
مبارزه و جهاد یک پیش نیاز دارد همان گونه که پیروزی در جهاد یک پیش نیاز دارد، این پیش نیاز را بارها خداوند جل و علا در قرآن کریم به آن اشاره کرده است. این پیش نیاز هم در قضایای طالوت و جالوت و هم در قضایای اصحاب کهف و هم در قضایای حرکت کشتی نوح و هم در قضایای اسکان خانواده حضرت ابراهیم و هم بعثت حضرت موسی و هم در قضایای بعثت پیامبر گرامی به آن اشاره شده و از همه مهمتر در نهضت حضرت اباعبدالله الحسین نمایان گردیده است و ما امروز بیش از هر زمانی به این پیش نیاز، نیازمندیم.
ضرورت ارتباط با خالق هستی
پیش نیاز مبارزه و جهاد و پیروزی، ارتباط تنگاتنگ با خالق هستی و تقویت بنیه و توان معنوی است. آن چه حضرت امام حسین علیه السلام در حرکت هوشمندانه شب عاشورا انجام داد، بر گرفته از قرآن کریم است. نگاهی به آیات قرآن کریم این حقیقت را ثابت و آن را ضروری میداند. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم قبل از فرمان جهاد، شرط پشتیبانی و حمایت خود و پیروزی رزمندگان را ارتباط تنگاتنگ با خالق هستی و تقویت بنیه و توان معنوی دانسته و میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»[1] خداوند عزّ و جلّ مدافع و پشتیبان کسانی است ایمان آوردهاند.
خداوند عزّ و جلّ، در میان کارزار سخت و طاقت فرسا، تنها نیروی کارساز، را صبر و نماز دانسته و آن را شاه بیت ارتباط با خالق هستی معرفی میکند و میفرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»[2] اى کسانى که ایمان آوردهاید، از شکیبایى و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است.
خداوند جلّ و علی، ارتباط با خالق هستی را رمز نزول نیروهای غیبی و رهایی از ترس و حزن و اندوه در میان کارزار و در نهایت پیروزی دانسته و میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِکةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کنْتُمْ تُوعَدُونَ»[3] بر آنان که گفتند: پروردگار ما اللّه است و پایدارى ورزیدند، فرشتگان فرود مىآیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتى که به شما وعده داده شده بشارت است.
نمونههای قرانی ارتباط با خالق هستی
در قرآن کریم برای مأموریتهای خطیر و برای مبارزه و جهاد، ارتباط با خالق هستی ذکر شده است که به تعدادی از آن اشاره میشود:
سپاه طالوت
بر همین اساس است که وقتی سپاه طالوت، در معرکهی نبرد، با لشکر جالوت، روبرو شدند، دست به دعا برداشتند و گفتند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَینَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ»[4] پروردگارا، بر دلهاى ما شكیبایى فرو آر و گامهاى ما را استوار ساز و ما را بر گروه كافران پیروز فرما.
اصحاب کهف
اصحاب کهف در هنگام قیام بر علیه طاغوت زمان، دست به دعا برداشتند و گفتند: «إِذْ أَوَى الْفِتْیةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَیئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا»[5] آنگاه که آن جوانمردان در غار کوه پنهان شدند، از درگاه خدا مسئلت کردند و گفتند: پروردگار از جانب خود به ما رحمتى بخش و كار ما را به سامان رسان.
طوفان نوح
هنگام طوفان نوح و حرکت کشتی، خداوند منان به حضرت نوح علیه السلام دستور میدهد با دعا حرکت نمایید: «فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»[6] پس هنگامی که با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از چنگ قوم ستمکاران نجات داد و بگو: پروردگارا، مرا در منزلگاهی پربرکت فرود آر، که تو بهترین فرودآورندگانی.
هجرت خانواده حضرت ابراهیم
هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام به دستور خداوند تبارک و تعالی، خانواده خود را در سرزمین حجاز برای اقامه دین و راه و رسم توحید، اسکان داد، دست به دعا برداشت و فرمود: «رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ»[7] پروردگارا، من برخی از اعضای خانوادهام را در سرزمین بیآب و علفی، در کنار خانهای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را به پا دارند، تو دلهای مردمان را متوجّه آنها ساز و از انواع محصولات به آنها روزی ده باشد که شکر تو را به جای آرند.
بعثت حضرت موسی
خداوند تبارک و تعالی وقتی به حضرت موسی علیه السلام فرمان قیام در برابر فرعون را صادر کرد و فرمود: «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى»[8] حضرت موسی علیه السلام دست به دعا برداشت و فرمود: «قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یفْقَهُوا قَوْلِی»[9] گفت پروردگارا سینهام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان ساز و از زبانم گره بگشاى.
بعثت حضرت پیامبر گرامی
وقتی خداوند جل و علی پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را برای مبارزه با جاهلیت و بت پرستی مبعوث کرد، فرمان داد تا با ارتیاط با خالق هستی خود را آماده کند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ. قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا. نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا. أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا. إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»[10] به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی. ای جامه بر خود پیچیده!. شب را جز اندکی برای عبادت برخیز. نصف شب یا اندکی ازنصف بکاه. یا مقداری بر نصف بیفزا، و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان. به یقین ما به زودی مأموریت سنگین بر دوش تو خواهیم گذاشت.
توصیف پیامبر و اصحاب
قرآن کریم در توصیف پیامبر و اصحاب، شرط سرسختی در برابر دشمنان و مهربانی در برابر یکدیگر را ارتباط تنگاتنگ با خالق هستی و تقویت بنیه و توان معنوی میداند آن جایی که میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ»[11] محمّد فرستادهی خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانهی آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.
سرتاسر نهضت عاشورا
بر اساس همین آموزه قرآنی است که حضرت امام حسین علیه السلام، سرتاسر نهضت، از ابتدای نهضت تا انتهای نهضت، این ارتباط با خالق هستی را حفظ کرد و به همگان آن را نشان داد. آن بزرگوار نهضت را با مناجات با حضرت حق در مسجد النبی آغاز کرد و در شب عاشورا آن را نمایان ساخت و در گودی قتلگاه آن را امضا نمود.
به یقین عظمت و شکوه نهضت اباعبدالله الحسین علیه السلام، نه به خاطر مظلومیت یا چکاچک شمشیرها بود، بلکه به خاطر بعد معنوی قیام آن بزرگوار است. این که در میان همهی صفات برجسته آن بزرگوار دارد، در زیارت آن حضرت، تنها اقامهی نماز که شاه بیت ارتباط با خالق هستی است بیش از همه صفات نمایان است به همین خاطر است: «اَشْهَدُ اَنَّک قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ»[12] شهادت میدهم که تو نماز را اقامه کردی.
ابتدای نهضت
حضرت امام حسین علیه السلام در ابتدای نهضت در کنار قبر پیامبر گرامی، با خداوند تبارک و تعالی به مناجات پرداخت و فرمود: «اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِیک مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِیک وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلامْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ. اَللّهُمَّ اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْکرُ الْمُنْکرَ وأسألُک یا ذَاالْجَلالِ وَالاْ کرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِیهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَک رِضىً وَلِرَسُولِک رِضىً»[13] خدایا! این قبر پیامبر تو محمد است و من فرزند دختر پیامبر تو هستم و براى من پیش آمدى رخ داده است که خود مىدانى. خدایا! من معروف و نیکى را دوست دارم و از بدى و منکر بیزارم، اى خداى ذوالجلال و الاکرام به احترام این قبر و کسى که در میان آن آرمیده است از تو میخواهم راهى را پیش روى من گذارى که سبب خشنودى تو و پیامبر تو است. در ادامه آن بزرگوار تمام شب را به عبادت و مناجات، مشغول میشود.
شب عاشورا
حضرت امام حسین علیه السلام در شب عاشورا در یک حرکت هوشمندانه به حضرت ابوالفضل سلام الله علیها میفرماید: «اِرْجِعْ اِلَیهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلی غُدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیةَ نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ فَهُو یعلَمُ اَنِّی اُحِبُّ الصَّلوةَ وَتِلاوَةَ کتابِهِ وَکثْرَةَ الدُّعاءِ وَاْلاسْتِغْفارِ»[14] به سوی آنان بازگرد و اگر توانستی کار آنان را به فردا موکول کن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم؛ زیرا خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقهی شدید دارم.
سفارش به خواهر
حضرت امام حسین در میان صدها سفارش، به حضرت زینب کبری سلام الله علیه سفارش میکند و میفرماید: «یا اُخْتِی لاتَنْسِینِی فِی نَافِلَةِ الَّلیل»[15] خواهرم مرا در نماز شب فراموش نکن. نکته مهم فرمان و دستور آن بزرگوار مبنی بر فراموش نکردن وی در نماز شب، این است که حضرت میخواهد به زینب کبری بفهماند که موفقیت برای انجام وظیفهی سنگین و مأموریت طاقت فرسا و رسالت خطیر، ارتباط با خالق هستی، از مسیر امامت و ولایت است.
در گودی قتگاه
حضرت امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات در گودی قتلگاه با خدای خود مناجات میکند و میفرماید: «اَللّهُمَّ! مُتَعالِی الْمَکانِ، عَظیمَ الْجَبَرُوتِ، شَدیدَ الْمِحالِ، غَنِی عَنِ الْخَلائِقِ، عَریضُ الْکبْرِیاءِ، قادِرٌ عَلی ما تَشاءُ، قَریبُ الرَّحْمَةِ، صادِقُ الْوَعْدِ، سابِغُ النِّعْمَةِ، حَسَنُ الْبَلاءِ، قَریبٌ إِذا دُعیتَ، مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ، قابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تابَ إِلَیک، قادِرٌ عَلی ما أَرَدْتَ، وَ مُدْرِک ما طَلَبْتَ، وَ شَکورٌ إِذا شُکرْتَ، وَ ذَکورٌ إِذا ذُکرْتَ، أَدْعُوک مُحْتاجاً، وَ أَرْغَبُ إِلَیک فَقیراً، وَ أَفْزَعُ إِلَیک خائِفاً، وَ أَبْکی إِلَیک مَکرُوباً، وَ اَسْتَعینُ بِک ضَعیفاً، وَ أَتَوَکلُ عَلَیک کافِیاً، أُحْکمْ بَینَنا وَ بَینَ قَوْمِنا، فَإِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوا بِنا وَ قَتَلُونا، وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نِبَیک، وَ وَلَدُ حَبیبِک مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ، اَلَّذی اصْطَفَیتَهُ بِالرِّسالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلی وَحْیک، فَاجْعَلْ لَنا مِنْ أَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ».
خداوندا ای بلند جایگاه! بزرگ جبروت! سخت توانمند! بی نیاز از مخلوقات! صاحب کبریایی گسترده! بر هر چه خواهی قادری! رحمتت نزدیک! پیمانت درست! دارای نعمت سرشار! بلایت نیکو! هر گاه تو را بخوانند نزدیکی! بر آفریده ها احاطه داری! توبه پذیر توبه کنندگانی! بر هر چه اراده کنی توانایی! و به هر چه بخوانی می رسی! چون سپاست گویند سپاسگزاری! و چون یادت کنند یادشان می کنی! حاجتمندانه تو را می خوانم و نیازمندانه به تو مشتاقم و هراسانه به تو پناه می برم و با حال حزن به درگاه تو می گریم و ناتوانمندانه از تو یاری می طلبم تنها بر تو توکل می کنم، میان ما و این قوم حکم فرما! اینان به ما نیرنگ زدند، ما را تنها گذارده، بی وفایی کردند و به کشتن ما برخاستند.. ما خاندان پیامبر و فرزندان حبیب تو محمّد بن عبدالله(صلی الله علیه وآله) هستیم، همو که او را به پیامبری برگزیدی و بر وحی ات امین ساختی. پس در کار ما گشایش و برون رفتی قرار ده، به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.
و در ادامه میفرماید: «صَبْراً عَلی قَضائِک یا رَبِّ لا إِلهَ سِواک، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، مالِی رَبٌّ سِواک، َ لا مَعْبُودٌ غَیرُک، صَبْراً عَلی حُکمِک یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحْیی الْمَوْتی، یا قائِماً عَلی کلِّ نَفْس بِما کسَبَتْ، اُحْکمْ بَینی وَ بَینَهُمْ وَ أَنْتَ خَیرُ الْحاکمینَ»[16] پروردگارا! بر قضا و قدرت شکیبایی میورزم، معبودی جز تو نیست، ای فریادرس دادخواهان! پروردگاری جز تو و معبودی غیر از تو برای من نیست. بر حکم تو صبر می کنم ای فریادرس کسی که فریاد رسی ندارد! ای همیشه ای که پایان ناپذیر است! ای زنده کننده مردگان! ای برپا دارنده هر کس با آنچه که به دست آورده! میان ما و اینان داوری کن که تو بهترین داورانی.
هر چه درگیری بیشتر
هر چه وظیفهی سنگینتر و رسالت بزرگتر، ارتباط با خالق هستی باید بیشتر عمیقتر باشد. بیشترین و معروفترین دعاها از سه امامی است که هر سه درگیر مبارزات بزرگِ مدّتِ عمر خودشان بودهاند، مولیالموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام و دعای بلند کمیل، امام حسین علیه السلام و دعای بلند عرفه و امام سجاد علیه السلام و دعای بلند ابوحمزه و صحیفه سجادیه.
شهید حججی
به یقین ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی به خداوند، خاصه در شب عملیات، رزمندگان اسلام را خطشکن کرد و پیروز نمود، نه شعار ای ایران ای مرز پرگهر! آن چه شهید حججی را هنگام مثله شدن، نگه داشت، به یقین نماز بوده است، او قبل از آن که یک شهید باشد یک انسان مرتبط با خدا بود و ارتباط با خالق هستی این مقام را برای او فراهم کرد و شهادت نتیجهی آن بود.
دولت مردان
حضرت امام حسین علیه السلام به دولت مردان میخواهد بفهماند کشور را با اقامه اداره کنید نه با توسعه. توسعه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، انتظامی و قضایی، لازم است اما کافی نیست. آن چه اصل و اساس برای اداره کشور است، اقامه نماز است همان گونه که قرآن کریم میفرماید: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»[17] همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند، و زکات میدهند، و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و پایان همه کارها از آن خداست.
عمومیت پیام
حرکت هوشمندانهی حضرت امام حسین علیه السلام فقط برای صحنهی نبرد نیست، در تمامی سختیها و در تمام مشکلات فردی و اجتماعی است. در شرائط سخت و طاقت فرسا باید روی ارتباط با خالق هستی حساب کرد و شاه بیت آن نماز است.
باید به نماز تکیه کرد
برای گذر از تمامی سختیها و مشکلات و برای گذر از تمامی بحرانها و تحریمها؛ باید از نماز کمک گرفت، باید روی نماز حساب کرد، باید به نماز تکیه داد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»[18] از شكيبايى و نماز يارى جوييد. هر نسخه دیگر آدرس غلط است.
آدرسهای غلط
آیا راه اندازی مراکز آموزشی و پرورشی توانسته است جوانان را تربیت کند؟ یا آن که فقط برای افراد یک مدرک بیارزش به ارمغان آورده است؟
آیا تحصیل و پیمودن مدارج عالی علمی، توانست معضل یا مشکلی از جامعه حلکند؟ یا انبوه مهندس و دکتر بیکار به جامعه تحمیل کرده که به یکی از معضلات جامعه تبدیل شدهاست؟
آیا ساخت بیمارستانها و مراکز پیشرفتهی بهداشت و درمان، توانسته است سلامت جامعه را تأمین کند؟ یا عمدهی افراد، از بیماریهایی مانند کلسترل بالا، دیابت، فشارخون و بیماریهای قلبی عروقی و اعصاب و روان رنج میبرند؟ و هر روز آمار مبتلایان به بیماریهای مذمن بیشتر شدهاست؟
آیا راهاندازی کارگاهها و کارخانههای عظیم تولیدی توانست معضل بیکاری را حل کند؟ یا هر روز شاهد تعطیلی یکی پس از دیگری آنها هستیم؟
آیا تقنین این همه قانون توانست کشور را قانونمند کند؟ یا بیقانونی و هرج و مرج رفتاری، بلای خانمان سوز جامعه شدهاست؟
آیا ساخت سالنها و میدانهای ورزشی و راهاندازی ورزشهای متنوع، نشاط و شادابی برای جامعه و خاصه جوانان به ارمغان آورده است؟ یا ورزش حرفهای به بداخلاقی، درگیری و به هدردادن سرمایه های کلان منتهی شدهاست؟
آیا جُنگهای متنوع و برنامههای شاد توانست آرامش و شادابی را به ارمغان آورد؟ یا بر افسردگی، لودگی و ناهنجارهای اخلاقی افزوده است؟
آیا تأسیس بانکها و مراکز اقتصادی توانسته است اقتصاد کشور را سامان دهد؟ یا وضعیت اقتصادی هر روز بدتر از دیروز شدهاست؟
آیا توسعهی فیزیکی قضائی و انتظامی، توانست امنیت و آرامش را برای جامعه به ارمغان آورد؟ یا جرم، بزهکاری و فساد افزایش یافته است؟
آیا ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی توانست اقتصاد را درمان کند؟ یا رشوه، اختلاس، قاچاق و دزدیهای میلیاردی هر روز بیشتر شده است؟
آیا ستاد مبارزه با مواد مخدر توانست قاچاق بیرویهی مواد مخدر را ریشه کن کند؟ یا هر روز بر آمار معتادان افزوده شده است؟ و میانگین سنی مصرف کنندگان به نوجوانان رسیدهاست؟
آیا ولع و عطش برای جمع مال و ثروت، توانسته است بینیازی آورد؟ آیا ولع و عطش برای زندگی تجملی، توانسته است راحتی و آرامش بیاورد؟
در مسائل اقتصادی، بهداشت و سلامت، مبارزه با مفاسد و اعتیاد و جرمزدائی، جوانان، خانه و خانواده چه مقدار هزینه شده است؟ چه مقدار نتیجه داده است؟ چرا هر چه بیشتر هزینه میشود، کمتر نتیجه میدهد؟ چرا هر چه تلاش بیشتر میشود از مسیر دورتر میشویم؟ نه تنها ناهنجاریها حل نمیشود؛ بلکه هر روز بر آن افزوده میشود! چرا با این همه مسجد و حسینیه و مناسبتها و سوژههای ارزشی، باز شاهد انحرافات مختلف مخصوصا در برخی جوانانمان هستیم؟
خوب عمل نشده است
باید قبول کنیم که خوب عمل نکردیم، باید قبول کنیم که راه را اشتباه است، روش نادرست است، آدرس غلط به ما دادند، و باید قبول کرد که در راه، در روش، در عملکرد، در کمیت، در کیفیت، اشتباه کردیم.
به دلیل جهانیشدن، جهانی فکرکردن، تعامل با جهان، تطبیق استانداردهای جهانی توسعه و هزاران ایدهی باطل، از ارتباط با خالق هستی که تبلور و شاه بیت آن نماز است و دوای دردها و چارهی همه مشکلات و سختیها است، فاصله گرفتیم و در عوض دنبال روی کسانی شدیم که خودشان در منجلاب فرورفته و برای نجات خود دست و پا میزنند و ما نسخهی مردود شده آنان را نشخوار میکنیم.
اقتصاد اسلامی را با فرمولهای بانکجهانی سامان دهی نمیشود، ناهنجاریهای اقتصادی را با اقتصاد منهای قرآن نمیشود مرتفع کرد، ناهنجاریهای اجتماعی را با راهکارهای غیر قرآنی نمیشود برطرف کرد، جُنگ و برنامههای متنوع مغایر با دین، نمیتواند برای جامعه آرامش و شادابی به ارمغان آورد.
باید قبول کرد که در آموزش و پرورش، در تعلیم و تربیت، در تبلیغ و ترویج، در خانه و خانواده، در کلاس درس و دانشگاه، در فرهنگ و دینداری، در مدیریت و مسئولیت، در توسعه و پیشرفت، در تجارت و صنعت، در کار و تولید، در صادرات و واردات، در مصرف و استفاده از امکانات، در فیلمسازی، در برنامهریزی، در مبارزه با مفاسد و ناهنجاری ها و … باید از نماز کمک گرفت.
آنچه از حرکت هوشمندانهی حضرت امام حسین علیه السلام فهمیده میشود این است که باید به جای عمل به نسخههای پیشرفت و توسعهی بیگانه، از نسخههای قرآنی بهره میگرفتیم، باید مشکلات فردی و اجتماعی را با تکیه بر قرآن و آموزههای دینی حل میکردیم. اگر نگران ختم بخیر شدن هستیم و اگر نگران آیندهی فرزندان خود هستیم و اگر هزاران نگرانی دیگر داریم؛ باید با نماز و معنویت آنها را برطرف نماییم.
گرچه بعد از پیروزی انقلاباسلامی توجه به نماز، روند صعودی خوبی پیدا کرد، اما با وجود تمام تلاشها و کوششها، نماز و ارتباط با خالق هستی در جامعه جایگاه واقعی خود را به دست نیاورده است و قرآنکریم، به عنوان نسخهی نجاتبخش بشری و بزرگترین دستور العمل زندگی مادی و معنوی، کمتر مورد مراجعه و استفاده قرار گرفته است و از علوم سرشار و مواعظ حکیمانهی آن، که هدایت و رشد پویندگان آن را به عهده دارد و آنها را به سرمنزل سعادت و کمال ابدی رهنمون میسازد؛ کمتر بهره برده شده است و هنوز جنبههای فردی و اجتماعی این سفره گسترده الهی در جامعهی اسلامی محجور و پوشیده است و ما به معنی واقعی نتوانستیم از این مأدبهی الهی به درستی استفاده کنیم و آموزههای آن را آویزهی گوش نماییم.
نیاز واقعی جامعه
کسی نمیگوید جامعه به بانک یا سالن ورزش و یا میدان ورزش یا بیمارستان یا چه و چه نیاز ندارد، اتفاقا نیاز دارد به خوب و مجهز آن هم نیاز دارد و در این زمینه هر چه مسئولین کوشش کنند مردم لایق آن هستند
بلکه سخن ما به این معنا است که این مقولهها سختافزار است و نمیتواند جای نرمافزار را بگیرد، نمیتواند جای مراکز تربیتی و معنوی را بگیرد. با این مقولهها، پیشرفت و توسعهی واقعی حاصل نمیکند، هنجار تولید نمیشود، چرا که بعضی از این موارد یا خود ناهنجار هستند یا تولید ناهنجاری میکنند، با ناهنجاری و رفتارهای غلط نمیشود جامعه را اصلاح کرد، با کجی نمیشود به راستی رسید، با باطل نمیشود به حق رسید.
اقتصاد سالم، سلامت و امنیت پایدار و آرامش واقعی در سایهی ارتباط با خالق هستی است. «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، تا معنویت و ارتباط با خدا جایگاه خود را پیدا نکند، این گونه توسعهها اثربخش نخواهدبود.
آن مقدار که برای زندانها و آسایشگاهها و نقاهتگاهها هزینه شده است؛ اگر یکصدم آن برای عوامل ایجادی و اثباتی هزینه شده بود و آن مقدار که قاضی و مأمور و زندان بان آموزش داده شده است یکصدم آن برای آموزش عوامل خدمتگزار مراکز مذهبی هزینه شده بود؛ به یقین بهتر و بیشتر نتیجه گرفته بودیم.
اگر برای ادارهی شایستهی مساجد و مراکز مذهبی، کارگزاران لایق و خِبره آموزش داده بودیم، بهتر نتیجه گرفته بودیم. مگر مشخصهی مؤمنان این نیست که وقتی به حکومت رسیدند، باید نماز را اقامه کنند: «الَّذِینَ إِن مَکنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ»[19] همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند و این به این معنی است که ادارهی حکومت و پایداری آن به نماز است و اگر چنین میشد؛ دیگر مساجدمان بی رونق نبود، از جوانان خالی نبود، جوانانمان برای حضور در برنامههای مساجد، با عشق و علاقه، گوی سبقت را از یکدیگر میربودند و هنجارآفرین میشدند.
امید که بتوانیم با ارتباط با خالق هستی، زندگی شرافتمندانهی خود را تضمین کنیم و با زندهنگه داشتن یاد و نام و حماسهی سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام و زمینهی ظهور مصلح جهانی را فراهم نماییم. آمین یا رب العالمین.
برکات ارتباط عمیق با خالق هستی
رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله در شرائط سخت نبرد، از سه ناحیه ممکن است آسیب ببیند: یکی از ناحیهی اراده، ممکن است سست شود و یکی از ناحیهی هدف، ممکن است منحرف شود و یکی از ناحیهی نتیجه، ممکن است شکست بخورد.
به عبارت دیگر یک رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله، نگرانیهای بسیاری دارد، چرا که آسیبها و آفتهای بسیاری او را تهدید میکند، سستی، کم آوردن، فرار، انحراف، شکست، بی اثر و ثمر شدن و ناچیز جلوگر شدن مبارزه و جهاد، بخشی از آن است و ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی به خداوند تبارک و تعالی، نگرانیها و تهدیدهای رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله را برطرف میکند.
و حضرت امام حسین علیه السلام چارهجوئی کرد و تمام این نگرانیها را با برنامهی شب عاشورا برطرف ساخت، چرا که سنت الهی بر این تعلق گرفتهاست که ارتباط با خالق هستی راه گشای شرائط سخت و طاقت فرسا است و برکات زیادی برای رزمندهی جهادگر دارد که به برخی از آن اشاره میشود:
1. کسب شایستگی
یکی از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، کسب شایستگی است. یک رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله، برای دفاع از مکتب و آیین اسلام باید شایستگی لازم را در خود بوجود آورد.
2. تضمین استحکام و دوری از سستی
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، تضمین استحکام و دوری از سستی است. ارتباط عمیق با خالق هستی، تضمین کنندهی استحکام و اقتدار نیروهایی است که میخواهند حماسه بیافرینند و میخواهند همیشه در مقابل ظلم و ستم مبارزه کنند. ارتباط عمیق با خالق هستی، نیروها را محکم و استوار کرده و سستی در میدان نبرد را از آنان دور میکند و به عبارتی یک نوع چاره جویی برای جلوگیری از سستی و کم آوردن در جهاد و مبارزه است.
قرآن کریم دلیل سستی افراد در جنگ احد و فرار آنان را این گونه بیان میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ»[20] قطعاً کسانی از شما روزی که در نبرد احد که دو گروه مؤمن و مشرک با هم رویاروی شدند، به دشمن پشت کردند، جز این نیست که شیطان آنان را به سبب برخی از گناهانی که مرتکب شده بودند لغزانید، و یقیناً خدا از آنان در گذشت؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.
3. تضمین شجاعت و نترسیدن از جنگ
آری برخی تا فرمان جهاد صادر نشده، خود را مشتاق جهاد نشان میدهند اما وقتی فرمان جهاد صادر شد؛ ترسیده و پس میزنند. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا»[21] آیا نمینگری به حال مردمی که گفتند: به ما اجازه جنگ ده، به آنها گفته شد: اکنون از جنگ خودداری کرده، به نماز و زکات قیام کنید؛ پس آنگاه که بر آنها حکم جهاد آمد در آن هنگام گروهی از آنان به همان اندازه که باید از خدا ترسند یا بیش از آن، از مردم ترسیدند و گفتند: ای خدا، چرا بر ما حکم جنگ را فرض کردی؟ چرا عمر ما را تا اجل نزدیک طبیعی به تأخیر نیفکندی؟ بگو: زندگانی دنیا متاعی اندک است و جهان آخرت برای هر کس که خدا ترس باشد بهتر از دنیاست و در آنجا کمترین ستمی به شما نخواهد شد.
یا در جای دیگر قرآن کریم میفرماید: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ۚ لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ»[22] آنهایی که از جهاد در رکاب رسول خدا سر باز زدند، خوشحالند چرا که جهاد در راه خدا را خوش نداشتند و مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آنها گفتند: شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید! آنان را بگو: آتش دوزخ بسیار سوزانتر است، اگر میفهمیدند.
خداوند تبارک و تعالی ماهیت این گروه را این گونه افشا کرده که وقتی دستور جهاد صادر میشود مانند کسانی هستند که در آستانه مرگ قرار گرفتهاند و میفرماید: «فَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَىٰ لَهُمْ»[23] امّا هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل میگردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیماردلان را میبینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه میکنند؛ پس مرگ و نابودی برای آنان سزاوارتر است!
همین حالت را خداوند تبارک و تعالی، برای این گروه در جریان جنگ احزاب بیان کرده و میفرماید: «فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَىٰ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولَٰئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا»[24] و چون زمینه جنگ پیش آمد، آنان را میبینی به سوی تو مینگرند در حالی که چشمانشان بیاختیار در حدقه میگردد، مانند کسی که بیهوشی مرگ او را فرا گرفته است، پس هنگامی که ترس برطرف شود با زبانهایی تیز و تند به شما آزار میدهند، در حالی که بر سخن خیر و زبان خوش بخیلاند؛ اینان ایمان نیاوردهاند، به این خاطر خدا اعمالشان را تباه و بیاثر کرده است؛ و این کار بر خدا آسان است.
در آیه دیگر خداوند تبارک و تعالی توبیخ گونه این گروه را مخاطب قرار داده و میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِۚ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ»[25] ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی میکنید و سستی به خرج میدهید؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست!
در سوره مائده خداوند عزّ و جل در باره گروهی از منافقین که بدگمان به مؤمنین هستند میفرماید: «فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ»[26] کسانی که دلهایشان بیمار است، میبینی که به خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استواری نباشند پس در دوستی با یهود و نصاری شتاب میورزند و می گویند: می ترسیم آسیب و گزند ناگواری از ناحیه آنان به ما برسد. امید است خدا از سوی خود پیروزی یا واقعیت دیگری به نفع مسلمانان پیش آرد تا این بیماردلان بر آنچه در دل هایشان پنهان می داشتند، پشیمان شوند.
4. حفظ در مسیر هدف و دوری از انحراف
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، حفظ در مسیر هدف و دوری از انحراف است. توسّل قلبی به خداوند، رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله را در مسیر حق و حقیقت و در مسیر هدف عالی خود حفظ میکند و یک نوع چاره جویی برای جلوگیری از انحراف است، مانند ناكثين، مارقين و قاسطين که منحرف شدند و بر روی حضرت امام علی علیه السلام تیغ کشیدند. حضرت امیر علیه السلام در این باره میفرماید: «فلَمّـا نَهَضْتُ بالأمْـرِ نَكَثَتْ طائفةٌ ، و مَرَقَتْ اُخْرى ، و قَسَطَ آخَرونَ ، كأنّهُم لَم يَسْمَعوا اللّهَ سُبحانَهُ يَقولُ: تِلْكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلّذينَ لا يُريدونَ عُلُوّا في الأرْضِ و لا فَسادا و العَاقِبَةُ للمُتَّقينَ[27] بلى و اللّه، لَقد سَمِعوها و وَعَوها، و لكنَّهُم حَلِيَتِ الدُّنيا في أعْيُنِهِم و رَاقَهُم زِبْرِجُها»[28] آن گاه كه خلافت را به دست گرفتم گروهى پيمان شكستند (ناكثين) و دستهاى از دين بيرون شدند (مارقين) و گروهى راه ستم در پيش گرفتند (قاسطين) گويى نشنيدند كه خداوند سبحان مى فرمايد : «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه خواهان سركشى و فساد نيستند و فرجام نيك از آن پرهيزگاران است» آرى! به خدا سوگند كه آنان اين سخن را شنيدند و آن را فهم كردند، اما دنيا در چشمان آنها آراسته شد و زرق و برق آن شيفته شان كرد.
و یا اکثر آنانی که بر روی حضرت امام حسین علیه السلام تیغ کشیدند و چه دقیق شاعر این گروه را معرفی میکند:
بعد از شما به سایهٔ ما تیر میزدند
زخم زبان به بغض گلوگیر میزدند
پیشانی تمامیشان داغ سجده داشت
آنان که خیمهگاه مرا تیر میزدند
این مردمان غریبه نبودند، ای پدر
دیروز در رکاب تو شمشیر میزدند
غوغای فتنه بود که با تیغ آبدار
آتش به جان کودک بیشیر میزدند
ماندند در بطالت اعمال حجشان
محرم نگشته تیغ به تقصیر میزدند
در پنج نوبتی که هبا شد نمازشان
بر عشق، چار مرتبه تکبیر میزدند
هم روز و شب به گرد تو بودند سینه زن
هم ماه و سال، بعد تو زنجیر میزدند[29]
یا مانند کسانی که در ابتدای انقلاب اسلامی، لانه جاسوسی را تسخیر کردند و در انتها از کرده خود پشیمان شدند.
5. تضمین خدمت و دوری از خیانت
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، تضمین خدمت و دوری از خیانت است. توسّل قلبی به خداوند، راه را برای خدمت صادقانه رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله باز کرده و او را از خیانت باز میدارد. خداوند در قرآن کریم خائنان را این گونه معرفی میکند: «وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ. رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ»[30] و هنگامی که سورهای نازل شود که به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید! این گروه با آن که قدرت دارند اما از تو اجازه میخواهند و میگویند: بگذار ما با معذورین بمانیم، اینها میخواهند برای توطئه با متخلّفان بمانند، در حقیقت بر دلهای ایشان مهر نهاده شده؛ از این رو چیزی نمیفهمند!
6. تضمین پیروزی و دوری از شکست
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، تضمین پیروزی و جلوگیری از شکست است. ارتباط عمیق با خالق هستی، رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله را از شکست و آسیب پذیری در مقابل دشمن حفظ میکند و در حقیقت پیروزی در جهاد، مخلوق معنویت و عرفان است، نه چکاچک شمشیرها.
رهبر شهید انقلاب اسلامی در این زمینه میفرماید: «پیروزی در جهاد، مخلوق معنویت و عرفان است، شکوه و عظمت شهادت، آفریدهی توسّل و فناء فیالله است و اثرگذار و ماندگاری نهضت و قیام ثمرهی محو در معشوق شدن است. آن چه ماجرای عاشورا را با عظمت، پُرشکوه، ماندگار و اثرگذار کرده است؛ همین ارتباط عمیق با خالق هستی، توسّل قلبی به خداوند، معنویت و عرفان، توسّل و فناء فیالله و محو در معشوق شدن است».[31]
7. ماندگاری و اثرگذاری جهاد
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، ماندگار نمودن و پر ثمر کردن و اثرگذار بودن، مبارزه و جهاد برای آیندگان است. اثرگذار و ماندگاری نهضت و قیام، آفریدهی توسّل و فناء فیالله و ثمرهی محو در معشوق شدن است. ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله به خداوند تبارک و تعالی، نهضت را پرثمر، قیام را اثرگذار و مبارزه را ماندگار میکند.
8. شکوه و عظمت جهاد
یکی دیگر از برکات ارتباط عمیق با خالق هستی و تقویت بنیه معنوی، جلوه گری شکوه و عظمت مبارزه و جهاد است. ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی رزمندهی جهادگر و مجاهد فی سبیل الله به خداوند تبارک و تعالی؛ جهاد و شهادت را با عظمت، جلوهگر میکند و به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی، شکوه و عظمت جهاد و شهادت، آفریدهی توسّل و فناء فیالله و محو در معشوق شدن است. آن چه ماجرای عاشورا را با عظمت و پُرشکوه کرده است؛ همین ارتباط عمیق با خالق هستی و توسّل قلبی به خداوند است.
آری هرچه عرفان و معنویت قویتر و عمیقتر باشد، جهاد در مقابل دشمنان کارسازتر و شهادت در راه خدا پر ثمرتر است و هر چه درگیری بیشتر و مبارزه نفس گیرتر، دعا، مناجات و ارتباط با خالق هستی، باید بیشتر، عمیقتر و لازمتر باشد.





دیدگاهتان را بنویسید