
بازخوانی پاسخ امام حسین علیه السلام به عمر اَطرف /
1. مخالفتها و جوابها
کسانی که با پیشنهاد خود، قصد جلوگیری از حرکت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را داشتند چند گروه بودند:
1. ساده لوحان
عدهای از روی بیاطلاعی، جنبههای شخصی قضیه را میدیدند و از روی علاقه و دلسوزی پیشنهاد انصراف از رفتن به کربلا ارائه میکردند مانند عَمر اَطرف و محمد حنفیه از فرزندان امام علی، اُم سلمه همسر پیامبر گرامی که میگفتند ما از پیامبر گرامی اسلام شنیدیم که مىفرمود فرزندم حسین در خاک عراق و در محلى به نام کربلا کشته خواهدشد.
خبر پیامبر گرامی برای چه بود؟
آن چه پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در باره کشته شدن حضرت امام حسین علیه السلام بیان فرموده بود؛ برای این نیست که مواظب باشید امام حسین به عراق نرود که اگر برود کشته میشود، بلکه پیامبر گرامی میخواهد به امت اسلامی بفهماند که مواظب باشید، اسباب این کشته شدن فراهم نشود. پیامبر گرامی، مسلمانان را به ترک فعل، دعوت نکرد بود تا عدهای جلوی آن بزرگوار را بگیرند، بلکه مقصود آن بزرگوار این بود که مواظب باشید دست از یاری او برندارید و اگر خدای نکرده مقدمات قتل آن بزرگوار فراهم شد، او را تنها نگذارید.
2. بی حالان
عدهای حال مبارزه و همراهی را نداشتند و حاضر نبودند خطر کنند از طرفی هم میدانستند همراهی نکردن امام عاقبت خوبی ندارد، در نتیجه میخواستند به ظاهر از روی خیر خواهی حضرت را از راه مقدسش بازدارند تا هم در دردسر نیفتند و هم گرفتار خاری و ذلت نشوند مانند بخشی از بنی هاشم که حضرت آب پاکی را روی دست این گروه ریخته و با جمله: «مَنْ لَحِقَ بِى اِسْتَشْهَدَ» قطعیت حرکت و قیام خود را به آنان فهماند و با جمله: «وَمَنْ تَخَلَّفَ لَمْ یدْرِک الْفَتْحَ» عاقبت مختوم و ذلت بار آنان را گوش زد کرد[1]
3. گیج شدگان
رهبر معظم انقلاب در این زمینه میفرماید: «قبل از حرکت به کربلا، بزرگانی مثل ابن عباس و ابن جعفر و چهرههای نامدار صدر اسلام، که ادعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه کار باید بکنند ولی زینب کبری گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمیفهمید راه سختی است؛ او بهتر از دیگران حس میکرد. او یک زن بود؛ زنی که برای مأموریت، از شوهر و خانوادهاش جدا میشود؛ و به همین دلیل هم بود که بچههای خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس میکرد که حادثه چگونه است.»[2]
4. گندم نمایان جو فروشی
مدعیان عوام فریب و گندم نمایان جو فروشی که حرکت حضرت را مخالف منافعشان و سبب افشای ماهیت منافقانه شان میدانستدند. مانند عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر. چه بسیارند کسانی که منافع دین را میخواند، اما حاضر نیستند هزینه تدینّشان را بپردازند، اینان همواره دین را برای خود هزینه میکنند نه خود را برای دین و چه فرق است بین این که یکی براى حفظ خود، کعبه را سپر و بلاگردان خویش میکند و دیگری خود و اهل و عیالش را سپر و بلاگردان کعبه نماید، یکى اسلام را فداى شخصیت خویش مىکند و دیگرى خود را فداى اسلام، یکی به سوى خود مىخواند و دیگرى به سوى خدا و یکی میل ریاست دارد و دیگری مسئولیت و رسالت رهبری بر دوش احساس میکند.
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
هر ساعت از نو قبلهای با بت پرستی میرود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام به فراخور پیشنهادها و مخالفتها، جوابهای مختلفی به افراد ارائه نموده است.
2. روشنگری
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، ضمن پاسخ افراد، نسبت به پیشنهاد دهندگان، هشدار جدی میدهد و همهی آنان را از عاقبت پیشنهادشان با خبر میسازد.
3. عالم الغیب و الشهادة
بعضی بر این تصور بودند که چون حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، از عاقبت کار بیخبر است و دست به چنین حرکتی زده است و حضرت امام با پاسخهایش از این تصور غلط پرده برداشت و به روشنی تفهیم کرد که ممکن نیست رهبر الهی نسبت به عاقبت کاری که میخواهد شروع کند؛ آگاهی نداشته باشد چرا که امام به اذن خداوند تبارک و تعالی، عالم الغیب و الشهادة است.
4. کسی آگاه تر از امام نیست
بعضی با پیشنهاداتشان خود را آگاهتر از امام معرفی میکردند و حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در پاسخهایش از این تصور غلط پرده برداشت و به روشنی تفهیم کرد که ممکن نیست کسی نسبت به رهبر الهی آگاهتر باشد و امام نسبت به موضوعی آگاهیش کمتر از دیگران باشد.
5. منافع شخصی یا مصالح جامعه اسلامی
بعضی با پیشنهاداتشان از حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام میخواستند تا منافع شخصی خود را بر مصالح جامعه اسلامی مقدم شمارد و حضرت امام این خواست نابجا را رد کرد و به روشنی تفهیم نمود که ممکن نیست رهبر الهی با مقدم شمردن منافع شخصی، مصالح جامعهی اسلامی را نادیده بگیرد و از آن غفلت نماید.
6. منافع شخصی فدای مصالح جامعهی اسلامی
بعضی با پیشنهاداتشان از حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام میخواستند تا مصالح جامعهی اسلامی را فدای منافع شخصی خود بنماید و حضرت امام این خواست نابجا را رد کرد و به روشنی تفهیم نمود که هر مسلمانی باید منافع شخصی خود را فدای مصالح جامعهی اسلامی بنماید و الا به اسلام و جامعهی اسلامی خیانت کرده است و رهبر الهی از این قاعده مستثنی نیست و هرگز مصالح جامعهی اسلامی را فدای منافع شخصی خود نخواهد کرد.
7. خبر از نهضت و قیام
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با بیان این که هرگز تن به ذلت نمیدهد، ضمن جواب صریح و روشن، برای چندمین بار از وظیفهی رهبری الهی خبر داد و از تصمیم قاطع خود نسبت به حماسهی جهاد و شهادت پرده برداشت و با اتمام حجت، تکلیف همگان را در این مبارزه نفسگیر روشن ساخت.
8. مستند سازی دکترین قیام
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام خبر شهادت را مستند به حدیث نبوی نمود تا به روشنی ترسیم نماید که حرکتش فردی و سلیقهای نبوده و با استناد قیام و نهضت خود به فرمایش پیامبر گرامی اسلام، ضمن مستندسازی دکترین قیام، حقانیت حرکت الهیش را ثابت میکند.
9. محل شهادت
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با خبر از محل شهادت خود، از انجام و عاقبت حرکت؛ همهی کسانی که قصد همراهی حضرت را داشتند، مطلع ساخت تا هیچ ناخالصی در قیام نماند و آنان که انگیزههای مادی دارند تکلیف خود را بدانند و رهبر الهی را بیش از این زحمت ندهند.
10. به جای دفاع درخواست تسلیم
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام سخن از شکایت مادرش در نزد رسولالله سخن به میان آورد تا به دیگران بفهماند که با نادیده گرفتن حق معنوی امامت و رهبری توسط سران جامعه، چگونه بر وی ظلم روا داشتهاند و از آن بدتر این که به جای دفاع از حق امامت و رهبری، چگونه مدعیان دینداری وی را به تسلیم در برابر ظلم دعوت میکنند.
11. هشدار جدی
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با بیان سنت الهی که «داخل بهشت نخواهد شد کسی که با اذیت فرزندان فاطمه موجب رنجش وى گردد» جامعه و خواص را با هشدار جدی مواجه ساخت، تا از این رهگذر شاید به یاری رهبر جامعه برخیزند و از شقاوت ابدی رهایی یابند.





دیدگاهتان را بنویسید