
حضرت امام حسین علیه السلام از ما چه انتظاری دارد؟ /
انتظار حضرت امام حسین علیه السلام از ما این است که وقتی در آستانه محرم قرار گرفتیم، لباس مشکی بپوشیم، مساجد و حسینیهها را سیاه پوش کنیم، پرچم مشکی سر در منزلهامان نصب کنیم، پشت شیشه خودرومان یه علامت از عاشورا یا کربلا قرار دهیم، وقتی آب مینوشیم به یاد آن حضرت، بنوشیم، خاک قبر آن بزرگوار را مهر سجده کنیم، در مجلس عزای او شرکت کنیم و بر مصائب آن بزرگوار گریه کنیم، اسم حسین را روی فرزندانمان بگذاریم و اگر کسی این امور را انجام ندهد، سرزنشش کنیم؟!
اکثر آن چه گفته شد، یک سری امور ظاهری است، عمق ندارد در حالی که حضرت امام حسين عليه السلام از ما میخواهد که دین داریمان عمق داشته باشد. بر این اساس حضرت امام حسين عليه السلام قیام کرد چرا که دینداری در جامعه از عمق تهی شده بود.
حضرت امام حسین علیه السلام شرائط حاکم بر جامعه اسلامی آن زمان را این گونه برای مردم بصره مینویسد: «فَاِنَّ السُّنَّةَ قَد اُمیتَتْ وَالْبِدْعَةَ قَد اُحْییتْ»[1] دیگر سنت پیامبر به تمامه از میان رفته و بدعت جاى آن را گرفته است. یا آن بزرگوار پس از ورود به کربلا در باره شرائط حاکم بر جامعه اسلامی میفرماید: «اِنَّ الدُّنْیا قَدْ تَغَیرَتْ وَتَنَکرَتْ وَاَدْبَرَ مَعْرُوفها وَلَمْ یبْقَ مِنْها اِلاّ صُبابَةٌ کصُبابَةِ الأناءِ وَخَسیسُ عَیشٍ کالْمَرْعى الْوَبیلِ» براستی اوضاع دگرگون شده، زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت بربسته است، از فضائل انسانى، همانند ته مانده آبى در ظرف و اندک الوفهای در چراگاهى آفت زده، چیزی باقى نمانده است.
در ادامه حضرت در ترک حق و حقیقت میفرماید: «اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا یعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا یتَناهى عَنْهُ لِیرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِ اللّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ اِلا بَرَماً» آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل کسی روگردان نیست؟! در چنین شرائطی سزاوار است، انسان مؤمن به دیدار خداوند بشتابد، چرا که من در چنین محیط ذلت بارى، مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با این ستمگران را چیزى جز نکبت نمى دانم.
و در پایان حضرت میفرماید: «النّاسُ عَبیدُ الدُّنْیا وَالدِّینُ لَعِقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعایشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ»[2] بدرستی مردم برده دنیا شدند و دین لقلقه زبانشان گشته، حمایت و پشتیبانیشان از دین تا آنجایی است که زندگیشان در رفاه باشد و آنگاه که در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران، کم خواهند بود.
حضرت امام حسین علیه السلام بعد از آن که با لشکر حر مواجه شد در یک خطبه قرائی شرائط حاکم بر جامعه اسلامی را این گونه بیان میفرماید: «اَلا وَانَّ هؤُلاءِ قَدْ لَزَمُوا طاعَةَ الشَّیطانِ وَتَرَکوا طاعَةَ الرَّحْمنِ وَاَظْهَرُوا الْفَسادَ وَعَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتاءْثرُوا بِالْفَىْءِ وَاَحَلُّوا حَرامَ اللّه وَحَرَّمُوا حَلالَهُ»[3] ای مردم! آگاه باشید اینان اطاعت خدا را ترک و پیروى از شیطان را برگزیدهاند، فساد را رواج داده و حدود الهى را تعطیل کردهاند سرمایههای خاندان پیامبر است را به خود اختصاص داده و حلال و حرام و اوامر و نواهى خداوند را تغییر دادهاند.
قیام برای اصلاح جامعه
آن چه سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین، خطبههای متعدد بیان فرموده است، حکایت از این دارد که جامعه اسلامی آن زمان از دینداری عمق برخوردار نبود و بر همین اساس حضرت برای اصلاح جامعه قیام کرد. چنان چه در وصیت نامه خود به آن تصریح کرده و میفرماید: «اَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلاصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّمْ اُرِيدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَ اَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ»[4] من نه از روى خودخواهى و يا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدينه خارج مى گردم بلكه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهى از منكر و خواسته ام از اين حركت، اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب عَلَيْهِ السَّلامُ است.
و حضرت امام صادق علیه السلام در زيارت اربعين، رهایی از جهالت و گمراهى بندگان را هدف قيام سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین معرفی میکند و میفرماید: «فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ» در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خیرخواهى دریغ نورزید، و جانش را در راه تو بذل کرد، تا بندگانت را از جهالت رها سازد و از سرگردانى در گمراهى برهاند.
با توجه به آن چه بیان شد، انتظار حضرت امام حسین علیه السلام از ما، همان انتظاری است که آن بزرگوار از جامعه اسلامی آن زمان داشت و آن عمق دینداری است.
دینداری سطحی و ظاهری
چندین سال از عمر دینداریمان گذشته اما هنوز نمازمان را غلط میخوانیم!
چندین سال از عمر دینداریمان گذشته اما هنوز مرجع تقلیدی انتخاب نکردهایم؟ یا چندین سال از فوت مرجعمان گذشته اما هنوز مرجع تقلید زنده خود را مشخص نکردهایم!
چندین سال از اولین سال حقوق و درآمدمان گذشته اما هنوز سال خمسی نداریم!
برای امام حسین عزاداری میکنیم اما با هدف قیام امام حسین، یا آشنا نیستیم یا کاری نداریم!
در مجالس عزاداری شرکت میکنیم اما به بُعد حماسی و سیاسی قیام عاشورا بیتوجهیم!
برای عزاداری چند ساعت وقت میگذاریم اما برای یک جمله امر به معروف وقت نداریم!
در هیئت مذهبی، بجای آموزش قرآن و آموزههای دینی و بیان معارف اهل بیت علیهم السلام، فقط به زیارت و مداحی یا مرثیه خوانی بسنده میکنیم!
برای عزاداری خود را چاک چاک میکند اما از دشمنان واقعی دین، انزجار و تنفر نداریم!
برای بررسی بیشتر در این زمینه به بخش هفتم با موضوع وصیت نامه: قسمت «چه مفسدهای پیش آمده بود که با نصیحت اصلاح نمیشد» و همچنین به مقاله «هُرهُری مذهب» مراجعه شود
دینداری عمیق
عمق دینداری به نماز و روزه و حج و زیارت و عزاداری تنها نیست چرا که نماز و روزه و حج حتی توسط لشکر عمر سعد هم انجام میشد.
1. عمق دینداری به احیا و اقامه دین است؛
2. به احیا و اقامه دینداری است؛
3. به احیا و اقامه ارزشهای اسلامی و انسانی است؛
4. به احیا و اقامه معروف و نهی از منکر است؛
5. به تولی و تبری است؛
6. به مسئولیت پذیری است؛
7. به دفاع از حق و حقیقت است،
8. به مبارزه با فساد و تباهی است؛
9. به جهاد در برابر ظلم و ستم است؛
10.به مبارزه با جهالت و ضلالت است؛
11.به جلوگیری از تحریفها و انحرافها و رفتارهای عوام فریبانه است؛
12.به جهاد تبیین، به روشنگری بهنگام، به مطالبه گری منطقی، به افشاگری اصولی است؛
13.به معرفت نسبت به امامت و به پیروی از رهبر و دفاع از حریم امامت و رهبری است.
امید که با معرفت و پیروی صحیح از امامت و رهبری، دینداری ما از عمق بیشتر برخوردار باشد. ان شاء الله.





دیدگاهتان را بنویسید