
چه مفسدهای پیش آمده بود که با نصیحت اصلاح نمیشد /
چه مفسدهای رواج پیدا کرده بود؟ که با موعظه و نصیحت نمیشد آنها را اصلاح کرد؟
چه مسئله مهمی رها شده بود؟ چه مشکلی اساسی پیش آمده بود؟ چه انحرافی بوجود آمده بود؟ چه کجی ایجاد شده بود؟ و چه خطری جامعه را تهدید میکرد که با موعظه و نصیحت نمیشد آنها را اصلاح کرد؟ و سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با همه مخالفتها، برای اصلاح جامعه قیام کرد و سرانجام جانش را روی آن گذاشت.
آیا نماز ترک شده بود؟ یا روزه رها شده بود؟ یا قبله تغییر کرده بود؟ یا قرآن تحریف شده بود؟ یا پیامبر عوض شده بود؟ و این در حالی بود که نه دین، نه کتاب، نه قبله و نه پیامبر تغییر نکرده بود، همه نماز میخواندند، در نماز جماعت شرکت میکردند، نماز شب میخواندند، روزه میگرفتند، حج میرفتند، قبله، کتاب، پیامبر و دین همه یکی بود.
پس چه اشکالی بوجود آمده بود؟ که در کربلا علیه فرزند پیامبر و امام زمان خود برخواستند و در روز عاشورا آن بزرگوار را با یارانش به شهادت رساندند؟
آنها که امام را شهید کردند چه کسانی بودند؟ آیا یهود و نصارا بودند؟ آیا کفار و مشرکین بودند؟ یا مسلمانان مدعی پیروی از رسول خدا که همه نماز خوان و روزه گیر بودند؛ حضرت را شهید کردند؟
چرا بزرگانی همچون ابن عباس، عبدالله جعفر، محمد حنفیه و دیگران او همراهی نکردند و با حرکت و قیام آن بزرگوار مخالفت کردند؟
انحراف چه بود؟
جامعه اسلامی، بخاطر کوتاهی خواص أهل حق و رفتارهای عوام فریبانه خلفای غاصب، به مرور زمان، گرفتار انحرافاتی شده بود که با موعظه و نصیحت نمیشد آن ها را اصلاح کرد، به ناچار سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، برای اصلاح جامعه قیام کرد.
اسلام و مسلمانی از محتوا و عمق خالی شده بود، یک اسلام بیروح، بی مغز و بی خاصیت بوجود آمده بود، یک اسلام قابل انعطاف، یک نوع هرهری مذهب رواج پیدا کرده بود که با هر مرام و با هر مسلک و با هر نوع رفتار سازگار باشد.
در این شرائط، ذائقهی مسلمانان، تغییر کرد، مسلمانان منفعت طلب و خوش گذران شده بودند و از اسلام آن مقداری را قبول داشتند که بدون دردسر، منافعشان را تأمین کند و در مقابل، دستوراتی که برایشان دردسر یا ضرر یا خطر داشت را رها کرده بودند و در حقیقت یک اسلام منفعتی و یک اسلام من دراوردی و یک اسلام قلابی و یک اسلام دروغین درست شده بود
از اسلام ناب محمدی خبری نبود، از سنت پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله به عنوان معیار و ملاک حق و باطل خبری نبود، بعضی از احکام اسلام ترک، بعضی از رفتارهای ناپسند به نام دین انجام، و دهها پیرایه به اسلام بسته شده بود.
در این شرائط از مسلمانی فقط یک نماز و روزه و حج بیروح مانده بود[1] و بسیاری از احکام دین اقامه نمیشد و بسیاری از فرائض مانند امر به معرف، نهی از منکر، تولی و تبری، دفاع از حق و حقیقت، جهاد در برابر ظلم و ستم، مبارزه با فساد و تباهی و در نهایت پیروی از امامت و رهبری رها شده بود.
خداوند تبارک وتعالی در قرآن کریم، واقعیت مسلمانی آن زمان را این گونه معرفی میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یکفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیرِیدُونَ أَنْ یفَرِّقُوا بَینَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکفُرُ بِبَعْضٍ وَیرِیدُونَ أَنْ یتَّخِذُوا بَینَ ذَٰلِک سَبِیلًا»[2] کسانی که خدا و پیامبرانِ او را انکار میکنند، و میخواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و میگویند: «به بعضی ایمان میآوریم، و بعضی را انکار می کنیم» و میخواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند.
بیان انحرافات از زبان امام حسین علیه السلام
حضرت امام حسین علیه السلام شرائط حاکم بر جامعه اسلامی آن زمان را این گونه برای مردم بصره مینویسد: «فَاِنَّ السُّنَّةَ قَد اُمیتَتْ وَالْبِدْعَةَ قَد اُحْییتْ»[3] دیگر سنت پیامبر به تمامه از میان رفته و بدعت جاى آن را گرفته است. یا آن بزرگوار پس از ورود به کربلا در باره شرائط حاکم بر جامعه اسلامی میفرماید: «اِنَّ الدُّنْیا قَدْ تَغَیرَتْ وَتَنَکرَتْ وَاَدْبَرَ مَعْرُوفها وَلَمْ یبْقَ مِنْها اِلاّ صُبابَةٌ کصُبابَةِ الأناءِ وَخَسیسُ عَیشٍ کالْمَرْعى الْوَبیلِ» براستی اوضاع دگرگون شده، زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از میان ما رخت بربسته است، از فضائل انسانى، همانند ته مانده آبى در ظرف و اندک علوفهای در چراگاهى آفت زده، چیزی باقى نمانده است.
در ادامه حضرت در ترک حق و حقیقت میفرماید: «اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا یعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا یتَناهى عَنْهُ لِیرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِ اللّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ اِلا بَرَماً» آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل کسی روگردان نیست؟! در چنین شرائطی سزاوار است، انسان مؤمن به دیدار خداوند بشتابد، چرا که من در چنین محیط ذلت بارى، مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با این ستمگران را چیزى جز نکبت نمى دانم.
و در پایان حضرت میفرماید: «النّاسُ عَبیدُ الدُّنْیا وَالدِّینُ لَعِقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعایشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ»[4] بدرستی مردم برده دنیا شدند و دین لقلقه زبانشان گشته، حمایت و پشتیبانیشان از دین تا آنجایی است که زندگیشان در رفاه باشد و آنگاه که در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران، کم خواهند بود.
حضرت امام حسین علیه السلام بعد از آن که با لشکر حر مواجه شد در یک خطبه قرائی شرائط حاکم بر جامعه اسلامی را این گونه بیان میفرماید: «اَلا وَانَّ هؤُلاءِ قَدْ لَزَمُوا طاعَةَ الشَّیطانِ وَتَرَکوا طاعَةَ الرَّحْمنِ وَاَظْهَرُوا الْفَسادَ وَعَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتاءْثرُوا بِالْفَىْءِ وَاَحَلُّوا حَرامَ اللّه وَحَرَّمُوا حَلالَهُ»[5] ای مردم! آگاه باشید اینان اطاعت خدا را ترک و پیروى از شیطان را برگزیدهاند، فساد را رواج داده و حدود الهى را تعطیل کردهاند سرمایههای خاندان پیامبر است را به خود اختصاص داده و حلال و حرام و اوامر و نواهى خداوند را تغییر دادهاند.
حضرت امام حسین در معرفی یزید ملعون و شرائط حاکم چنین میفرماید: «وَیزیدُ رَجُلٌ شارِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لایبایعُ مِثْلَهُ وَلکنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَینا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَیعَةِ»[6] اما یزید، مردى شرابخوار است که دستش به خون افراد بىگناه آلوده گردیدهاست، او کسی است که حریم دستورات الهى را درهم شکسته و علنا و در مقابل چشم مردم، مرتکب فسق و فجور گشته است. آیا رواست شخصیتى همچون من با آن سوابق درخشان و اصالت خانوادگى، با چنین مرد فاسد بیعت کند! و در آینده خواهید دید که کدامیک از ما سزاوار و لایق خلافت و رهبرى امت اسلامى و شایستهی بیعت مردم است.
آن بزرگوار در دومین بیانیه قیام در پاسخ به پیشنهاد مروان حکم مبنی بر تسلیم شدن در برابر یزید ملعون میفرماید: «اِنَا للّهِ وَ اَنّا اِلَیهِ راجِعُون وَ عَلَى اْلا سْلامِ السَلامُ اِذا بُلِیتِ اْلاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یزیدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللّه صلّى اللّه علیه و آله یقُولُ اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى الِ ابى سُفْیان فَاِذا رَاَیتُمْ مَعاوِیة عَلى مِنْبَرِى فَابْقَرُوا بَطْنَهُ وَقَد رَآهُ اَهْلُ الْمَدِینَة عَلَى الْمِنْبرِ فَلَمْ یبْقَرُوا فَابْتَلاهُمُ اللّه بِیزِیدَ الْفاسِقِ»[7] اینک باید فاتحهی اسلام را خواند که مسلمانان به فرمانروایى مانند یزید گرفتار شوند. آرى من از جدم رسول خدا شنیدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزى معاویه را بر بالاى منبر من دیدید (به بدترین وجه) او را بکشید، ولى مردم مدینه او را بر منبر پیامبر دیدند و نکشتند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق و بدتر از معاویه گرفتار کرده است.
چرایی انحراف در جامعه اسلامی
انحراف در جامعه اسلامی به دلیل نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت و رهبری بود. امام به عنوان واسطه فیض خداوند[8] و عروة الوثقی الهی[9] و کشتی نجات امت[10] که زمین و زمان به برکت وجود او برقرار است[11] و مسئولیت و سرپرستی دین را به عهده دارد[12] و اقامه حدود و فرائض الهی از وظائف اصلی او است و محور اصلی جامعه به حساب میآید، کنار گذاشته شده بود. [13]
امام حسن عسکری در روایت «بُنِی الْإِسْلَامُ» در ضمن معرفی پایه و اساس دین، به چرایی انحراف اشاره کرده و وضعیت مسلمانان را در رها کردن امامت و رهبری این گونه معرفی میفرماید: «بُنِی الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیءٍ کمَا نُودِی بِالْوَلَایةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکوا هَذِهِ یعْنِی الْوَلَایة»[14] اسلام بر پنج پایه بنا شده است: بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت و برای هیچ چیزی به اندازه ولایت، سفارش نشده است و این در حالی است که مردم آن چهار اصل را گرفتند و اصلیترن آن که ولایت باشد را وانهادند.
یکی از بیتوجهیها به ولایت را حضرت امام محمد باقر علیه السلام در مراسم حج کنار کعبه، آنگاه که حاجیانی پیرامون کعبه میگردیدند، به فضیل ابن یسار یادآوری کرد و میفرمود: «هکذا کانوا یطوفونَ فِی الجاهِلِیةِ، إنَّما اُمِروا أن یطوفوا بِها، ثُمَّ ینفِروا إلَینا فَیعلِمونا وَلایتَهُم ومَوَدَّتَهُم، ویعرِضوا عَلَینا نُصرَتَهُم. ثُمَّ قَرَأَ هذِهِ الآیةَ: «فَاجعَل أفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوی إلَیهِم»[15] در جاهلیت بدین گونه طواف میکردند، ولی فرمان آنست که به سوی ما کوچ کنند، و پیوستگی خود را به ما ابراز نمایند و یاری خود را به ما عرضه کنند.
حضرت امام محمد باقر علیه السلام در تفسیر آیهی دعای حضرت ابراهیم علیه السلام «فَاجعَل أفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوی إلَیهِم»[16] خدایا دلهایى از مردم را شیفتهی آنان بگردان میفرماید: ینبَغی لِلنّاسِ أن یحُجُّوا هذَا البَیتَ ویعَظِّموهُ لِتَعظیمِ اللّهِ إیاهُ، وأن یلقَونا حَیثُ کنّا، نَحنُ الأَدِلاّءُ عَلَى اللّهِ»[17] سزاوار است مردم این خانه را زیارت کنند و بزرگ بدارند، چرا که خداوند آن را بزرگ داشته است و سزاوار است هر جا که هستیم، به دیدار ما آیند که ما راهنمایان مردم به سوى خداوندیم.
نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت و رهبری
آری نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت و رهبری در جامعه، بزرگترین انحرافی بود که در جامعه اسلامی رخ داده بود، چرا که نادیده گرفتن جایگاه امامت و رهبری نه تنها فرائض را که همه دین را نابود میکند.
اگر میبینیم زمام امور به دست نااهلان و نالایقی افتاده بود که نه شخصیت، نه فضیلت، نه منقبت نه شرافتی و نه دانش دینی داشتند، امّا خود را جای رهبران دینی جا زدند؛ بخاطر نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت در جامعه است.
اگر میبینیم آنانی که از اسلام هیچ سر در نمیآوردند، زمام امور را به دست گرفتند و اگر میبینیم مُطّلاهای طّلا نما و گندم نمایان جو فروشی، نقش امامت و رهبری را در جامعه ایفا میکردند و بجای رهبر دینی، حکم صادر میکردند، فتوا میدادند، احکام الهی را تشریح و تفسیر میکردند و از کسی عکس العملی نشان داده نمیشد، یا کسی خود را در برابر امام مسئول و جوابگو نمیدید؛ بخاطر نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت است.
مهر فروزنده چو پنهان شود
شب پره بازی گر میدان شود
اگر میبینیم اعتبار قرآن بر نیزه شده، از قرآن ناطق بیشتر است و طواف به دور کعبه از بودن در کنار امام مهمتر است و سنت رسول الله به عنوان معیار و ملاک حق و باطل از حکم خلیفه غاصب، بیاعتبارتر است؛ بخاطر نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت است.
اگر میبینیم کسی از امامت اطاعت نمیکرد، کسی به امام مراجعه نمیکرد، امام به عنوان مرجع دینی، مرجع قضائی و مرجع حاکمیتی به حساب نمیآید در حقیقت امام کنار گذاشته و خانه نشین شده و به فراموشی سپرده شده بود تا جایی که سؤالهای شرعی از او پرسیده نمیشود و اگر احترامی در جامعه دارد نه به عنوان امامت، بلکه به عنوان فرزند پیامبر، مورد احترام قرار میگیرد؛ همه بخاطر نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت است.
اگر میبینیم کسی از امام دفاع نمیکند، کسی به دفاع از مقام امامت و رهبری امت، مبارزه نمیکند، کسی در برابر غاصبان مقام امامت عکس العملی نشان نمیدهد، اگر میبینیم کسی در برابر انحراف، نمیایستاد و نمیخروشید، مثل این که گرد مرگ بر خواص اهل حق پاشیده شده است به حدی که تاریخ سراغ ندارد کسی به امام گفته باشد که قیام کن، ما هم هستیم و از آن بدتر این که خواص جامعه مانند ابن عباس و عبدالله جعفر در این شرائط سکوت را و بعضی همراهی را انتخاب کرده و از آن دردناکتر این که امام جامعه را به همراهی یا سکوت دعوت میکردند مانند عبدالله عمر و عبدالله زبیر؛ همه بخاطر نادیده گرفتن جایگاه رفیع امامت است.
وقتی جایگاه امامت و رهبری حفظ نشود
آری وقتی جایگاه امامت و رهبری حفظ نشود، اسلام از محتوا خالی شده و نظام دین بهم میریزد، اسلام به انحراف کشیده و احکام مهم دین ترک و به دین پیرایه بسته میشود، آنگاه اسلام یک دین بیمغز، بیخاصیت، قابل انعطاف، من درآوردی میشود که با هر مرام، با هر مسلک، با هر منفعتی سازگار است و این همان انحراف در جامعه است.
آری وقتی امامت نباشد، مدعیان دینداری که به ظاهر مانند ما نماز میخوانند و روزه میگیرند و حج میروند (نه یهود و نصارا و نه کفار و مشرکین) به جان امامت میافتند و یکی یکی، ائمه اطهار علیهم السلام را به مسلخ میبرند و به شهادت میرسانند.
پیشانی تمامیشان داغ سجده داشت
آنان که خیمهگاه مرا تیر میزدند
این مردمان غریبه نبودند، ای پدر
دیروز در رکاب تو شمشیر میزدند
هم روز و شب به گِرد تو بودند سینه زن
هم ماه و سال، بعد تو زنجیر میزدند
غوغای فتنه بود که با تیغ آبدار
آتش به جان کودک بیشیر میزدند
ماندند در بِطالت اعمال حجشان
مُحرم نگشته تیغ به تقصیر میزدند
در پنج نوبتی که هبا شد نمازشان
بر عشق، چار مرتبه تکبیر میزدند([18])
قیام برای اصلاح جامعه
در این شرائط است که سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین برای مجد و عظمت اسلام و اقامه فرائض و احیای سنت پیامبر و از همه مهمتر برای احیای جایگاه رفیع امامت و رهبری، قیام کرد تا با شهادت و اسارت، پیرایهها را بزداید و انحرافات را اصلاح کند و مسلمانان را از هرهری مذهبی خانمان سوز نجات دهد.
سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین، در وصیت نامه خود بر لزوم اصلاح امت اشاره کرده و میفرماید: «اَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلاصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صَلَّى الله عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّمْ اُرِیدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْکرِ وَ اَسیرَ بِسِیرَةِ جَدِّى وَ اَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ»[19] من نه از روى خودخواهى و یا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدینه خارج مى گردم بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهى از منکر و خواسته ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب عَلَیهِ السَّلامُ است.
و بر این اساس در زیارت اربعین رهایی از جهالت و گمراهى بندگان برای اصلاح جامعه، هدف قیام آن بزرگوار معرفی شده است: «فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک لِیسْتَنْقِذَ عِبَادَک مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِ»[20] در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خیرخواهى دریغ نورزید، و جانش را در راه تو بذل کرد، تا بندگانت را از جهالت رها سازد و از سرگردانى در گمراهى برهاند.
سؤال
آیا امروز همان انحراف در جامعه ما وجود دارد یا خیر؟! آیا امروز همان انحرافات میتواند به وجود بیاید یا خیر؟!
اما امروز
اگر در امتثال فرمان رهبری، مصلحت سنجی شود،
اگر در برابر فرمان رهبری، اعمال نظر شخصی شود،
اگر به دستورات رهبری، به دلخواه عمل شود، نه طبق دستور،
اگر به دستورات دین، به دلخواه عمل شود، نه طبق دستور،
اگر پیروی منقطع باشد، نه مستمر و فراگیر،
اگر در عزاداری، بُعد حماسی و سیاسی قیام عاشورا بیتوجهی شود،
اگر برای عزاداری خود را چاک چاک کند اما از دشمنان واقعی دین مانند اسرائیل انزجار و تنفر نداشته باشد،
اگر با سخنان بیاساس و حرکتهای نسنجیده، احساسات دیگر مذاهب، تحریک و به اختلافات دامن زده شود،
اگر تشیّع خلاصه شود در چراغانی و سیاهپوش کردن، و از فلسفه دین و اهداف دین، و فرمایشات ائمه اطهار، و از ارتباط با خالق هستی آن هم در دل شب، خبری نباشد،
اگر اسلام خلاصه شود به نماز، روزه، دعا، زیارت، نذری، روضه و عزاداری و از دستورات دین و فرمایشات ائمه اطهار و از آموزههای دین، خبری نباشد،
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
هر ساعت از نو قبلهای با بت پرستی میرود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را[21]
این همان انحراف است.
[1]. . این در حالی است که اسلام فقط نماز و روزه و دعا و زیارت نیست. پیامبر گرامی در این زمینه میفرماید: «لاَ تَنْظُرُوا إِلَى کثْرَةِ صَلاَتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ کثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیلِ اُنْظُرُوا إِلَى صِدْقِ اَلْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ» به بسیارى نماز روزه و حج گزاردن و کارهاى نیک و هیاهوى نماز شب ایشان ننگرید، بلکه به راستی گفتار و اداى امانت آنان بنگرید. روضة الواعظین: جلد: 2 صفحه: ۳۷۳.
[2]. . سوره نساء آیه 150.
[3]. . تاریخ طبرى: جلد: 7، صفحه 240.
[4]. . تحف العقول: جلد: ۱ صفحه: ۲۴۵.
[5]. . تاريخ طبرى، ج 4، ص 304.
[6]. . بحار الانوار، الوفاء، ج44، ص325.
[7]. . الفتوح، (بیجا)، ج5، ص17.
[8]. . بِكُمْ فَتَحَ الله وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّرّ. خداوند عالم را با شما آغاز كرد و با شما نيز ختم مىكند و به واسطه شما، باران را فرو مىريزد و به واسطه شماست كه آسمان بر زمين نمیافتد و به واسطه شما، اندوه را مىزدايد و سختى را برطرف مىكند. كافى شريف ج 4 ص 576- 577.
[9]. . زیازت جامعه: «وَمَن ِاعتَصَمَ بِکّم فَقَدِ اعتَصَمَ بِاللهِ»
[10]. . امام صادق علیه السلام :«کُلُّنا سُفُنُ النجاةِ ولکِنْ سفینةُ جَدّي الحُسین أَوْسَعُ وفی لُجَجِ البحار أسْرَعُ» همهی ما اهل بیت کشتیهای نجاتیم، ولی کشتی جدّم حسین علیه السلام وسیعتر و در عبور از امواج سهمگین دریاها سریعتر است. بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴.
[11]. . الَّذِی بِبَقَائِهِ بَقِیَتِ الدُّنْیَا وَ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ. زاد المعاد، علامه مجلسی، ص ۴۲۲.
[12]. . امام رضا عليه السلام: إنّ الإمامةَ زِمامُ الدِّينِ ، و نِظامُ المُسلِمينَ، و صَلاحُ الدُّنيا، و عِزُّ المُؤمِنينَ. امامت، زمام دين است و رشته مسلمانان و اصلاح و آبادانى دنيا و عزّت مؤمنان. الكافي : ج1 ،ص200،ح1.
[13]. . امام حسین علیه السلام: اُمِرَ النّاسُ بِمَعْرِفَتِنا وَ الرَّدِّ إلَينا وَ التَّسْليمِ لَنا، ثُمَّ قالَ: وَ إنْ صامُوا وَ صَلُّوا وَ شَهِدُوا أنْ لا إله إلّا اللهُ وَ جَعَلُوا فِي إنْفُسِهِمْ أنْ لا يَرُدُّوا إلَيْنا کانُوا بِذلِک مُشْرِکينَ. مردم مأمورند تا ما را بشناسند و به سوي ما بازگردند و تسليم ما باشند. سپس فرمود: و در غير اين صورت اگر به سوي ما باز نگردند و از ما پيروي نکنند، هر چند که روزه بدارند و نماز بخوانند و به يگانگي خداوند اقرار نمايند، در شمار مشرکين خواهند بود. الکافي، جلد 2، صفحه 398.
[14]. . الكافي : جلد: ۲ صفحه: ۱۸ حدیث: ۳.
[15]. . الكافي : 1 / 392 / 1 و سوره ابراهیم آیه 37.
[16]. . سوره ابراهیم آیه 37.
[17]. . بحار، ج ۶۵، ص ۸۶.
[18]. . شاعر: علیرضا قزوه.
[19]. . بحارالانوار، جلد: 44، صفحه: 329، باب: 37، روايت 2.
[20]. . تهذيب الأحكام جلد: 6 صفحه: 113.
[21]. . شاعر: سعدی.
فهرست کامل کتاب بازخوانی قیام عاشورا:
پیش گفتار
بخش اوّل
اولین اقدام حضرت امام حسین در جواب والی مدینه
بازخوانی سخنان امام حسین در جواب والی مدینه
چهار گزینه پیش رو
بخش دوّم
پاسخ امام حسین به پیشنهاد خفت بار مروان
بازخوانی پاسخ امام حسین به پیشنهاد مروان بن حکم
بخش سوّم
سخنان امام حسین علیه السلام در کنار قبر پیامبر
بازخوانی دو سخن امام حسین علیه السلام
بخش چهارم
پاسخ امام حسین علیه السلام به عمر اَطرف
بازخوانی پاسخ امام حسین علیه السلام به عمر اَطرف
بخش پنجم
پاسخ امام حسین علیه السلام به اُم سلمه
بازخوانی پاسخ امام حسین علیه السلام به ام سلمه
بخش ششم
پاسخ امام حسین علیه السلام به محمد حنفیه
بازخوانی پاسخ امام حسین به محمد حنفیه
بخش هفتم
وصیت نامه امام حسین علیه السلام
بازخوانی وصیت نامه امام حسین علیه السلام
چه مفسدهای پیش آمده بود که با نصیحت اصلاح نمیشد
حضرت امام حسین علیه السلام از ما چه انتظاری دارد؟
بخش هشتم
انتخاب مسیر حرکت امام حسین به سمت مکّه
بازخوانی تعیین مسیر حرکت امام حسین علیه السلام
بخش نهم
تلاوت قرآن کریم هنگام خروج از مدینه و ورود به مکّه
بازخوانی تلاوت آیات قرآن توسط امام حسین علیه السلام
بخش دهم
سخن امام حسین در پاسخ عبداللّه بن عمر
بازخوانی جواب امام حسین به عبداللّه بن عمر
بخش یازدهم
نامه امام حسین علیه السلام به بنىهاشم
بازخوانی نامه امام حسین به بنىهاشم
بخش دوازدهم
خطبه امام حسین علیه السلام در مکّه
بازخوانی خطبه امام حسین علیه السلام
یکی از مظاهر کمال
بخش سیزدهم
پاسخ امام حسین به پیشنهاد عبداللّه بن زبیر
بازخوانی پاسخ امام حسین به عبداللّه بن زبیر
بخش چهاردهم
دعوت عبیداللّه بن حرّ جعفی توسط امام حسین
بازخوانی دعوت عبیداللّه بن حرّ توسط امام حسین
بخش پانزدهم
پذیرایی از لشکر حر توسط امام حسین علیه السلام
بازخوانی اقدام امام حسین در پذیرایی از لشکر حر
بخش شانزدهم
حرکت هوشمندانهی امام حسین در عصر تاسوعا
رمز گشائی حرکت هوشمندانهی امام حسین
پیش نیاز مبارزه و جهاد
بخش هفدهم
سفارش امام حسین علیه السلام به زینب کبری
بازخوانی سفارش و توصیه امام حسین به زینب کبری
سه وظیفه سنگین
زینب کبری چگونه توانست خون را بر شمشیر پیروز کند
بخش هجدهم
منشور جهانی آزادگی امام حسین علیه السلام
بازخوانی منشور جهانی آزادگی امام حسین
منابع
برای دریافت رایگان فایل pdf کتاب بازخوانی قیام عاشورا اینجا کلیک نمایید.





دیدگاهتان را بنویسید