
بازخوانی پاسخ امام حسین به پیشنهاد مروان بن حکم /
1. منطق و بصیرت فوق العاده
نهضت و قیام حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام منطقی فوق منطق دنیای افراد عادی و حتی فوق منطق خواص و سرشناسان معتبر جامعه دارد و از بصیرتی فوق بصیرت خواص جامعه، مانند ابنعباس، ابنحنفیه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر برخوردار است، چرا که آن چه آنان در آینه نمیتوانستند ببینند، حضرت در خشت خام میدید.
2. اجازه طرح پیشنهاد خفت بار
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام به مروان برای طرح پیشنهاد خفت بارش، اجازه داد، تا از یک سو با بیان منظور و مقصودش، دوباره خود را نشان دهد و قصد شومش را بر علیه اسلام و رهبری آن، نمایان سازد و از سوی دیگر ضمن جلوگیری از هر بهانهای، در آینده نتواند با نفاق و دورویی، حقائق را کتمان کند و از سوی سوم پذیرفتن نصیحت از دشمن خطاست اما شنیدن آن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.
حذر کن زآن چه دشمن گوید آن کن * که بر زانو زنی دست تغابن
گرت راهی نماید راست چون تیر * از او برگرد و راه دست چپ گیر[1]
3. شنیدن پیشنهاد خفت بار
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام گرچه اجازه داد مروان پیشنهادش را طرح کند اما پیشنهاد خفتبار مروان را نپذیرفت، چرا که مروان فردی منافق و جاهطلب بود و در طرح پیشنهاد خفت بارش، دنبال مقاصد شخصی و رذیلانهی خود میگشت.
4. پاسخ صریح و روشن
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در مقابل پیشنهاد خفتبار مروان، به صورت صریح و روشن اظهار نظر کرد تا ضمن تفهیم هدف و مقصدش، با وی و موافقان زمامداری یزید ملعون، اتمام حجت نماید.
5. خیرخواهی دروغین
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام به خوبی به مروان تفهیم کرد که وی به بیراهه رفته و بر خلاف ادعایش، نه تنها خیرخواه امام نیست، بلکه با پیشنهاد خفت بارش، قصد توطئه بر علیه اسلام و مسلمین دارد.
6. تقدم صلاح جامعه بر فرد
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام به خوبی به مروان تفهیم کرد که بر فرض محال اگر در خیر خواهی صادق باشد، باید بداند که خیر جامعه اسلامی بر خیر و صلاح فرد مقدم است و بدون توجه به منافع شخصی و ظاهری، باید به مصالح جامعه اسلامی توجه نمود.
7. مبارزه با علت نه معلول
فساد زمامدار، علت بیعت نکردن حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام است. حضرت امام به جای پرداختن به چرایی بیعت نکردن، به چرایی مخالفت با امالفساد میپردازد و به جای مخالفت با پیشنهاد خفتبار مروان، با زمامداری یزید مخالفت میکند تا ضمن دوری از مباحث انحرافی، توجه همگان را به امالفساد بودن یزید (که علت است) جلب نماید. حضرت امام برای این که کسی نتواند بیعت نکردن حضرت را توجیه کند که یزید مشکلی ندارد و حضرت چون خود را برتر میداند بیعت نمیکند؛ به اصل اشکال زمامداری یزید پرداخت.
8. عمق فاجعه
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام زمامداری یزید ملعون را به فاجعه در جامعه اسلامی تعبیر میکند و با تلاوت کلمه استرجاع: «اِنَا للّهِ وَ اَنّا اِلَیهِ راجِعُون» وضعیت اسفبار جامعه اسلامی را ترسیم و از عمق فاجعه خبر میدهد و با کلمه بُلِیتِ: «اِذا بُلِیتِ اْلاُمَّةُ» و تعبیر به خفتبارترین شکل زمامداری؛ وضعیت ننگین یزید را ترسیم مینماید.
9. کوتاهی نسبت به فرمایشات پیامبر
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با یادآوری فرمایش پیامبر گرامی اسلام، به مسلمانان و خاصه بزرگان جامعه فهماند که گرفتاری جامعه اسلامی به زمامداری آدمِ فاجر و فاسقی مثل یزید، به خاطر کوتاهی جامعه در عمل به فرمایشات پیامبر گرامی اسلام است و اگر مسلمانان و خاصه بزرگان جامعه، در عمل به فرمایشات آن بزرگوار کوتاهی نمیکردند، امروز به زمامداری مثل یزید گرفتار نمی شدند.
10. وَ عَلَى اْلا سْلامِ السَلام
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با جمله: «وَ عَلَى اْلا سْلامِ السَلام» میخواهد ثابت کند که زمامداری یزید فاجر، تمامی زحمات پیامبر گرامی اسلام را از بین میبرد و در این صورت باید با اسلام، خدا حافظی کرد و به تعبیر دیگر فاتحهی اسلام را خواند.
11. مستند سازی دکترین قیام
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با جمله «وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللّه صلّى اللّه علیه و آله یقُولُ» با استناد قیام و نهضت خود به فرمایش پیامبر گرامی اسلام، ضمن مستند سازی دکترین قیام، حقانیت حرکت الهیش را ثابت میکند.
12. انگیزهی الهی
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با بیان: «وَ عَلَى الْاِسْلامِ السَلامُ و وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللّه صلّى اللّه علیه و آله یقُولُ» انگیزهی حرکت خود را الهی و برای اصلاح جامعه اسلامی آن زمان معرفی میکند و هیچ انگیزهی دیگری را در آن نقش نمی دهد.





دیدگاهتان را بنویسید