوستی و رعایت حرمت آن بزرگوار و دوری از آزار و اذیت آن حضرت، اتفاق نظر داشتند، بر این اساس حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، از این زمینه استفاده نمود و در محضر پیامبر گرامی اسلام فرمود: «اَنَّهُمْ خَذَلُونى وَلَمْ یحْفَظُونى» سفارش شما را در حق من مراعات نکردند؛ تا شاید از این رهگذر عواطف مسلمانان تحریک شده و با حمایت رهبری امت، راه سعادت و رستگاری را طی نمایند.
5. ظلم در حق پیامبر گرامی اسلام
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در شکایتش به محضر پیامبر گرامی اسلام از کلماتی استفاده کرد که بار حقوقی بیشتری دارد، آن بزرگوار در معرفی خود از انتصابش به پیامبر گرامی اسلام سخن گفت و از کلمات «فَرْخُک» و «سِبْطُک» استفاده نمود، تا نشان دهد که ظلم نه در حق خود، که در حق پیامبر گرامی اسلام است و چون ظلم در حق پیامبر گرامی اسلام از عواقب بدتری برخوردار است؛ ظالمین را با هشدار جدی روبرو سازد.
6. دو لحن متفاوت
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در زیارت پیامبر گرامی اسلام و مناجات با خداوند تبارک و تعالی با دو لحن متفاوت سخن گفت. در زیارت پیامبر گرامی اسلام از شکایت سخن گفت و در مناجاتش با خداوند تبارک و تعالی سخن از وظیفه به میان آورد و طلب موفقیت نمود.
7. دو بُعد متفاوت
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، آن جا که به پیامبر گرامی اسلام شکایت میبرد؛ به بُعد مظلومیت نظر دارد و آنجا که با خداوند تبارک و تعالی مناجات میکند به بُعد وظیفه نظردارد.
8. شکایت به یک مرجع
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در مناجاتش با خداوند تبارک و تعالی، برخلاف سخنانش با پیامبر گرامی اسلام از شکایت سخنی نگفت، چرا که شکایت را به چند جا نمیبرند.
9. فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در مناجاتش با خداوند تبارک و تعالی، از شکایت سخنی نگفت، چرا که با پذیرش «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ»[1] جای شکایت نبود و اگر هم به نزد پیامبر اسلام شکایت کرد، از عملکرد امت بود، نه گله از شرائط بوجود آمده برای خود.
10. قرار عاشقی
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، با بیان «وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلامْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ» خداوندا تو از آن چه برای من پیش آمده است مطلعی؛ از قرارهایی که از قبل تعیین شده بود «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» سخن راند.
11. اعلام آمادگی
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، با بیان «اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْکرُ الْمُنْکرَ» من معروف و نیکى را دوست دارم و از بدى و منکر بیزارم؛ آمادگی خود را برای حرکتی اصلاحی اعلام نمود.
12. بیان چند حقیقت
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، با بیان «وأساءلُک … اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَک رِضىً وَلِرَسُولِک رِضىً» از تو میخواهم راهى را پیش روى من گذارى که سبب خشنودى تو و پیامبر تو است؛ چند حقیقت را اعلام نمود. هم آمادگی خود، برای عمل به وظیفه را اعلام نمود، هم هدفش را رضای خداوند تبارک و تعالی اعلام نمود، هم به همه فهماند، توفیق انجام وظیفه را باید از خداوند تبارک و تعالی، طلب کرد، هم به همگان و خاصه به مدعیان دفاع از اسلام، فهماند که هر حرکتی مطلوب نیست، حرکتی مطلوب است که برای رضای خدا و در جهت اصلاح جامعه باشد.
13. ضرورت خودسازی و تهذیب نفس
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، با راز و نیاز و با مناجات با خداوند تبارک و تعالی، میخواهد به همهی حماسه سازان و مدعیان مبارزه بفهماند که پیروزی به ارتباط با خداوند تبارک و تعالی نیاز دارد، شکست دادن دشمن به مبارزه با هواهای نفس نیاز دارد، مبارزه و جهاد، به خودسازی و تهذیب نفس نیاز دارد. این ارتباط انسان را از آسیب حفظ میکند و پیروز مینماید.
14. ضرورت ارتباط با خداوند تبارک و تعالی
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، با مناجات با خداوند تبارک و تعالی، میخواهد به همهی فدائیان اسلام بفهماند که پیوند عمیق با مسائل معنوی و اخلاقی، ارتباط، توسّل و مناجات با خداوند تبارک و تعالی، توجه به عرفان و معنویت، محو معشوق شدن و ندیدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبی و فناء فیالله است که مجاهدِ راه خدا را در رسیدن به هدف یاری میکند، استحکام و اقتدار و پیروزی آنان را تضمین میکند، حماسهی آنها را با عظمت و با شکوه جلوهگر میسازد، و جهاد آنان را اثرگذار و ماندگار مینماید.
15. هرچه معنویت قویتر، جهاد کارسازتر
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، میخواهد به همهی مدعیان مبارزه بفهماند که جهاد و شهادت، آفریده و مخلوق عرفان و معنویت است، هر چه درگیری بیشتر و مبارزه، نفسگیرتر باشد، ارتباط با خداوند تبارک و تعالی، باید بیشتر و عمیقتر باشد و هرچه عرفان و معنویت قویتر و عمیقتر باشد؛ جهاد در مقابل دشمنان کارسازتر و شهادت در راه خدا پر ثمرتر خواهد بود.
شما علاقه مندان شریف را به مطالعه «بخش شانزدهم» با موضوع «ضرورت ارتباط با خالق هستی و تقویت بنیه و توان معنوی به عنوان پیش نیاز مبارزه و جهاد» دعوت مینمایم.





دیدگاهتان را بنویسید